25اردیبهشت خیزش دوباره جنبش دانشجویی ایران، همگام با جنبش رهایی بخش سبز ایران

۱۳۸۹ مرداد ۴, دوشنبه

بیانیه هواداران جنبش مسلمانان مبارز: مراجع عظام به رسالت تاریخی خویش در قبال ظلم و جنایت بی اعتنایی نکنند

به نام خدا
مردم آگاه ايران
همان گونه که آگاهيد وضعيت يکسال گذشته ميهن مان در دوره يکصد سال اخير بي سابقه بوده است, و اگر هم بوده مسبب آن کساني بوده اند که شعاري مبني بر اين که نماينده بلامنازع خدا هستند و يا اينکه همه اموراتشان بر مبناي تفکرات توحيدي است در اعمالشان مشاهده نشده است. اما درد ما از آن هست که شاهد وقايع در حاکميتي هستيم که همه اصول و قوانين اش را برگرفته از بينش توحيدي مي داند و تا جايي که حتي دخالت در نوع ÷وشش و رفتار مردم را نيز جايز دانسته و حق دخالت را براي خود محفوظ مي داند. فزون تر از آن وضعيتي است که براي فعالان جنبش هاي مختلف در زندان هاي کشور به وجود آمده است . زندان هاي کشور مملو از ميهن دوستاني است که تمام درد و غم شان فقط و فقط سربلندي و ÷يشرفت کشور است. عدم ÷اي بندي به قانون توسط مدعيان اجراي قانون در باره آنها و خانواده شان, شکنجه و بي احترامي و هتک حرمت به فعالان جنبش هاي اجتماعي در داخل زندان ها, همه و همه دردهاي امروز جامعه ما هستند. آري اين فجايع در کشوري رخ مي دهد که روي ÷رچم آن نام الله درج گرديده به خاطر آنکه ميخواست نمايانگر اسلام و انسانيت و مدارا و مردم دوستي و ÷اي بندي به اصول خدا÷رستي و تعهد به مباني اخلاقي در سرلوحه حکومت داري اش باشد.
مردم آگاه ايران
همان گونه که مطلعيد قوه قضاييه در هر کشوري به عنوان تنها مرجع شناخته شده براي احقاق حقوق تضيع شده مردم است, حاکميتي که مبناي قضاوتش را بينش توحيدي مي داند فرزندان ملت را به حبس هاي طولاني محکوم مي کند. آن هم به چه دليلي ! آري به دليل دفاع از حقوق همنوعان خويش و دفاع از حاکميت خود بر سرنوشت خويش. ولي مي بينيم که مسببان و عاملان جنايت هاي سال اخير, کساني که بايد در دادگاه ها محاکمه و به مردم معرفي شوند ترفيع درجه و مقام مي گيرند و شاهديم که قضاوت در دادگاه ها نه از روي استقلال قوه بلکه از روي وابستگي جناحي صورت مي گيرد. مطمئنا هيچ وجدان بيدار و آگاهي نمي تواند به سادگي چشم خود را بر روي اين فجايع ببندد و از ياد ببرد. به طور يقين بار اصلي بر دوش کساني است که نسبت به ارزش هاي توحيدي تعهد دارند و احساس مسئوليت مي کنند. آري مراجع تقليد, روحانيون و طلبه هاي جواني که به ارزش هاي والاي انساني واقف اند نبايد در مقابل بي قانوني ها سکوت کنند که اين سکوت نشانه تائيدي باشد بر ظلم هايي که بر مردم روا مي شود آيا نبايد به رسالت تاريخي خود همان دفاع از مظلوم در مقابل ظالم ب÷ردازند که در طول تاريخ همواره نمود داشته است. مادران داغديده , ÷دران دل سوخته , همسران تنها مانده و فرزندان بي ÷ناه اين ميهن مان منتظر شنيدن صداي حامياني هستند که در طول قرون متمادي همواره به عنوان نماد مبارزه بر عليه استبداد و ديکتاتوري بوده است.
ما هواداران جنبش مسلمانان مبارز ضمن محکوم نمودن تمام مسائل ضد انساني که در زندان ها و بازداشت گاه هاي سراسر کشور بر عليه مردم ايران وارد مي شود خطابه اي براي کسي که مدعي نماينده 24 ميليون نفر است و شعار عدالت خواهي اش گوش فلک را در نورديده اين است, آيا فجايع يک سال گذشته را نديده و نشنيده ايد؟آقاي عدالت خواه و عدالت محور آيا اين دو کلمه را در جامعه مان عمل نموده ايد؟ اگر ÷اسخي داريد و اگر کاري انجام داد ه ايد بگوئيد تا ملت بدانند که راست مي گوئيد! ما هواداران در ÷ايان خواستار مشخص شدن وضعيت برادر مبارزمان عبدالرضا تاجيک و هدي صابر هستيم و بار ديگر از محاکم قضايي مي خواهيم که به رسالت انساني خود که همان اجراي عدل و قسط است ب÷ردازد و در مقابل انحصار طلبان ايستادگي نمايد باشد که با اعمال صحيح خود در آينده مورد عفو مردم ايران قرار بگيرند.

هواداران جنبش مسلمانان مبارز
چهارم امردادهزارو سيصد و هشتاد و نه

۱۳۸۹ مرداد ۲, شنبه

عبدالرضا تاجیک : در زندان هتک حرمت شده ام

………………
.
عبدالرضا تاجیک: در زندان هتک حرمت شده ام
عبدالرضا تاجیک، روزنامه نگار و فعال حقوق بشر که از ۲۲ خرداد ۸۹ در بازداشت است، در ملاقات با خواهرش از "هتک حرمت" خود در زندان وین و در حضور معاون دادستان خبر داده است.
پروین تاجیک، خواهر عبدالرضا تاجیک، به بی بی سی فارسی گفت روز پنجشنبه ۲۴ تیر برای اولین بار بعد از بازداشت اخیر برادرش توانسته او را ملاقات کند و او در این ملاقات گفته است که شب اول بازداشت در حضور معاون دادستان و بازپرس شعبه اول دادسرا، "هتک حرمت" شده است.
به گفته خانم تاجیک برادرش در جواب سوال های او که خواهان توضیح این "هتک حرمت" شده، پاسخی نداده و گفته است: "شما به آقای دادستان و وکیلم، آقای شریف، بگویید. آنها خودشان متوجه می شوند که یعنی چه."
خانم تاجیک گفت برادرش درخواست فوری داشته که با عباس جعفری دولت آبادی، دادستان تهران، و محمد شریف، وکیل مدافعش، در زندان دیدار کند تا آنها را در جریان جزئیات این اتفاق قرار دهد.
خانواده عبدالرضا تاجیک همچنین روز شنبه ۲ مرداد ۱۳۸۹ (۲۴ ژوئیه ۲۰۱۰) نامه ای به صادق لاریجانی، رئیس قوه قضائیه ایران، نوشتند و از او خواستند به وضعیت برادرشان رسیدگی کند.
خانواده اقای تاجیک در این نامه ادعای "هتک حرمت" عبدالرضا تاجیک را به رئیس قوه قضائیه اطلاع داده اند و از او خواسته اند پیگیر حقوق برادرشان باشد.
خانواده تاجیک گفته اند مشابه این نامه را به دادستان تهران فرستاده اند، اما آقای جعفری دولت آبادی با وجود گذشت ده روز از دریافت نامه، پاسخی به آن نداده است.
پروین تاجیک گفت دفتر رئیس قوه قضائیه از تحویل گرفتن نامه آنها خودداری کرده، اما او نامه را برای دفتر ریاست قوه قضائیه پست کرده است.
عبدالرضا تاجیک، روزنامه نگار و از اعضای کانون مدافعان حقوق بشر است که بعد از انتخابات سال گذشته ریاست جمهوری سه بار بازداشت شده است.
او ابتدا روزهای اول بعد از انتخابات بازداشت شد و ۴۶ روز را در بازداشت گذراند.
آقای تاجیک مجددا در موج بازداشت های بعد از عاشورای سال ۸۸ بازداشت شد و ۶۰ روز در زندان بود.
او بار سوم در روز ۲۲ خرداد سال ۱۳۸۹ بازداشت شد که تا روز شنبه ۲ مرداد در حالی که ۴۲ روز از بازداشتش گذشته، هنوز آزاد نشده است.
او در این دوره از بازداشت خود تنها یک بار با خواهرش ملاقات کرده است

هدی صابر ربوده شد

جرس:هدی صابر از فعالان ملی - مذهبی عصر امروز پس از خروج ازمحل کارش مفقود شده است.
بنا بر اخبار رسیده به جرس، هدی صابر ساعت 5.5 بعدازظهر از محل کارش خارج شده و ساعت یک ربع به شش با همسرش در محل کار وی قرار داشته است. اما همسر وی تا ساعت هفت نیز منتظر می ماند ولی خبری از صابر نمی شود. به احتمال زیاد او به شکل ربایش بازداشت شده است. در هفته گذشته نیز در هنگامی که وی در محل کارش حضور نداشته ماموران به آنجا مراجعه کرده بودند.

سه هفته پیش نیز به صورت تلفنی برای تحمل زندانش احضار شده بود. اما وکیل او با مراجعه به دادگاه خواسته بود که حکم به صورت کتبی به وی ابلاغ شود.

به وی گفته شده بود که این حکم کتبا ابلاغ خواهد شد. اما تا امروز خبری از ابلاغ کتبی حکم نبوده است

دکتر ابراهیم یزدی در بیمارستان بستری شد

جرس: دکتر ابراهیم یزدی، دبیرکل نهضت آزادی ایران، عصر دیروز در یکی از بیمارستان های تهران بستری شد و به توصیه پزشکان به دلیل مشکلات قلبی و عروقی تحت درمان قرار گرفته است.

به گزارش میزان خبر، دکتر یزدی در پی بازداشت نیمه شب عاشورا پس از دوماه بازداشت در بند 209 مربوط به وزارت اطلاعات به خاطر وضعیت وخیم جسمانی از زندان مستقیماً به بیمارستان منتقل شد و تحت عمل "جراحی قلب باز " قرار گرفت و نهایتاً بعد از عمل جراحی دادستان تهران با صدور قرار وثیقه 500 میلیون تومانی با مرخصی استعلاجی وی موافقت کرد.

وی در این مدت تحت مراقبت پزشکان قرار داشته است و علیرغم بهبودی نسبی و مرخصی از بیمارستان به خاطر بروز علائم نگران کننده ناشی از نارسایی قلب و عروق عصر جمعه اول مرداد ماه بار دیگر به دلیل به بیمارستان منتقل و بستری شد.

دکتر ابراهیم یزدی دبیر کل نهضت آزادی ایران، عضو شورای انقلاب و وزیر امور خارجه اولین دولت جمهوری اسلامی در آستانه 80 سالگی قرار دارد و در موج بازداشت های فعالین سیاسی در دوره بعد از انتخابات کهنسال ترین زندانی سیاسی ایران بوده است.

بسیاری از فعالین سیاسی ایران اعم از جوانان و سالخوردگان در جریان فشارهای وارده در این دوران سلامت پزشکی خود را از دست داده اند که به عنوان نمونه هفته گذشته آقایان مهدی عربشاهی دبیر جوان دفترتحکیم وحدت که در زندان دچار مشکلات قلبی شده بود ناچار به عمل جراحی نصب استنت در قلب شد و یا حمزه کرمی به دلیل حمله قلبی در بیمارستان بستری شده و در حالت نیمه هشیار قرار دارد.

آقای بهزاد نبوی از زندان مستقیماً به بیمارستان انتقال یافت و بسیاری از فعالین سیاسی دیگر نظیر تاج زاده، عماد الدین باقی، محمد نوری زاد و ... نیز بلافاصله بعد از آزادی از زندان ناچار به مراجعه به بیمارستان برای بیماری های حاصل از فشارهای زندان شده اند.

نرگس محمدی نیز که در زندان دچار فلج ادواری شد، همچنان در بستر بیماری است.

۱۳۸۹ تیر ۲۸, دوشنبه

سه دانشجوی دربند زندان متی کلای بابل آزاد شدند

بر اساس اخبار رسیده از منابع دانشجویی استان مازندران روز گذشته سه دانشجوی دربند زندان متی کلای بابل با حکم دادگستری استان مازندران آزاد شدند. به گزارش این خبر به نقل از منابع آگاه ایمان صدیقی و محسن برزگر و حسین جلیل نتاج پس از گذراندن نیمی از دوران محکومیت خود آزاد شدند.

ایمان صدیقی و محسن برزگر که عضو فعال ستاد دانشجوئی مهدی کروبی در شهرستان بابل بوده اند به همراه حسین جلیل نتاج، در حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری دستگیر شده و در جريان رسيدگي به اتهامات دانشجویان بازداشت شده دانشگاه صنعتی نوشیروانی به اقدام علیه امنیت ملی و تبلیغ علیه نظام متهم شدند و مدت یک ماهه بازداشت خود را در زندان اداره اطلاعات ساری و متی کلای بابل سپری کردند. دادگاه انقلاب بابل، ایمان صدیقی ( دبیر سیاسی سابق سیاسی انجمن اسلامی دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل) و محسن برزگر ( دبیر فرهنگی سابق انجمن اسلامی دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل ) را به 10 ماه حبس تعزیری و اسال محرومیت از تحصیل و حسین جلیل نتاج ( فعال دانشجوئی دانشگاه علوم پزشکی بابل) را به 6 ماه حبس تعزیری محکوم کرده بود.

همچنین منابع آگاه گزارش می دهند پیش از حکم دادگاه انقلاب بابل، کمیته انضباطی دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل طی حکمی ایمان صدیقی و محسن برزگر را به 2 ترم محرومیت از تحصیل محکوم کرد و کمیته انضباطی دانشگاه علوم پزشکی بابل نیز طی حکمی حسین جلیل نتاج را به دانشگاه علوم پزشکی اردبیل تبعید کرد.

در ادامه این خبر منابع آگاه دانشجوئی گزارش می دهند که نیما نحوی و مشفق سمندری دو دانشجوی دیگر دربند زندان متی کلای بابل که هریک 4 ماه و 6 ماه از دوران محکومیتشان می گذرد همچنان در بلاتکلیفی به سر می برند. شایان ذکر است که دادگاه انقلاب شهرستان بابل نیما نحوی را به 10 ماه حبس تعزیری و 1 سال محرومیت از تحصیل و ممشفق سمندی را به 6 ماه حبس تعزیری محکوم کرده است.

سارا محبوبی دانشجوی محروم از تحصیل آزاد شد

سارا محبوبی دانشجوی محروم از تحصیل بهایی و فعال حقوق محرومین از تحصیل که در تاریخ 3 تیر 1387 پس از مراجعه به دفتر پیگیری وزارت اطلاعات در ساری بازداشت گردیده بود پس از گذشت 24 روز در تاریخ 27 تیرماه با تودیع وثیقه از بازداشتگاه اطلاعات ساری آزاد شد.

بازداشت این دانشجوی محروم از تحصیل بهایی در ادامه بازداشت و برخورد با فعالان حق تحصیل در ماه های اخیر صورت پذیرفته بود. در حال حاضر شیوا نظرآهاری، ضیا نبوی، مجید دری، مهدیه گلرو، کوهیار گودرزی، مجید توکلی و تعدادی از فعالان حق تحصیل همچنان در بند هستند.

درخواست خانواده ضیاء نبوی از دادستان تهران

خانواده ضیاالدین نبوی به شدت به حکم تبعید در زندان فرزندشان اعتراض دارند و از دادستان تهران می خواهند که نگذارد چنین حکمی اجرا شود چرا که خانواده او در شمال کشور زندگی می کنند و زندان ایذه در جنوب کشور قرار دارد و رفت و آمد به آن برای ملاقات فرزندشان تقریبا محال است.

به گزارش کلمه، با وجود گذشت بیش از یک سال از زندانی بودن ضیا نبوی از دانشجویان ستاره دار او همچنان دربند 350 زندان اوین به سر می برد.

وی فارغ التحصیل فلسفه از دانشگاه نوشیروان بابل، دانشجوی ستاره دار و عضو شورای دفاع از حق تحصیل است که در تابستان سال گذشته و پس از حوادث انتخابات دهم بازداشت و روانه زندان اوین شد . این دانشجو که بیشتر به خاطر دفاع از حق تحصیلش و به دلیل شرکت در تجمع های اعتراضی که در زمان انتخابات به این منظور تدارک دیده شده بود بازداشت شده بود ،به یازده سال حبس قطعی محکوم شده است.

ضیا نبوی ماه های اول بازداشتش را در سلولهای انفرادی بند 209 و 240 که هر دو متعلق به وزارت اطلاعات هستند گذراند و سپس، پس از ماه ها راهی بند 350 زندان اوین شد. بندی که هم اکنون زندانیان سیاسی زیادی را در خود جای داده است زندانیانی که بیشترشان به دلیل حوادث پس ار انتخابات در این بند به سر می برند.

ضیا نبوی در تمام یک سال گذشته حتی یک روز به مرخصی نیامده است. خانواده وی از دادستان بارها درخواست کرده اند که با مرخصی فرزندشان موافقت کند که تاکنون پاسخ مثبت دریافت نکرده اند.

سي ام تير روز نمادين تجليل از شهداي راه آزادي از انقلاب مشروطيت تا امروز

هموطنان:
بزرگداشت ياد وخاطره مبارزان وايثارگران راه آزادي بازگوكننده رسالت خطير وتاريخي نسل حاضر است براي ادامه راه پيشينيان بمنظور تحقق واقعي آزادي وعدالت درمعنا ومفهوم جهاني آن. بويژه انجام دادن اين رسالت براي ملتي كه از يكصد سال گذشته تا امروز براي كسب آزادي وبهره گيري از مواهب آن در برخورد و تعارض دائم با استبداد داخلي ويا استعمار خارجي بوده است بيش ازپيش قابل درك است . مخصوصاً وقتي دو پديده مورد بحث، يعني استبداد داخلي واستعمار خارجي درمواقع خاصي ازتاريخ به نوعي به پيوند انفعالي ناميمون مستقيم ياغير مستقيم با يكديگردست يازيده اند، ثمرات مورد انتظارمبارزان راه آزادي راباوجود پيروزيهاي اوليه با نافرجاميهاي پي درپي روبرو ساخته است. چنانكه انقلاب نافرجام مشروطيت پس از گذشت يك سال درنتيجه عهد نامه ۱۹۰۷ ناظر به تقسيم ايران به مناطق نفوذ واعمال سياستهاي مشترك بازدارنده ازسوي عاقدين عهدنامه( انگليس و روسيه) با تنگناها و موانع سياسي-اجتماعي پي در پي روبرو گرديد. مردم ايران پس از پشت سر گذاشتن رويدادهاي تلخي چون استبداد صغير،دوران چند سال فترت واشغال نظامي خارجي، بعد ازجنگ بين الملل اول بيكباره با نظام استبدادي جديدي منبعث ازمصالح استعماري مواجه گرديدند. اگرچه نظام مزبور درجهت برقراري امنيت داخلي، افزايش اقتدار حكومت مركزي وبرنامه نوسازي گام هايي برداشت، ولي اصول و ارزشهاي مشروطيت عملا درمحاق تعطيل قرار گرفت ومشاركت مردم دراداره امور سياسي جامعه به فراموشي سپرده شد وفراتر از آن نارسائيها وتك نگريهاي مندرج درنظام استبدادي بار ديگر كشور را با اشغال نظامي خارجي مواجه ساخت. گو اينكه بعدازتجاوز تلخ شهريور۱۳۲۰به اهتمام دو قدرت مهاجم براي چندين سال نوعي فضاي سياسي باز براي حفظ آرامش پشت جبهه متفقين برقرار گرديد، ولي اين رويداد نيزدولت مستعجلي بيش نبودوچندي پس ازپايان جنگ مجدداً استبداد داخلي درعرصه اجتماعي وسياسي كشورجان گرفت. با بروز جنگ سرد، پديدار شدن تضاد وشكاف بنيادين بين متفقين زمان جنگ، تشديد رقابت اقتصادي بين قدرتهاي سرمايه داري به ويژه برسر مسئله انرژي، اصول وهنجارهاي نظم نوين جهاني مندرج در منشور ملل متحد به ويژه حقوق بشر وآزاديهاي اساسي واصل آزادي تعيين سرنوشت مردم همراه باظهور جنبشهاي آزادي طلبانه وضد استعماري درنقاط مختلف جهان همه و همه فرصتهايي بوجود آورد كه مردم ايران درپرتو ملي كردن صنعت نفت خيزش جديدي را براي پايان دادن به نفوذ استعماري وقت ،كسب استقلال واقعي سياسي واقتصادي واحياي اصول واقعي مشروطيت درپيش گيرند. اگرچه نهضت مردمي وملي مورد بحث درعرصه هاي حقوقي وسياسي خارجي چون ديوان بين المللي دادگستري وشوراي امنيت سازمان ملل متحد به پيروزيهايي دست يافت وملي كردن صنعت نفت الهام بخش جنبشهايي درمنطقه گرديد،ولي بار ديگر در سايه اتحاد ناميمون استعمار خارجي واستبداد داخلي، ناكامي ديگري بر سرنوشت آزادي بدست آمده وفرايند مورد انتظار آن رقم خورد وبراي چند دهه استبداد شوم برجامعه ايراني حاكم گرديد ولی نظام مزبور سبب ناسازگاري با ايجاد وتوسعه فضاي سياسي باز واعمال ديكتاتوري ازسويي وبي بند وباري هاي سياسي ،اقتصادي ،اجتماعي وفرهنگي ازسوي ديگرزمينه ساز جنبش ديگري براي تغيير وضع موجود وبراي نيل به آزادي، عدالت ومردم سالاري گرديد. اما دريغ كه اين خيزش نيز با تمام نويدهاي اوليه به استبداد ژرف مذهبي مبتني بر ارزشهاي بنياد گرايانه منتهي گرديد وبار ديگر آزاديهاي مورد انتظار به ناكامي ونافرجامي انجاميد ودر نتيجه جامعه بانوعي تعارض دروني وآشفتگي سياسي واجتماعي مواجه گرديده است .شگفت آنكه درخواست كنندگان ومتقاضيان تغيير مسالمت آميز وضع موجود وخروج از بن بستها كه براساس موازين قانوني عنوان شده است با واكنشهاي شديدسخت افزاري ومهندسي شده روبرو گرديده ومتصديان امور پذيراي هزينه هاي سياسي بس سنگين شده اندكه بي ترديد پيامدهاي بس نگران كننده درپيش خواهد داشت. كوتاه آنكه همانطور كه گفته شد درجريان مبارزات مردم ايران از مشروطيت تا امروزبراي نيل به آزادي واعتلاي وطن بسياري نقد جان باختند وباشهادت داوطلبانه خودنهال آزادي وحيثيت ملي راآبياري كردند. ياد وخاطره جان باختگان راه آزادي در رويدادهايي چون مشروطيت، سي تير، تحولات ۱۹۷۹وجنبشهاي مسالمت آميز اخیر درحقيقت تلاشي بوده است آگاهانه براي ادامه مبارزه درپرتو مقتضيات روز جهت دستيابي به ارزشهاي جهانشمول: يعني آزادي، مردم سالاري، حقوق بشر وحكومت قانون. جبهه ملي ايران همواره برآن بوده كه بزرگداشت ياد وخاطره شهدا وايثارگران راه آزادي درهر كسوت وپوششي كه بوده اند، صرفا براي آن است كه نسل حاضر وآينده را به رسالت خطير تاريخيشان آشنا وآگاه سازد در اين رابطه برگذاري مراسم سي تير درواقع نمادي است براي بزرگداشت ياد وخاطره تمامي مبارزان وشهداي راه آزادي از مشروطيت تا امروز. بهمين جهت برگذاري اين مراسم را در شرايطي كه بسياري از مدافعان راه آزادي نقد جان باخته اند ويا دربند مي باشند امري ضروري ميداند.
۲۶ / ۴ /۱۳۸۹
تهران - جبهه ملی ایران

۱۳۸۹ تیر ۲۲, سه‌شنبه

اخبار زندانیان سبز

مخالفت با مرخصی میلاد اسدی فعال دانشجویی

جرس: با وجود گذشت پنج ماه ازبازداشت میلاد اسدی، فعال دانشجویی و عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت همچنان با مرخصی وی مخالفت می شود.

به گزارش کلمه، میلاد اسدی، فعال دانشجویی،در آذرماه ۸۸ بازداشت و بیش از شصت روز را دریکی از سلول های انفرادی بند ۲۰۹ وزارت اطلاعات گذارند و سپس در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی مقیسه به تحمل هفت سال زندان محکوم شد.

میلاد اسدی نیز مانند بسیاری از زندانیان که حکم قطعی دارند خواهان استفاده از مرخصی است اما مقامات قضایی همچنان با مرخصی او مخالفت می کنند.

او هم اکنون در بند ۳۵۰ زندان اوین به همراه ۲۰۰ نفر از بازداشت شدگان حوادث پس از انتخابات نگهداری میشود. بندی که به لحاظ شرایط بهداشتی، رفاهی و تغذیه شرایط ناگواری دارد. در این بند به دلیل نبود هر گونه میوه و غذاهای مفید بیشتر زندانیان دچار ضعف مفرط جسمی و سرماخوردگی شده اند.

میلاد اسدی و خانوادهاش تقاضا دارند که هر چه زودتر با مرخصی وی موافقت شود و یا شرایط مناسبتری در بند ۳۵۰ به ویژه از نظر بهداشتی و تغذیه برای زندانیان فراهم آید.


اتهامات جدید در دومین جلسه دادگاه دکتر اکبر کرمی


اشاعه فساد و فحشا از طریق تبلیغ و درج مقالات، توهین به رئیس جمهور و نشر اکاذیب و تشویش اذهان عمومی از جمله اتهاماتی که دکتر کرمی در دادگاه در مقابل آن‌ها به دفاع از خود پرداخته است.

اولین جلسه دادگاه دوم دکتر اکبر کرمی نویسنده، پژوهشگر مسایل دینی و فعال حقوق بشر امروز سه‌شنبه در حالی در محل دادگاه عمومی شهر قم برگزار شد که شیرین فیروزی همسر دکتر کرمی وضعیت جسمی و روحی همسرش را وخیم و به شدت نگران کننده اعلام کرده است.

فیروزی نوشته است: در تمام طول زندگی مشترکش هیچ گاه همسرش را این گونه نحیف، افسرده، رنجور و بیمار ندیده است. آثار بیماری و خستگی روحی ناشی از فشار های وارده بر همسرش آنچنان در چهره و ظهر او مشهود بوده است که خانواده دکتر کرمی با مشاهده او در زمان ورود به دادگاه متاثر شده، به گونه‌ای مجبور به انتقال مادر وی از دادگاه شدند.

اشاعه فساد و فحشا از طریق تبلیغ و درج مقالات، توهین به رئیس جمهور و نشر اکاذیب و تشویش اذهان عمومی از جمله اتهاماتی که دکتر کرمی در دادگاه در مقابل آن‌ها به دفاع از خود پرداخته است.

این دومین پرونده قضایی است که پس از دستگیری دکتر اکبر کرمی از تاریخ سوم آذر ماه ۸۸ و پس از گذراندن ماه‌ها بازداشت و بودن در سلول انفرادی مورد رسیدگی قرار می‌گیرد.

پیش‌تر دادگاه انقلاب قم دکتر کرمی را به دلیل انتشار مقاله‌های در زمینه‌های دموکراسی و حقوق بشر و به دلیل مصابحه با رسانه‌ها به اتهام تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی ایران و اهانت به رهبری به سه سال حبس، پرداخت دو میلیون ریال جزای نقدی و امحاء هارد رایانه‌اش محکوم کرده است.

اعضای خانواده کرمی که پیش تر برخی از آن‌ها به دلیل پیگیری وضعیت دکتر کرمی بازداشت و به اشکال مختلف تهدید شده‌اند خواستار آزادی بی قید و شرط دکتر کرمی یا موافقت با مرخصی وی شده‌اند.


عبدالرضا احمدی، فعال حقوق بشر آزاد شد

عبدالرضا احمدی، فعال حقوق بشر که در 11 اسفند ماه بازداشت شده بود، عصر امروز از زندان اوین آزاد شد.

به گزارش هرانا، عبدالرضا احمدی از اعضای سابق مجموعه فعالان حقوق بشر که در پی سناریو سازی برای فعالان حقوق بشر در 11 اسفند ماه بازداشت و به بند 2 الف سپاه در زندان اوین منتقل شده عصر امروز سه شنبه 22 تیر ماه پس از تحمل بیش از 4 ماه انفرادی با تودیع قرار وثیقه 150 میلیون تومانی از زندان اوین آزاد شده است.

از بازداشت شدگان 11 اسفند ماه هم اکنون مهدی خدایی، محبوبه کرمی، ابوالفضل عابدینی نصر هم چنان در بازداشت هستند.


محکومیت سه دانشجوی کرد به زندان

دادگاه انقلاب شهر مریوان سه تن از دانشجویان دانشگاه پیام نور این شهر را به زندان محکوم کرد.

به گزارش خبرنگار رهانا، دادگاه انقلاب شهر مریوان سه تن از دانشجویان دانشگاه پیام نور این شهر را به جرم اعتراض به اعدام فعالین کرد در ۱۹ اردیبهشت ماه و برپایی تجمع اعتراضی در این دانشگاه به زندان محکوم کرد.

براساس حکم صادره، آرام ویسی، توفیق پرتوی و دانا لنج آبادی هر کدام به یک سال حبس تعزیری به مدت ۵ سال تعلیق محکوم شده اند.

۱۳۸۹ تیر ۱۵, سه‌شنبه

مسعود علوی، دانشجوی دانشگاه ارومیه درپی تنظیم یک بیانیه دانشجویی، توسط ماموران امنیتی بازداشت شد.

به گزارش دانشجونیوز، چندی پیش در اعتراض به روند منحل کردن تشکلات مستقل دانشجویی در برخی دانشگاه های کشور از جمله دانشگاه ارومیه، و نیز در اعتراض به توهین های صورت گرفته در برخی نشریات دانشجویی حامي نيروهاي شبه نظامي نسبت به دانشجویان و تشکلات مستقل، بیانیه ای از طرف دانشجویان دانشگاه ارومیه در درون این دانشگاه منتشر شد.

درپی انتشار این بیانیه ماموران امنیتی این شهر در تاریخ هشتم تیر با ورود به منزل شخصی آقای مسعود علوی بدون همراه داشتن حکم جلب، اقدام به تفتیش منزل و بازداشت ایشان کردند. و وي را به مكان نامعلومي منتقل كردند.

لازم به ذکر است که این فعال دانشجویی پیش از این نیز در سال گذشته بازداشت و در دادگاه محاکمه شده بود.

بیانیه دانشجویان هوادار جنبش مسلمانان مبارز به مناسبت هجدهم بیانیه دانشجویان هوادار جنبش مسلمانان مبارز به مناسبت هجدهم تیر

به نام خدا

برايمان چه دشوار است سخن بگوئيم در حالي که دوستانمان به خاطر آزادي و حقيقت، طرفداري از صلح و مدارا و عقلانيت, نفي خشونت, اعتراض به دروغ و ريا طي يکسال گذشته جان شيرين خود را از دست داده و يا دوستاني بهترين ايام زندگي خويش را پشت ميله هاي زندان مي گذرانند. به هيجدهم تير, روزي که در تداوم جنبش آزادي خواهي ايران همانند 16آذر در حافظه تاريخي جنبش دانشجويي جاودانه و موجب تداوم مبارزات دانشجويي بر عليه بي عدالتي ها گرديد.آري آنان که هجوم مغول وار به دانشگاهها را رقم زدند با خيال اين که جنبش دانشجويي کشور را مورد رعب قرار داده و از ادامه مسيرشان جلوگيري به عمل آورده اند و در سالهاي بعد نيز با جسارت تمام تکرار کردند. اما شاهد بوديم که اين جنبش طي يکسال گذشته چه رشادت ها از خود نشان داده و پابه پاي مردم آزادي خواه ايران در جنبش سبز براي احقاق حقوق تضيع شده شان که همان اجراي قانون اساسي و تحقق حاکميت مردم بود متحمل شديدترين هزينه ها شدند. سرکوبگران با توهم بازداشتن جنبش دانشجويي از ادامه مسير آزادي خواهي، دوستانمان را در خيابانها به گلوله بسته و يا در کهريزک ها کشته به خوابگاهها حمله ور شده از ساختمانها به پايين انداختند تا چنين اعمالي بيمه حيات ننگين شان باشد, اما چه خيالي باطل! زيرا که حافظه تاريخي شان مسخ شده و هيچ از تاريخ به ياد ندارند. نمي دانند که سرکوب و کشتار ممکن است براي مدتي جنبش آزادي خواهي را خاموش کند اما براي هميشه نمي تواند اکثريت مردم را که از حق حياتشان محروم شده و موجوديتشان نفي گشته و آزادي شان سلب شده است آرام و خاموش نگه دارد, زيرا که اين يک تجربه تاريخي است. آري جنبش دانشجويي ايران نيز همانند ساير جنبش هاي اجتماعي با تني زخمي اما صبور و مقاوم به ادامه راه آزادي خواهي مصمم است.
برادران و خواهران
همانگونه که مي دانيد تمام تلاش حاکميت سرکوب گر طي يکسال گذشته آن بوده است که از آگاهي مردم بلاخص نسل روشنگر جامعه را جلوگيري کند, زيرا در پرتو ناآگاهي است که مي تواند از مردم و دانشجويان به عنوان برده و آلت دست خود بهره برد. در واقع يکي از ويژگيهاي برجسته سلطه در دوره استبداد جدا کردن افراد و تجزيه آنها و نيز تجزيه شخصيت فرهنگي جامعه است. آنها مي خواهند که به آگاهي نرسيم و آگاه نباشيم تا در پرتو ناآگاهي ما به منافع و مصالح خود که همان پاي مال کردن منافع ملي و ارزش هاي والاي انساني است برسند. عملي که استبداد انجام مي دهد اين است که هويت انساني يک ملت را مي گيرد تا بتواند از آنها انسانهايي متکي و غير مستقل بسازد و چاره اي جز وابستگي نداشته باشد. در پرتو آگاهي است که مي توانيم افکاري آزاد و انديشه اي باز داشته باشيم و اراده برخورد با هر نوع تحجر و بردگي فکري پيدا کنيم. آن زمان است که برخورد خلاق با مسائل هستي در صدر مسئوليت هاي ما خواهد بود. زيرا که جوهر انساني در انسان آگاهي و آزادي است.
اما جنبش دانشجويي در قبل و بعد از انقلاب:
دانشجويان پيش از انقلاب در زمانه و دوران به کلي متفاوتي مي زيستند و مبارزه مي کردند آنان درست يا غلط مي دانستند چه مي خواهند. دشمن اصلي ملت کيست و آرمان اجتماعي شان چيست. دانشجويان در پيوند با جنبش اجتماعي عمل مي کردند و اغلب آنها با احزاب و سازمانهاي سياسي مرتبط بودند و ايدئولوژي و راهنماي عمل داشتند. از آرمان و ايدئولوژي خود هويت مي گرفتند، ‌مانند همه جا و هميشه اقليتي بسيار فعال، ‌پيشرو و اکثريتي از دانشجويان با آنان هم دل و همراه و نسبت کمتري لاقيد و خنثي بودند در دوران نهضت ملي نسل دانشجويان به دليل انگيزه فوق العاده قوي و پاي بندي به اخلاقيات ويژه که داشتن آنها براي يک مبارزه واقعي لازم بود. پارسايي و تقوا و صداقت و صميميت، ‌استقامت و گذشت و روحيه کار جمعي، ‌ترجيح منافع و مصالح ملي و مردمي بر منافع و علائق شخصي،‌ همدلي و ياري و ياوري خانواده و دوستان و مردم از خصوصيات بارز جنبش دانشجويي پيش از انقلاب بود. اما جنبش دانشجويي کوتاه زماني پس از انقلاب با وضعيتي از هر نظر تازه روبرو شد. جنبش دانشجويي کوتاه زماني پس از انقلاب ناگهان آرمانها و اميدهاي خود را بر باد رفته ديد. طوفان سهمگين خشونت و سرکوب برق آسا وقتي براي انديشيدن و تشخيص موقعيت به آنان نداد. نسل انقلاب و جنبش دانشجويي همه علائق اجتماعي, آرماني و هويت اجتماعي هدف تهاجم شديد فيزيکي،‌ ايدئولوژيکي و رواني و اجتماعي قرار گرفت. همه سرمايه ها و علائق اجتماعي، ‌آرماني و هويت شان در معرض نهب و غارت قرار گرفت. آنان که نابودي و حذف کامل اين نسل را هدف قرار داده بودند،‌ همه جانبه عمل مي کردند و سعي شان بر اين بود که هرگونه تکيه گاهي که جنبش دانشجويي را سر پا و يا در راه اميدوار نگه مي دارد باقي نگذارند به طوري که جز معدودي، ‌اکثرا تار و مار شده و دانشگاهها تعطيل و دانشجويان از بستر طبيعي زيست خود محروم گرديدند. در بيرون از آن نقطه امني براي ماندن و نفس کشيدن نيافتند. زماني که دانشگاهها بازگشايي شده فضايي مسموم و سکوتي قبرستاني که جز آواي جغدي در آن شنيده نمي شد بر آنها حاکم بود. رابطه نسل تازه دانشجويان با حقايق قطع و همه چيز وارونه و از صافي سانسور مي گذشت. اقليتي که پيوسته از تعدادشان کاسته مي شد و در ميان دانشجويان منزوي تر مي شدند. ماموريت پاسداري از نظم قبرستاني و دفاع از حريم علائق دارنده گان و کارگردانان آنان را بر عهده مي گرفتند،‌ ناگزير دانشجويان از صحنه سياسي به خارج رانده شده و کوچکترين حرکات و رفتار و سخنان و انديشه هاي آنان زير ذره بين و نظارت دقيق قرار مي گرفت. با اين مشکلات و سرکوب شديد، ‌جنبش دانشجويي خاموش نشد و چندي نگذشت که توان دوباره گرفت و سرانجام سالهاي سياه 60 و70 را پشت سر نهاد و با حفظ پتانسيل کافي به محض بروز شکاف در درون حاکميت و پيدايش يک جريان حامي اصلاحات در ساخت قدرت،‌ تولدي دوباره يافت و ديري نپائيد, چنان که شايسته مقام و موقعيت جنبش دانشجويي بود در پيشاپيش اصلاح طلبي مسئوليت صف شکني اجتماعي نيرومند و فعال گرديدند. جنبش دانشجويي در يک دهه اخير با هدفي مسالمت آميز در چهارچوب قانون اساسي به فعاليت هايش جاني تازه بخشيد اما در اثر هجوم گسترده سرکوب گران به ساحت مقدس دانشگاه, دانشجويان دستگير ويا زنداني و فعالان جنبش دانشجويي سرخورده از اصلاحات تا مدتي در رکود و سستي سپري کرد, اما شکل گيري دولت ناکارآمد نهم جنبش دانشجويي بار ديگر خودجوش با توجه اصول قانون اساسي شروع به گسترش نمود و در دفاع از آرمانهاي ملي انساني وارد عرصه شد به گونه اي که شديدترين تهاجمات را متقبل شد و دوستاني از طيف هاي مختلف روانه زندانها شده و به حبس هاي طولاني مدت محکوم گرديدند.
ديديم که جنبش دانشجويي عليرغم سرکوب هاي گسترده به بازسازي و احراز هويت ويافتن راه خروج از بن بست ها و عبور از موانع دست زده و به طوري که تاثير آن در تاريخ دموکراسي خواهي ايران براي هميشه پايدار و درخشان خواهد بود.
برادران و خواهران
ناکارآمدي دولت, ميهن مان را در شرايط خطرناکي قرار داده است. وضعيت اسفناک در حوزه بين الملل, تحريم هاي گسترده, شکاف عميق طبقاتي، ‌نارضايتي بخش طبقه متوسط و و جود نسل نيرومندي از جوانان و جميعت بزرگي از دانشجويان و توده عظيم زنان به ويژه زنان تحصيلکرده و همه خواهان حقوق کامل انساني، ‌دست اندازي آشکار و نامحدود حاکمان به حقوق مردم و منابع طبيعي و محيط زيست و به خطر افتادن سلامت جسمي، ‌روحي و اجتماعي جامعه امکانات بالقوه عظيمي براي جنبش اجتماعي در راه آزادي و عدالت فراهم آورده است به طوري که چشم انداز روشني را براي حرکت اجتماعي بر محور دموکراسي و برابري بر پايه ارزشهاي والاي انساني براي ميهن مان نويد مي دهد. در چنين شرايطي وظيفه ما دو چندان مي شود وظيفه ماست که در روشنگري و آگاهي بخشي جامعه سخت بکوشيم و توده مردم را به حقوق خودشان آشنا سازيم. و پيش نياز آن آگاهي خودمان از تمامي شرايط جاري ميهن مان است.
برادران و خواهران
فراموش نکنيم که آگاهي از سير تاريخ و قدرت حافظه تاريخي تاثير شگرفي در جهت بهسازي روش ها رسيدن به آرمانهاي والاي انساني برايمان نويد مي دهد. و آگاهي بخشي يکي از ضرورت هاي جامعه ماست, زيرا که در شرايط فعلي مان، ‌جامعه بيش از هر زمان ديگري نيازمند توليد انديشه و ابتکار و نوآوري و داشتن هوشياري، ‌حافظه تاريخي و سنت نقد و بازسازي انديشه هاي ماندگار است و بايد بدانيم که در طول يک قرن اخير پيوسته براي آزادي و دموکراسي جامعه تلاش شده اما به دليل اسارت در راه و روش هاي موروثي و يا انديشه هاي وارداتي نتوانستيم به آزادي و استقلال و تکامل برسيم . لازم است همه ما دانشجويان(در داخل و خارج از کشور) با حرکت هاي پرسابقه فعال در درون جنبش اجتماعي ايران ارتباط و همدلي و همکاري برقرار کرده که موجب آشنايي با تضادهاي اصلي داخلي و جهاني شده و اين چنين ارتباطي باعث مي شود که جنبش دانشجويي براي تحقق مهمترين هدف سياسي خود که تامين آزادي و دموکراسي در جامعه است از مسائل عمده اي چون عدالت اجتماعي که نبود آن به توسعه و فراگيري فقر و بيکاري و در نتيجه نوميدي و آسيب هاي بسيار شده و مي شود غافل نماند. و بدون همدلي با نيروهاي مختلف جامعه نيروهاي اجتماعي کشور متشکل نمي شوند و قدرت اجتماعي لازم را براي غلبه بر موانع آمال ملي و اجتماعي به وجود نمي آورند. وظيفه ما دانشجويان است که سهم خود را در روشنگري از طريق دادن خودآگاهي اجتماعي و طبقاتي و ملي به مردم ايفا نمائيم تا مردم خود به علل اصلي تيره روزي و عقب ماندگي ميهن خويش پي ببرند.

دانشجويان هوادار جنبش مسلمانان مبارز بر پايداري مدني و مسالمت آميز جنبش دانشجويي همگام با ساير جنبش هاي اجتماعي در جنبش سبز تاکيد و توصيه هايي نيز به حاکميت براي برون رفت از وضعيت فعلي در قبال جامعه و دانشجويان دارد:
1- پاي بندي به قانون اساسي واجراي بدون تنازل آن.
2-آزادي بي قيد و شرط تنها دانشجوي باقي مانده کوي 78 و تمامي دانشجويان و اساتيد دربند .
3- برگزاري علني دادگاه مسببان و متهمان حمله به کوي ، جريان کهريزک ، شانزده آذر در سال گذشته و معرفي آنان به ملت ايران.
4- آزادي شکل گيري انجمن ها و نشريات مستقل دانشجويي.
5- انتخابي بودن روساي دانشگاهها توسط هيئت علمي دانشگاههاي کشور
6- برچيده شدن نهادهاي خاص نظامي در تمامي دانشگاههاي کشور

دانشجويان هوادارجنبش مسلمانان مبارز
14/4/1389

۱۳۸۹ تیر ۱۲, شنبه

ملی مذهبی‌ها روانه‌ اوین می‌شوند؟

جرس: شنیده ها حاکیست که به‌دنبال احضار تلفنی هدی صابر، از فعالان ملی مذهبی ایران، برای اجرای حکم زندان (مربوط به پرونده ملی مذهبی‌ها در سال 1380)، دکتر محمد شریف وکیل وی به دادگاه انقلاب مراجعه کرده و پیگیر صحت و سقم این احضار می‌شود. مسئولان قضایی به شریف، وکیل صابر اعلام می‌کنند که احکام ملی مذهبی‌ها (پرونده سال 1380) قطعی و برای اجرا، توسط معاون دادستان امضا شده و به زودی برای یک‌یک 15 متهم پرونده ارسال می‌گردد. قرار می‌شود که برای هدی صابر نیز این احضاریه، به شکل کتبی ارسال شود.
قابل اشاره است که 15 فعال ملی_مذهبی ( مهندس عزت‌الله سحابی، دکتر حبیب‌الله پیمان، دکتر محمد ملکی، دکتر رضا رئیس طوسی، دکتر محمد حسین رفیعی، محمد بسته‌نگار، تقی رحمانی، دکتر علیرضا رجایی، دکتر مسعود پدرام، دکتر سعید مدنی، دکتر مرتضی کاظمیان، مهندس محمود عمرانی، رضا علیجانی، محمد محمد اردهالی، و هدی صابر) پس از بازداشت گروهی در سال 1379 و تحمل ماه‌ها بازداشت در سلول‌‎های انفرادی و دربسته‌ی بازداشتگاه 59 (میدان عشرت‌‌آباد) سپاه پاسداران، به تدریج در سال 1380 آزاد و پس از محاکمه، توسط دادگاه بدوی به حبس از 4 سال تا 10 سال محکوم شدند.
حکم اولیه از سال 1381 در دادگاه تجدیدنظر متوقف مانده بود تا اینکه با احضار هدی صابر در هفته‌ی اخیر، مشخص شد که روند جدیدی برای برخورد با فعالان ملی _ مذهبی ایران آغاز شده است.
پس از تهدیدهای جدی اعضای نهضت آزادی ایران مبنی بر اجرای احکام ایشان (پرونده بازداشت‌های سال 1380) و تلاش‌ها و فشارهای امنیتی شدید علیه این جمعیت سیاسی برای به صفر رساندن فعالیت‌های تشکیلاتی‌اش، به‌نظر می‌رسد که نوبت شورای فعالان ملی مذهبی فرارسیده است.
تشدید فشارهای بین‌المللی علیه جمهوری اسلامی و موج جدید تحریم‌های نفت و بنزین و ... ظاهرا" دور جدیدی از فشارها علیه مخالفان و منتقدان سیاسی در داخل کشور را نیز کلید زده است

سه سال حبس برای یکی از اعضای نهضت آزادی

امیرحسین کاظمی عضو شاخه جوانان نهضت آزادی ایران و نویسنده وبلاگ «با مردم» از سوی رییس شعبه 28 دادگاه انقلاب تهران به سه سال حبس تعزیری محکوم شد.
در پی برگزاری دادگاه رسیدگی به اتهامات امیرحسین کاظمی در تاریخ 31 خردادماه امسال، قاضی محمد مقیسه، این فعال سیاسی را به اتهاماتی چون تشویش اذهان عمومی از طریق تأسیس وبلاگ «با مردم» ، اجتماع و تبانی به قصد برهم زدن امنیت داخلی از طریق عضویت در نهضت آزادی ایران و شرکت در راهپیمایی روز عاشورا، در مجموع و بر اساس دو ماه 500 و 610 قانون مجازات اسلامی، به 3 سال حبس تعزیری محکوم کرد.
این در حالی است که کاظمی در تمام طول دوران بازجویی و در دادگاه و در حضور قاضی بارها اتهام شرکت در راهپمایی روز عاشورا را رد کرده بود.
امیرحسین کاظمی 15 اسفندماه سال گذشته به دنبال احضار به دفتر پیگیری وزارت اطلاعات بازداشت شد و از آن زمان تاکنون در زندان اوین به سر می‌برد.

درباره من

عکس من
درود بر شما آزاد اندیشان دوستان و مبارزان راه آزادی و آگاهی : همانگونه که مطلعید این وب سایت ها توسط هواداران جنبش مسلمانان مبارز که یکی از نیروهای ملی مذهبی محسوب می شود بنیان گذاشته شده است که شروع فعالیت هایش به سه سال قبل باز می گردد. این وب سایت ها وب سایتی هایی با نگاه فکری -سیاسی می باشند و به لحاظ کاری هیچگونه وابستگی به تشکل فوق ندارد اما آرمانهایش همان آرمانهای تشکل فوق می باشد و تمامی بیانیه ها و فعالیت هایش نیز به صورت مستقل و در راستای آرمانهای این تشکل می باشد که مورد پذیرش و قبول شورای هواداران می باشد واین عمل که نوعی رسالت آگاهی بخشی در حد بسیار کوچک نیزمورد خشم و کینه حامیان زرو زور و تزویر قرار گرفت به طوری که در اواخر مرداد ماه از سوی مودتاگران مورد حملات بی سابقه ای قرار گرفت که دوستان طی یک بررسی به فعالیت های خویش به این نتیجه رسیدند که می مانیم و با گامی استوار به تداوم راه خویش جهت آگاهی بخشی ادامه می دهیم. دوستان وهم اندیشان گرامی شما می توانید پیشنهادات و انتقادات خود را با ما در میان بگذارید. باjmm1388@gmail.com شورای هوادران ج م م