25اردیبهشت خیزش دوباره جنبش دانشجویی ایران، همگام با جنبش رهایی بخش سبز ایران

۱۳۸۸ دی ۸, سه‌شنبه

درگیری های گسترده دانشجویان مردمی با دانشجویان مزدور در دانشگاه علم و صنعت

دانشجویان حامی میرحسین موسوی در اعتراض به خاک و خون کشیده شدن مردم بیگناه درروز عاشورا دست به اعتراضاتی زدند
که با هجوم دانشجویان مزدور بسیجی به تشنج کشیده شد
این تنش که روبه گسترش بود ورود ننیروهای سرکوبگر نظامی به نفع مزدوران پایان یافت
شایان ذکر است که چندین نفر دستگیر شده و به جاهای نامعلومی انتقال داده شدند

۱۳۸۸ آذر ۳۰, دوشنبه

جنبش 16 آذر تا ان جا کارساز بود که حکومت استبدادی را وا داشت تا به ترفندی جدید متوسل بشود.ترفند تبلیغی محکوم کردن پاره شدن عکس خمینی توسط معترضین وبر نیزه کردن ان به عنوان یک سند جنایت غیر قابل بخشش! البته این بار اول نبود که حکومت به چنین ترفندی متوسل می شد. هنوز فراموش نکرده ایم که برای سرکوب جنبش دانشجویی 18 تیر ماه 1378،قران بر سر نیزه کردند و فریاد بر اوردند که دانشجویان ،قران ها را به اتش کشیده اند.
واقعیت این است که این اقدام حکومت مذهبی از روی ناتوانی و استیصال صورت می گیرد. نه این که به راستی از روی تعصب یا اعتقاد دست به چنین کارهایی بزنند. بلکه هرگاه به دنبال یک بهانه برای تحمیق توده ها از یک سو و یافتن راهی برای مشروعیت دادن سرکوب ها از دیگر سو باشند ،به چنین ترفند هایی رو می اورند.
در اقدام اخیر نیز حکومت در مقابل اراده ی جنبش سبز، خودش را ناتوان دید. برای این که از همه ی راه های ممکن استفاده کرد اما در امر سرکوب توفیقی به دست نیاورد.پیش از ان کشتار و شکنجه وتجاوز را ازمود اما این اقدام ضد بشری بر دامنه ی اعتراضات افزود. سپس به نیرنگ رو اورد و جنبش سبز علوی را در مقابل جنبش سبز دموکراسی خواهی یا به زعم او جنبش سبز اموی کلید زد. ولی هیچ نتیجه ای عاید نگردید.
همچنین اعلام کردند که با تغییر ساختار نیرو های نظامی قرار است از ان ها به عنوان افسران و سربازان جنگ نرم درمقابل مردم استفاده کنند. یعنی ان ها را با بودجه ی دولتی تدارک و سازماندهی نمایند اما به نام مردم و دانشجو به خیابان و دانشگاه اورده و بگویند که این مردم هستند که در برابر جنبش سبز ایستاده اند، این ترفند نیز ثمری نداد.
به اسلحه ی تهدید رو اورده و هر روز در بوغ های تبلیغی خود دمیدند که موسوی و کروبی را بازداشت خواهند کرد!بلکه ان ها از ترس مرگ دست به خودکشی بزنند. این ترفند نیز کارگر نیفتاد و در کنار کروبی و موسوی،رفسنجانی و خاتمی نیز بیش از پیش فعال شدند و مجمع روحانیون مبارز نیز بیش از پیش تحریک شد تا پا در میدان بگذارد.در تمامی این مراحل،سرکوبگران نخواستند این واقعیت را بپذیرند که در مقابل یک جنبش با انگیزه و با اهدافی اصیل قرار دارند.با جنبش هایی که مطالبات به حقی دارند نمی توان با زبان زر و زور و تزویر سخن گفت.این واقعیتی است که حکومت هنوز نخواسته بپذیرد.
حتا در مراحلی موسوی و اصلاح طلب ها را تحریک کردند تا بلکه،با محکوم کردن شعار جمهوری ایرانی و جانم فدای ایران،بین بدنه ی جنبش با رهبران اسمی ان اختلاف بیندازند اما این ترفند نیز نتیجه نداد. برای این که موسوی دریافت که نمی بایست نظرات خود را بر یک جنبش تحمیل نماید و به همین دلیل و به مرور با این خواست اصیل جنبش کنار امد.
بنابراین،دیکتاتوری نظامی-امنیتی حاکم بر ایران از همه ی ترفند ها استفاده کرد تا جنبش سبز را خاموش کرده و برای همیشه از شر ان راحت شود. ولی 6 ماه از عمر جنبش گذشت اما در 16 آذر نشان داد که با صلابت هر چه تمام تر راه خود را ادامه می دهد. این بار اما ترفند تبلیغی دیگری به کار بردند. ان ها از صحنه ی پاره کردن عکس خمینی فیلم برداری کردند و در وسیع ترین شکل ممکن ان را به نمایش در اوردند. البته هنوز هیچ منبع مستقلی مشخص نکرده است که ایا این عمل توسط معترضن صورت گرفت یا توسط خود رژیم.اما ان چه اهمیت دارد این است که این خود رژیم بود که ان صحنه را منتشر کرد تا حتا پیر زنان و پیر مردان روستایی نیز دریابند که عکس خمینی پاره شده و مردم شعار جمهوری ایرانی سر می دهند!حتا شعار های دانشجویان علیه بسیج نیز به نمایش در امد.
حکومت با این کار خود چند هدف را دنبال می کرد.اول می خواست به توده های مردم به ویژه طرفداران خودش نشان بدهد، این فقط عکس خامنه ای نیست که به اتش کشیده می شود. بلکه عکس خمینی هم پاره می شود.از ان جا که حکومت نمی توانست صحنه های پاره شدن عکس خامنه ای یا شعار هایی که علیه او سرداده می شود را به نمایش در بیاورد و می دانست که این کار،نتیجه ی معکوس دارد ،سعی کرد به مردم بگوید که معترضین با خمینی هم مشکل دارند. به نحوی انتقام پاره شدن عکس خامنه ای را با نمایش اخیر از خمینی گرفت. در صورتی که در شرایط کنونی کسی با عکس خمینی مشکل نداشت و او نبود که در 30 خرداد دستور سرکوب مردم را داده بود.رژیم سعی کرد با گسترش بحران به نحوی ان را به مرحله ای برساند که امکان ازبین بردنش مهیا شود.حداقل نتیجه ای که می توانست از این کار به دست اورد عادی سازی پاره کردن عکس خامنه ای بود.زیرا نمی توانست از پاره کردن ان توسط معترضین جلوگیری کند.
هدف بعدی این بود که از این راه یعنی قربانی کردن اعتبار خمینی به بسیج توده ها برای سرکوب جنبش سبز بپردازد. دیده بود که هر اندازه معترضین شعار های ساختار شکن سر می دهند، اما طرفداران حکومت از خود واکنشی نشان نمی دهند.. با خود چنین اندیشید که تنها عاملی که ممکن است خشم طرفداران خمینی را برانگیزد ،نشان دادن نمایش پاره کردن عکس خمینی است. اما شاهد بودیم که حتا طرفداران خمینی برای این امر نیز بسیج نشدند. زیرا بخش بزرگی از طرفداران خمینی همان هایی بودند که به موسوی و کروبی رای دادند و پیش از این از حکومت احمدی و خامنه ای و صدا و سیمای دروغگو،قطع امید کرده بودند.
هدف مهم تر حکومت این بود که با این کار خود بین بدنه ی جنبش سبز که سکولار ومخالف جمهوری اسلامی است با رهبری اصلاح طلب ان اختلاف بیندازد. برای این که رهبران اصلاح طلب جنبش بار ها و بارها سرسپردگی خود به خط امام را بیان کرده بودند و در وضعیت جدید می بایست با خود و جنبش تعیین تکلیف می کردند. اگر این رهبران در دام ترفند تبلیغی صدا و سیمای دروغ و ریا افتاده و با ان ها هم صدا می شدند ،هدف اصلی کودتاگران تامین شده بود. اگر واکنشی نشان نمی دادند در بوغ های خود می دمیدند که این ها در حمایت خود از خمینی و خط او صادق نیستند. باید اذعان کرد که رژیم با این ترفند خواب بس وحشتناک و مزورانه ای برای اصلاح طلبان دیده بود.حکومت نمی توانست به راحتی کروبی و موسوی را بازداشت کند ،مگر این که پیش از ان ،ارتباط ان ها با بدنه ی جنبش را قطع می کرد. بهترین راه این بود که موسوی و کروبی را وا بدارد که در پشتیبانی از خمینی و محکوم کردن پاره شدن عکس او ،گوی سبقت از حامیان دروغین خمینی بربایند و با بدنه ی جنبش خداحافظی کنند تا وسیله ی بازداشت ان ها به دست خودشان فراهم شود.البته این ضعف اصلاح طلبان است که هنوز نتوانسته اند یک ارتباط منطقی بین خواست جنبش از یک سو و عقاید پیشین خود به وجود اورند. به اصطلاح پاشنه اشیل اصلاح طلبان همین خط امام و قانون اساسی به جا مانده از دوران خمینی است.در حالی که جنبش، شعار جمهوری ایرانی سر می دهد ،موسوی خواهان جمهوری اسلامی نه یک کلمه کم و نه یک کلمه زیاد است و این امری است که دیر یا زود برای جنبش و رهبران اصلاح طلب ان مشکل ساز خواهد شد. کودتاگران از این ضعف یا تناقض در جنبش به خوبی اگاه هستند و حتما در اینده نیز برای استفاده از ان برنامه ریزی خواهند کرد.
در این میان بهترین رفتار از سوی بیت خمینی بروز داده شد.ان ها دریافتند که برسرنیزه کردن عکس خمینی فقط ترفندی از سوی کسانی است که در جنایت و تجاوز و شکنجه و سرکوب مهارت داشته اما برای حفظ قدرت به این عوامفریبی نیز نیاز دارند.درخواست مجوز موسوی و کروبی برای دفاع از عکس خمینی اما اشتباه امیز ترین کاری بود که صورت گرفت. ان ها شانس داشتند که حکومت به در خواست ان ها که سران فتنه اشان می خواند، نمی تواند ، موافقت کند، و به ان ها مشروعیت بدهد ،در غیر این صورت اولین گام برای افتادن در دام کودتاگران برداشته شده و با عقب کشیدن بدنه ی جنبش،زمینه ی اختلاف و در نهایت بازداشت اقایان و سرکوب جنبش فراهم می شد.
اگرچه قران سرنیزه کردن برای حکومتی که جز دروغ و تهدید و سرکوب،ابزاری ندارد ،امری معمول است اما رهبران اصلاح طلب جنبش سبز باید اگاه باشند که نباید مردم را با این اخلاق غیر مدنی سرگرم کرد. پاره کردن عکس یا اتش زدن ان ،در دنیای مدرن یک نشانه ی اعتراض است. اما طرح این موضوع که با پاره شدن عکس فلانی به دین و ایین و بلکه شخصیت او هتک شده است یک اموزه ی بدوی و ارتجاعی است..در شرایطی که به دختران و پسران ایرانی در بازداشت گاه های جمهوری اسلامی تجاوز شده یا چون روح الامینی ها زیر شکنجه می میرند اما حوزه ی به اصطلاح علمیه سکوت می کند،اما برای پاره شدن یک عکس دست به راهپیمایی می زند برای موسوی و کروبی زیبنده نبود که با این موج هماهنگ شده یا با موضع گیری های ناصواب خود بر اتش تنور حکومت بدمند.
البته در فتنه ی اخیر که به فتنه ی عکس معروف شد،تندرو ترین روحانیون و سیاسیون بهره مند از رانت قدرت،دست به اعتراضاتی علیه رقبای اصلاح طلب خود زده و از این رهگذر بیش از گذشته،جنگ قدرت تشدید شد که حتما به نفع جنبش سبز است.جنبش سبز باید بی اعتنا به این جار و جنجال ها راه خود را ادامه بدهد و دربند عکس و این امور نماند.جنبش باید از هرفرصتی بهره برده و مبارزات مسالمت امیز خود را ادامه دهد. فرض را بر این قرار بدهیم که حکومت قادر به سرکوب این جنبش باشد، به راستی جنگ و جدل های درون قدرت کافی است تا حکومت را از کار بیندازد. اگر حکومت گران توانایی سرکوب جنبش را می داشتند، پیشاپیش باید می توانستند راه حلی برای نزاع درونی خود بیابند.
جنبش البته باید در وضعیت کنونی به دنبال پرداخت هزینه ی بیشتر یا رادیکال تر کردن شعار های خود نباشد. باید با مبارزات ارام و سنجیده شرایطی را به وجود اورد که هر اینه برتعادل قدرت ،ناشی از جنگ قدرت درون حکومتی،به نفع خودش بهره ببرد.هرگاه هزینه ی مبارزات بالا برود یا شعار ها بیش از وضعیت کنونی رادیکال بشود،این خطر وجود دارد که بخشی از جناح قدرت، جنبش را وجه المصالحه ی خود قرار داده و با رقیب سازش کند.باید به گونه ای حرکت کرد که جنبش بر تنازعات درونی اثر ویزه بگذارد بدون این که عوامل قدرت بتوانند از جنبش برای امتیاز گیری شخصی یا سیاسی مایه بگذارند. تنازعات درون قدرت به اندازه ای زیاد است که اگر جنبش به خوبی از فرصت ها استفاده کند،هزینه اش پایین تر خواهد امد.
راهپیمایی سکوت دانشجویان شریف نمونه ی خوبی است که به جنبش یاداوری می کند که در شرایط کنونی می بایست هزینه را پایین اورد و با تامل بیشتر،گام های بعدی را به پیش گذاشت. جنبش دانشجویی در یک هفته ی گذشته به خوبی نشان داد که امکان رهبری جنبش را دارد و خود را درگیر منازعه ی قدرت در باره ی پاره شدن عکس خمینی نمی کند. اگر قرار باشد از حریمی دفاع شود ،حریم دانشگاه و دانشجو است که بارها و بارها از سوی حکومت مورد تجاوز قرار گرفته است. هر کس در هر رده ای پا در میدان قدرت و سیاست گذاشته باشد باید این امادگی را داشته باشد تا مردم او را نقد کرده،عکس او را پاره کنند یا علیه او شعار بدهند.هیچ سیاستمداری از این امر مستثنا نیست. این پیام جنبش سبز دموکراسی خواهی ملت ایران است.

پيام تسليت شيرين عبادی در پی درگذشت آيت‌الله منتظری

پدر مرا به بخش
پدر مرا به بخش که قدرت را ندانستم.

پدر مرا به بخش که در سال‌های سختی که علیه رژیم ستم شاهی‌ مبارزه می‌‌کردی ترا یاری نکردم زیرا ابلهانه می‌‌پنداشتم، حکومتی که مجهزترین ارتش خاور میانه را دارد با فریاد چند روحانی ساقط نخواهد شد - حتما به یاد می‌‌آوری که حتی تا چند ماه مانده به پیروزی انقلاب، تعداد روحانیونی که مخالف شاه بودند، تا چه حد اندک بود- شاید هم از ترس چنین می‌‌اندیشیدم و می‌‌خواستم بی‌ تفاوتی خود را توجیه کنم.

پدر مرا به بخش، زمانی‌ که پس از تحمل سال‌ها زندان و شکنجه، آزاد شدی برای تبریک به دست بوست نیامدم زیرا که جاهل بودم. نمی‌‌دانستم در زندان تو تنها پناهگاه زندانیان بودی. نمی‌‌دانستم چه نقش مهمی‌ در نزدیک ساختن گروه‌های مسلمان مبارز و چپ انقلابی‌ داشتی.

پدر مرا ببخش، زمانی‌ که همراه آیت الله خمینی به تهران آمدی و مهم‌ترین مشاور سیاسی رهبر انقلاب بودی، درایت و تیزهوشی ترا نادیده گرفتم و معنای سخنانت را نمی‌‌فهمیدم.

پدر مرا به بخش، هنگامی که در آذر ماه ۱۳۶۴ طبق تصمیم مجلس خبرگان رهبری، به عنوان جانشین امام خمینی و رهبر آینده ایران انتخاب شدی، برای تبریک نزدت نیامدم زیرا می‌‌پنداشتم که دین را به دنیا فروخته‌ای. بیشتر دوست داشتم ترا مجاهد و مبارز ببینم تا حاکم.

پدر مرا به بخش، در سال‌های ۶۶ و ۶۷ که به کشتار زندانیان سیاسی اعتراض کردی و انتقادات خود را به عملکرد غلط حکومت علنا بیان کردی، هر چند سخنانت را شنیدم، اما واکنشی در خور نشان ندادم.

پدر مرا به بخش، سال‌ها در حبس خانگی بودی ولی‌ به علت سکوت مرگباری که ایران را فرا گرفته بود و خفقانی که گلوی ما را می‌‌فشرد، مظلومیت ات را فریاد نزدم و ستمگران را رسوا نکردم.

پدر حلالم کن، که هر گاه از پاسخ در می‌‌ماندم، از خرمن دانش تو توشه بر می‌‌گرفتم، حتی در آخرین روز عمر پر عزتت نیز از تو استفتأ کردم.

ترا پدر می‌‌خوانم، زیرا حمایت از زندانیان سیاسی را از تو فرا گرفتم که بخاطر آنان از کلیه مناصب دولتی و حتی رهبری حکومت جمهوری اسلامی ایران چشم پوشیدی- ترا پدر می‌‌خوانم زیرا از تو آموختم چگونه از مظلوم دفاع کنم بدون آن‌ که علیه ظالم دست به خشونت زنم- از تو یاد گرفتم که سکوت مظلوم یاری رساندن به ظالم است و نباید که ساکت بنشینیم- پدر فراوان از تو آموختم، هر چند که رسم شاگردی و فرزندی را به جا نیاوردم.

تو پدر "حقوق بشر" در ایران هستی‌ و میلیون‌ها چون من فرزند و مرید داری. نیازی هم به قدر دانی‌ و سپاس ما نداری. اما همه ما در حق تو کوتاهی کردیم و مقصریم.

پدر ما را به بخش که تو بزرگواری. پدر کوتاهی فرزندانت را تاریخ جبران خواهد کرد. تاریخ در مورد ستمی که بر تو رفت و آزاده گی تو کتاب‌ها خواهد نوشت. تو در یادها زنده هستی‌ تا عدالت و انسانیت زنده است.

یکی‌ از میلیون‌ها مرید و شاگردت
شیرین عبادی

۱۳۸۸ آذر ۲۹, یکشنبه

بیانیه جنبش مسلمانان مبارز:پدرمعنوی ایران درگذشت

به نام خدا
پدر معنوي ملت ايران در گذشت
حضرت آيت ا... العظمي منتظري، آزاد مردي از تبار انبياء الهي و دلباختگان به انسانيت و آزادگي و اسطوره ايمان و صداقت و ايثار و پايداري، پس از عمري تلاش و مجاهدت در راه تحقق آزادي و عدالت به ديدار حضرت دوست شتافت.
آزاد مرد وارسته اي که همواره فرياد حق طلبي ستمديدگان و محرومان بر زبانش جاري بود و با مبارزات حق طلبانه، چه پيش از پيروزي انقلاب که سال ها زندان و زجر و تبعيض را در نظام ستمشاهي تحمل نمود و چه در بيست سال پاياني عمر خود که در محاصره و زير فشار سنگين تهمت افترا و آزار جسمي و روحي به سر برد، سرمشق جاودانه اي از ايمان و استقامت و بردباري و وفاداري به آزادي و عدالت فرا راه ملت نهاد.
جنبش سبز و همه مردم ايران در از دست دادن پدر معنوي خود که همزمان با ايام عاشوراي سرور شهيدان و آزادگان حسين بن علي رخ داده است، سوگوارند.
اين ضايعه عظيم فرصتي است که در اين روزهاي پر خاطره ملت ايران ميثاق خود را با اهداف انساني و رهايي بخش حسين بن علي و فرزند راستين او«آيت ا.. منتظري» تجديد کنند و ايمان و شجاعت و صداقت و صميميت و مردم دوستي و ايستادگي و بردباري ايشان را سرمشق خود قرار دهند.
جنبش مسلمانان مبارز درگذشت اين مجاهد نستوه را به ملت بزرگ ايران و به همه آزاد انديشان و آزاديخواهان و تلاشگران عرصه حقوق و ارزش هاي انساني تسليت گفته و پيروي از انديشه و مشي حق طلبانه ايشان را سرلوحه ادامه راه خود در عرصه تلاش براي آزادي ملت ايران قرار می دهد.
جنبش مسلمانان مبارز
29آذر هشتاد و هشت

۱۳۸۸ آذر ۲۸, شنبه

آیت الله منتظری به دیار ابدی شتافت

به نام خدا
آیت الله منتظری درگذشت.
حضرت آیت الله العظمی حسینعلی منتظری ،طالقانی زمان
مبارز کبیر بر علیه ظالمان مستکبران درگذشت

هنوز خبر موثقی از چگونگی درگذشت آیت الله منتظری مخابره نشده است

۱۳۸۸ آذر ۲۷, جمعه

استاد شجریان دومین شاهکارش را به مردم سبز اندیش هدیه کرد: شادی آزادی

ای شادی ِ آزادی !
روزی که تو بازآیی
با این دل ِ غم پرورد
من با تو چه خواهم کرد ؟
غم هامان سنگین است
دل هامان خونین است
از سر تا پامان خون می بارد
ما سر تا پا زخمی
ما سر تا پا خونین
ما سر تا پا دردیم
ما این دل ِ عاشق را
در راه ِ تو آماج ِ بلا کردیم
می گفتم :
روزی که تو بازآیی
من قلب ِ جوانم را
چون پرچم ِ پیروزی
بر خواهم داشت
وین بیرق ِ خونین را
بر بام ِ بلند ِ تو
خواهم افراشت
می گفتم :
روزی که تو باز آیی
این خون ِ شکوفان را
چون دسته گل ِ سرخی
در پای تو خواهم ریخت
وین حلقه ی بازو را
در گردن ِ مغرورت
خواهم آویخت
ای آزادی !
بنگر !
آزادی !
این فرش که در پای تو گسترده ست
از خون است
این حلقه ی گل خون است
گل خون است ...
ای آزادی !
از ره ِ خون می آیی
اما
می آیی و من در دل می لرزم :
این چیست که در دست ِ تو پنهان است ؟
این چیست که در پای تو پیچیده ست ؟
ای آزادی !
آیا
با زنجیر
می آیی ؟ ...

۱۳۸۸ آذر ۲۵, چهارشنبه

آدرس جدید موج سبز آزادی

از دیروز دامنه‌های پیشین موج سبز آزادی (www.mowjcamp.net www.mowjcamp.org ،www.mowjcamp.com) دزدیده شده و به آدرس آی‌پی جعلی ارسال می‌شود. آی‌پی اصلی موج سبز آزادی http://174.129.25.248 است که با وارد کردن آن می‌توانید به دروغ بودن خبر هک شدن این پایگاه پی ببرید.



برای دسترسی به موج سبز آزادی می‌توانید از آدرس: http://www.mowjcamp.ws و یا از نشانی مستقیم http://174.129.25.248 استفاده کنید و به دیگران نیز اطلاع دهید.

به دلیل جعل آدرس www.mowjcamp.com، در حال حاضر دسترسی به ایمیل info تحت این دامنه نیز برای ما مقدور نیست. لطفا برای ارسال اخبار و یادداشت‌های خود از این آدرس جایگزین استفاده کنید:

mowjcampaign[at]googlemail[dot]com

درباره من

عکس من
درود بر شما آزاد اندیشان دوستان و مبارزان راه آزادی و آگاهی : همانگونه که مطلعید این وب سایت ها توسط هواداران جنبش مسلمانان مبارز که یکی از نیروهای ملی مذهبی محسوب می شود بنیان گذاشته شده است که شروع فعالیت هایش به سه سال قبل باز می گردد. این وب سایت ها وب سایتی هایی با نگاه فکری -سیاسی می باشند و به لحاظ کاری هیچگونه وابستگی به تشکل فوق ندارد اما آرمانهایش همان آرمانهای تشکل فوق می باشد و تمامی بیانیه ها و فعالیت هایش نیز به صورت مستقل و در راستای آرمانهای این تشکل می باشد که مورد پذیرش و قبول شورای هواداران می باشد واین عمل که نوعی رسالت آگاهی بخشی در حد بسیار کوچک نیزمورد خشم و کینه حامیان زرو زور و تزویر قرار گرفت به طوری که در اواخر مرداد ماه از سوی مودتاگران مورد حملات بی سابقه ای قرار گرفت که دوستان طی یک بررسی به فعالیت های خویش به این نتیجه رسیدند که می مانیم و با گامی استوار به تداوم راه خویش جهت آگاهی بخشی ادامه می دهیم. دوستان وهم اندیشان گرامی شما می توانید پیشنهادات و انتقادات خود را با ما در میان بگذارید. باjmm1388@gmail.com شورای هوادران ج م م