دانشجویان حامی میرحسین موسوی در اعتراض به خاک و خون کشیده شدن مردم بیگناه درروز عاشورا دست به اعتراضاتی زدند
که با هجوم دانشجویان مزدور بسیجی به تشنج کشیده شد
این تنش که روبه گسترش بود ورود ننیروهای سرکوبگر نظامی به نفع مزدوران پایان یافت
شایان ذکر است که چندین نفر دستگیر شده و به جاهای نامعلومی انتقال داده شدند
25اردیبهشت خیزش دوباره جنبش دانشجویی ایران، همگام با جنبش رهایی بخش سبز ایران
۱۳۸۸ دی ۸, سهشنبه
۱۳۸۸ آذر ۳۰, دوشنبه
جنبش 16 آذر تا ان جا کارساز بود که حکومت استبدادی را وا داشت تا به ترفندی جدید متوسل بشود.ترفند تبلیغی محکوم کردن پاره شدن عکس خمینی توسط معترضین وبر نیزه کردن ان به عنوان یک سند جنایت غیر قابل بخشش! البته این بار اول نبود که حکومت به چنین ترفندی متوسل می شد. هنوز فراموش نکرده ایم که برای سرکوب جنبش دانشجویی 18 تیر ماه 1378،قران بر سر نیزه کردند و فریاد بر اوردند که دانشجویان ،قران ها را به اتش کشیده اند.
واقعیت این است که این اقدام حکومت مذهبی از روی ناتوانی و استیصال صورت می گیرد. نه این که به راستی از روی تعصب یا اعتقاد دست به چنین کارهایی بزنند. بلکه هرگاه به دنبال یک بهانه برای تحمیق توده ها از یک سو و یافتن راهی برای مشروعیت دادن سرکوب ها از دیگر سو باشند ،به چنین ترفند هایی رو می اورند.
در اقدام اخیر نیز حکومت در مقابل اراده ی جنبش سبز، خودش را ناتوان دید. برای این که از همه ی راه های ممکن استفاده کرد اما در امر سرکوب توفیقی به دست نیاورد.پیش از ان کشتار و شکنجه وتجاوز را ازمود اما این اقدام ضد بشری بر دامنه ی اعتراضات افزود. سپس به نیرنگ رو اورد و جنبش سبز علوی را در مقابل جنبش سبز دموکراسی خواهی یا به زعم او جنبش سبز اموی کلید زد. ولی هیچ نتیجه ای عاید نگردید.
همچنین اعلام کردند که با تغییر ساختار نیرو های نظامی قرار است از ان ها به عنوان افسران و سربازان جنگ نرم درمقابل مردم استفاده کنند. یعنی ان ها را با بودجه ی دولتی تدارک و سازماندهی نمایند اما به نام مردم و دانشجو به خیابان و دانشگاه اورده و بگویند که این مردم هستند که در برابر جنبش سبز ایستاده اند، این ترفند نیز ثمری نداد.
به اسلحه ی تهدید رو اورده و هر روز در بوغ های تبلیغی خود دمیدند که موسوی و کروبی را بازداشت خواهند کرد!بلکه ان ها از ترس مرگ دست به خودکشی بزنند. این ترفند نیز کارگر نیفتاد و در کنار کروبی و موسوی،رفسنجانی و خاتمی نیز بیش از پیش فعال شدند و مجمع روحانیون مبارز نیز بیش از پیش تحریک شد تا پا در میدان بگذارد.در تمامی این مراحل،سرکوبگران نخواستند این واقعیت را بپذیرند که در مقابل یک جنبش با انگیزه و با اهدافی اصیل قرار دارند.با جنبش هایی که مطالبات به حقی دارند نمی توان با زبان زر و زور و تزویر سخن گفت.این واقعیتی است که حکومت هنوز نخواسته بپذیرد.
حتا در مراحلی موسوی و اصلاح طلب ها را تحریک کردند تا بلکه،با محکوم کردن شعار جمهوری ایرانی و جانم فدای ایران،بین بدنه ی جنبش با رهبران اسمی ان اختلاف بیندازند اما این ترفند نیز نتیجه نداد. برای این که موسوی دریافت که نمی بایست نظرات خود را بر یک جنبش تحمیل نماید و به همین دلیل و به مرور با این خواست اصیل جنبش کنار امد.
بنابراین،دیکتاتوری نظامی-امنیتی حاکم بر ایران از همه ی ترفند ها استفاده کرد تا جنبش سبز را خاموش کرده و برای همیشه از شر ان راحت شود. ولی 6 ماه از عمر جنبش گذشت اما در 16 آذر نشان داد که با صلابت هر چه تمام تر راه خود را ادامه می دهد. این بار اما ترفند تبلیغی دیگری به کار بردند. ان ها از صحنه ی پاره کردن عکس خمینی فیلم برداری کردند و در وسیع ترین شکل ممکن ان را به نمایش در اوردند. البته هنوز هیچ منبع مستقلی مشخص نکرده است که ایا این عمل توسط معترضن صورت گرفت یا توسط خود رژیم.اما ان چه اهمیت دارد این است که این خود رژیم بود که ان صحنه را منتشر کرد تا حتا پیر زنان و پیر مردان روستایی نیز دریابند که عکس خمینی پاره شده و مردم شعار جمهوری ایرانی سر می دهند!حتا شعار های دانشجویان علیه بسیج نیز به نمایش در امد.
حکومت با این کار خود چند هدف را دنبال می کرد.اول می خواست به توده های مردم به ویژه طرفداران خودش نشان بدهد، این فقط عکس خامنه ای نیست که به اتش کشیده می شود. بلکه عکس خمینی هم پاره می شود.از ان جا که حکومت نمی توانست صحنه های پاره شدن عکس خامنه ای یا شعار هایی که علیه او سرداده می شود را به نمایش در بیاورد و می دانست که این کار،نتیجه ی معکوس دارد ،سعی کرد به مردم بگوید که معترضین با خمینی هم مشکل دارند. به نحوی انتقام پاره شدن عکس خامنه ای را با نمایش اخیر از خمینی گرفت. در صورتی که در شرایط کنونی کسی با عکس خمینی مشکل نداشت و او نبود که در 30 خرداد دستور سرکوب مردم را داده بود.رژیم سعی کرد با گسترش بحران به نحوی ان را به مرحله ای برساند که امکان ازبین بردنش مهیا شود.حداقل نتیجه ای که می توانست از این کار به دست اورد عادی سازی پاره کردن عکس خامنه ای بود.زیرا نمی توانست از پاره کردن ان توسط معترضین جلوگیری کند.
هدف بعدی این بود که از این راه یعنی قربانی کردن اعتبار خمینی به بسیج توده ها برای سرکوب جنبش سبز بپردازد. دیده بود که هر اندازه معترضین شعار های ساختار شکن سر می دهند، اما طرفداران حکومت از خود واکنشی نشان نمی دهند.. با خود چنین اندیشید که تنها عاملی که ممکن است خشم طرفداران خمینی را برانگیزد ،نشان دادن نمایش پاره کردن عکس خمینی است. اما شاهد بودیم که حتا طرفداران خمینی برای این امر نیز بسیج نشدند. زیرا بخش بزرگی از طرفداران خمینی همان هایی بودند که به موسوی و کروبی رای دادند و پیش از این از حکومت احمدی و خامنه ای و صدا و سیمای دروغگو،قطع امید کرده بودند.
هدف مهم تر حکومت این بود که با این کار خود بین بدنه ی جنبش سبز که سکولار ومخالف جمهوری اسلامی است با رهبری اصلاح طلب ان اختلاف بیندازد. برای این که رهبران اصلاح طلب جنبش بار ها و بارها سرسپردگی خود به خط امام را بیان کرده بودند و در وضعیت جدید می بایست با خود و جنبش تعیین تکلیف می کردند. اگر این رهبران در دام ترفند تبلیغی صدا و سیمای دروغ و ریا افتاده و با ان ها هم صدا می شدند ،هدف اصلی کودتاگران تامین شده بود. اگر واکنشی نشان نمی دادند در بوغ های خود می دمیدند که این ها در حمایت خود از خمینی و خط او صادق نیستند. باید اذعان کرد که رژیم با این ترفند خواب بس وحشتناک و مزورانه ای برای اصلاح طلبان دیده بود.حکومت نمی توانست به راحتی کروبی و موسوی را بازداشت کند ،مگر این که پیش از ان ،ارتباط ان ها با بدنه ی جنبش را قطع می کرد. بهترین راه این بود که موسوی و کروبی را وا بدارد که در پشتیبانی از خمینی و محکوم کردن پاره شدن عکس او ،گوی سبقت از حامیان دروغین خمینی بربایند و با بدنه ی جنبش خداحافظی کنند تا وسیله ی بازداشت ان ها به دست خودشان فراهم شود.البته این ضعف اصلاح طلبان است که هنوز نتوانسته اند یک ارتباط منطقی بین خواست جنبش از یک سو و عقاید پیشین خود به وجود اورند. به اصطلاح پاشنه اشیل اصلاح طلبان همین خط امام و قانون اساسی به جا مانده از دوران خمینی است.در حالی که جنبش، شعار جمهوری ایرانی سر می دهد ،موسوی خواهان جمهوری اسلامی نه یک کلمه کم و نه یک کلمه زیاد است و این امری است که دیر یا زود برای جنبش و رهبران اصلاح طلب ان مشکل ساز خواهد شد. کودتاگران از این ضعف یا تناقض در جنبش به خوبی اگاه هستند و حتما در اینده نیز برای استفاده از ان برنامه ریزی خواهند کرد.
در این میان بهترین رفتار از سوی بیت خمینی بروز داده شد.ان ها دریافتند که برسرنیزه کردن عکس خمینی فقط ترفندی از سوی کسانی است که در جنایت و تجاوز و شکنجه و سرکوب مهارت داشته اما برای حفظ قدرت به این عوامفریبی نیز نیاز دارند.درخواست مجوز موسوی و کروبی برای دفاع از عکس خمینی اما اشتباه امیز ترین کاری بود که صورت گرفت. ان ها شانس داشتند که حکومت به در خواست ان ها که سران فتنه اشان می خواند، نمی تواند ، موافقت کند، و به ان ها مشروعیت بدهد ،در غیر این صورت اولین گام برای افتادن در دام کودتاگران برداشته شده و با عقب کشیدن بدنه ی جنبش،زمینه ی اختلاف و در نهایت بازداشت اقایان و سرکوب جنبش فراهم می شد.
اگرچه قران سرنیزه کردن برای حکومتی که جز دروغ و تهدید و سرکوب،ابزاری ندارد ،امری معمول است اما رهبران اصلاح طلب جنبش سبز باید اگاه باشند که نباید مردم را با این اخلاق غیر مدنی سرگرم کرد. پاره کردن عکس یا اتش زدن ان ،در دنیای مدرن یک نشانه ی اعتراض است. اما طرح این موضوع که با پاره شدن عکس فلانی به دین و ایین و بلکه شخصیت او هتک شده است یک اموزه ی بدوی و ارتجاعی است..در شرایطی که به دختران و پسران ایرانی در بازداشت گاه های جمهوری اسلامی تجاوز شده یا چون روح الامینی ها زیر شکنجه می میرند اما حوزه ی به اصطلاح علمیه سکوت می کند،اما برای پاره شدن یک عکس دست به راهپیمایی می زند برای موسوی و کروبی زیبنده نبود که با این موج هماهنگ شده یا با موضع گیری های ناصواب خود بر اتش تنور حکومت بدمند.
البته در فتنه ی اخیر که به فتنه ی عکس معروف شد،تندرو ترین روحانیون و سیاسیون بهره مند از رانت قدرت،دست به اعتراضاتی علیه رقبای اصلاح طلب خود زده و از این رهگذر بیش از گذشته،جنگ قدرت تشدید شد که حتما به نفع جنبش سبز است.جنبش سبز باید بی اعتنا به این جار و جنجال ها راه خود را ادامه بدهد و دربند عکس و این امور نماند.جنبش باید از هرفرصتی بهره برده و مبارزات مسالمت امیز خود را ادامه دهد. فرض را بر این قرار بدهیم که حکومت قادر به سرکوب این جنبش باشد، به راستی جنگ و جدل های درون قدرت کافی است تا حکومت را از کار بیندازد. اگر حکومت گران توانایی سرکوب جنبش را می داشتند، پیشاپیش باید می توانستند راه حلی برای نزاع درونی خود بیابند.
جنبش البته باید در وضعیت کنونی به دنبال پرداخت هزینه ی بیشتر یا رادیکال تر کردن شعار های خود نباشد. باید با مبارزات ارام و سنجیده شرایطی را به وجود اورد که هر اینه برتعادل قدرت ،ناشی از جنگ قدرت درون حکومتی،به نفع خودش بهره ببرد.هرگاه هزینه ی مبارزات بالا برود یا شعار ها بیش از وضعیت کنونی رادیکال بشود،این خطر وجود دارد که بخشی از جناح قدرت، جنبش را وجه المصالحه ی خود قرار داده و با رقیب سازش کند.باید به گونه ای حرکت کرد که جنبش بر تنازعات درونی اثر ویزه بگذارد بدون این که عوامل قدرت بتوانند از جنبش برای امتیاز گیری شخصی یا سیاسی مایه بگذارند. تنازعات درون قدرت به اندازه ای زیاد است که اگر جنبش به خوبی از فرصت ها استفاده کند،هزینه اش پایین تر خواهد امد.
راهپیمایی سکوت دانشجویان شریف نمونه ی خوبی است که به جنبش یاداوری می کند که در شرایط کنونی می بایست هزینه را پایین اورد و با تامل بیشتر،گام های بعدی را به پیش گذاشت. جنبش دانشجویی در یک هفته ی گذشته به خوبی نشان داد که امکان رهبری جنبش را دارد و خود را درگیر منازعه ی قدرت در باره ی پاره شدن عکس خمینی نمی کند. اگر قرار باشد از حریمی دفاع شود ،حریم دانشگاه و دانشجو است که بارها و بارها از سوی حکومت مورد تجاوز قرار گرفته است. هر کس در هر رده ای پا در میدان قدرت و سیاست گذاشته باشد باید این امادگی را داشته باشد تا مردم او را نقد کرده،عکس او را پاره کنند یا علیه او شعار بدهند.هیچ سیاستمداری از این امر مستثنا نیست. این پیام جنبش سبز دموکراسی خواهی ملت ایران است.
واقعیت این است که این اقدام حکومت مذهبی از روی ناتوانی و استیصال صورت می گیرد. نه این که به راستی از روی تعصب یا اعتقاد دست به چنین کارهایی بزنند. بلکه هرگاه به دنبال یک بهانه برای تحمیق توده ها از یک سو و یافتن راهی برای مشروعیت دادن سرکوب ها از دیگر سو باشند ،به چنین ترفند هایی رو می اورند.
در اقدام اخیر نیز حکومت در مقابل اراده ی جنبش سبز، خودش را ناتوان دید. برای این که از همه ی راه های ممکن استفاده کرد اما در امر سرکوب توفیقی به دست نیاورد.پیش از ان کشتار و شکنجه وتجاوز را ازمود اما این اقدام ضد بشری بر دامنه ی اعتراضات افزود. سپس به نیرنگ رو اورد و جنبش سبز علوی را در مقابل جنبش سبز دموکراسی خواهی یا به زعم او جنبش سبز اموی کلید زد. ولی هیچ نتیجه ای عاید نگردید.
همچنین اعلام کردند که با تغییر ساختار نیرو های نظامی قرار است از ان ها به عنوان افسران و سربازان جنگ نرم درمقابل مردم استفاده کنند. یعنی ان ها را با بودجه ی دولتی تدارک و سازماندهی نمایند اما به نام مردم و دانشجو به خیابان و دانشگاه اورده و بگویند که این مردم هستند که در برابر جنبش سبز ایستاده اند، این ترفند نیز ثمری نداد.
به اسلحه ی تهدید رو اورده و هر روز در بوغ های تبلیغی خود دمیدند که موسوی و کروبی را بازداشت خواهند کرد!بلکه ان ها از ترس مرگ دست به خودکشی بزنند. این ترفند نیز کارگر نیفتاد و در کنار کروبی و موسوی،رفسنجانی و خاتمی نیز بیش از پیش فعال شدند و مجمع روحانیون مبارز نیز بیش از پیش تحریک شد تا پا در میدان بگذارد.در تمامی این مراحل،سرکوبگران نخواستند این واقعیت را بپذیرند که در مقابل یک جنبش با انگیزه و با اهدافی اصیل قرار دارند.با جنبش هایی که مطالبات به حقی دارند نمی توان با زبان زر و زور و تزویر سخن گفت.این واقعیتی است که حکومت هنوز نخواسته بپذیرد.
حتا در مراحلی موسوی و اصلاح طلب ها را تحریک کردند تا بلکه،با محکوم کردن شعار جمهوری ایرانی و جانم فدای ایران،بین بدنه ی جنبش با رهبران اسمی ان اختلاف بیندازند اما این ترفند نیز نتیجه نداد. برای این که موسوی دریافت که نمی بایست نظرات خود را بر یک جنبش تحمیل نماید و به همین دلیل و به مرور با این خواست اصیل جنبش کنار امد.
بنابراین،دیکتاتوری نظامی-امنیتی حاکم بر ایران از همه ی ترفند ها استفاده کرد تا جنبش سبز را خاموش کرده و برای همیشه از شر ان راحت شود. ولی 6 ماه از عمر جنبش گذشت اما در 16 آذر نشان داد که با صلابت هر چه تمام تر راه خود را ادامه می دهد. این بار اما ترفند تبلیغی دیگری به کار بردند. ان ها از صحنه ی پاره کردن عکس خمینی فیلم برداری کردند و در وسیع ترین شکل ممکن ان را به نمایش در اوردند. البته هنوز هیچ منبع مستقلی مشخص نکرده است که ایا این عمل توسط معترضن صورت گرفت یا توسط خود رژیم.اما ان چه اهمیت دارد این است که این خود رژیم بود که ان صحنه را منتشر کرد تا حتا پیر زنان و پیر مردان روستایی نیز دریابند که عکس خمینی پاره شده و مردم شعار جمهوری ایرانی سر می دهند!حتا شعار های دانشجویان علیه بسیج نیز به نمایش در امد.
حکومت با این کار خود چند هدف را دنبال می کرد.اول می خواست به توده های مردم به ویژه طرفداران خودش نشان بدهد، این فقط عکس خامنه ای نیست که به اتش کشیده می شود. بلکه عکس خمینی هم پاره می شود.از ان جا که حکومت نمی توانست صحنه های پاره شدن عکس خامنه ای یا شعار هایی که علیه او سرداده می شود را به نمایش در بیاورد و می دانست که این کار،نتیجه ی معکوس دارد ،سعی کرد به مردم بگوید که معترضین با خمینی هم مشکل دارند. به نحوی انتقام پاره شدن عکس خامنه ای را با نمایش اخیر از خمینی گرفت. در صورتی که در شرایط کنونی کسی با عکس خمینی مشکل نداشت و او نبود که در 30 خرداد دستور سرکوب مردم را داده بود.رژیم سعی کرد با گسترش بحران به نحوی ان را به مرحله ای برساند که امکان ازبین بردنش مهیا شود.حداقل نتیجه ای که می توانست از این کار به دست اورد عادی سازی پاره کردن عکس خامنه ای بود.زیرا نمی توانست از پاره کردن ان توسط معترضین جلوگیری کند.
هدف بعدی این بود که از این راه یعنی قربانی کردن اعتبار خمینی به بسیج توده ها برای سرکوب جنبش سبز بپردازد. دیده بود که هر اندازه معترضین شعار های ساختار شکن سر می دهند، اما طرفداران حکومت از خود واکنشی نشان نمی دهند.. با خود چنین اندیشید که تنها عاملی که ممکن است خشم طرفداران خمینی را برانگیزد ،نشان دادن نمایش پاره کردن عکس خمینی است. اما شاهد بودیم که حتا طرفداران خمینی برای این امر نیز بسیج نشدند. زیرا بخش بزرگی از طرفداران خمینی همان هایی بودند که به موسوی و کروبی رای دادند و پیش از این از حکومت احمدی و خامنه ای و صدا و سیمای دروغگو،قطع امید کرده بودند.
هدف مهم تر حکومت این بود که با این کار خود بین بدنه ی جنبش سبز که سکولار ومخالف جمهوری اسلامی است با رهبری اصلاح طلب ان اختلاف بیندازد. برای این که رهبران اصلاح طلب جنبش بار ها و بارها سرسپردگی خود به خط امام را بیان کرده بودند و در وضعیت جدید می بایست با خود و جنبش تعیین تکلیف می کردند. اگر این رهبران در دام ترفند تبلیغی صدا و سیمای دروغ و ریا افتاده و با ان ها هم صدا می شدند ،هدف اصلی کودتاگران تامین شده بود. اگر واکنشی نشان نمی دادند در بوغ های خود می دمیدند که این ها در حمایت خود از خمینی و خط او صادق نیستند. باید اذعان کرد که رژیم با این ترفند خواب بس وحشتناک و مزورانه ای برای اصلاح طلبان دیده بود.حکومت نمی توانست به راحتی کروبی و موسوی را بازداشت کند ،مگر این که پیش از ان ،ارتباط ان ها با بدنه ی جنبش را قطع می کرد. بهترین راه این بود که موسوی و کروبی را وا بدارد که در پشتیبانی از خمینی و محکوم کردن پاره شدن عکس او ،گوی سبقت از حامیان دروغین خمینی بربایند و با بدنه ی جنبش خداحافظی کنند تا وسیله ی بازداشت ان ها به دست خودشان فراهم شود.البته این ضعف اصلاح طلبان است که هنوز نتوانسته اند یک ارتباط منطقی بین خواست جنبش از یک سو و عقاید پیشین خود به وجود اورند. به اصطلاح پاشنه اشیل اصلاح طلبان همین خط امام و قانون اساسی به جا مانده از دوران خمینی است.در حالی که جنبش، شعار جمهوری ایرانی سر می دهد ،موسوی خواهان جمهوری اسلامی نه یک کلمه کم و نه یک کلمه زیاد است و این امری است که دیر یا زود برای جنبش و رهبران اصلاح طلب ان مشکل ساز خواهد شد. کودتاگران از این ضعف یا تناقض در جنبش به خوبی اگاه هستند و حتما در اینده نیز برای استفاده از ان برنامه ریزی خواهند کرد.
در این میان بهترین رفتار از سوی بیت خمینی بروز داده شد.ان ها دریافتند که برسرنیزه کردن عکس خمینی فقط ترفندی از سوی کسانی است که در جنایت و تجاوز و شکنجه و سرکوب مهارت داشته اما برای حفظ قدرت به این عوامفریبی نیز نیاز دارند.درخواست مجوز موسوی و کروبی برای دفاع از عکس خمینی اما اشتباه امیز ترین کاری بود که صورت گرفت. ان ها شانس داشتند که حکومت به در خواست ان ها که سران فتنه اشان می خواند، نمی تواند ، موافقت کند، و به ان ها مشروعیت بدهد ،در غیر این صورت اولین گام برای افتادن در دام کودتاگران برداشته شده و با عقب کشیدن بدنه ی جنبش،زمینه ی اختلاف و در نهایت بازداشت اقایان و سرکوب جنبش فراهم می شد.
اگرچه قران سرنیزه کردن برای حکومتی که جز دروغ و تهدید و سرکوب،ابزاری ندارد ،امری معمول است اما رهبران اصلاح طلب جنبش سبز باید اگاه باشند که نباید مردم را با این اخلاق غیر مدنی سرگرم کرد. پاره کردن عکس یا اتش زدن ان ،در دنیای مدرن یک نشانه ی اعتراض است. اما طرح این موضوع که با پاره شدن عکس فلانی به دین و ایین و بلکه شخصیت او هتک شده است یک اموزه ی بدوی و ارتجاعی است..در شرایطی که به دختران و پسران ایرانی در بازداشت گاه های جمهوری اسلامی تجاوز شده یا چون روح الامینی ها زیر شکنجه می میرند اما حوزه ی به اصطلاح علمیه سکوت می کند،اما برای پاره شدن یک عکس دست به راهپیمایی می زند برای موسوی و کروبی زیبنده نبود که با این موج هماهنگ شده یا با موضع گیری های ناصواب خود بر اتش تنور حکومت بدمند.
البته در فتنه ی اخیر که به فتنه ی عکس معروف شد،تندرو ترین روحانیون و سیاسیون بهره مند از رانت قدرت،دست به اعتراضاتی علیه رقبای اصلاح طلب خود زده و از این رهگذر بیش از گذشته،جنگ قدرت تشدید شد که حتما به نفع جنبش سبز است.جنبش سبز باید بی اعتنا به این جار و جنجال ها راه خود را ادامه بدهد و دربند عکس و این امور نماند.جنبش باید از هرفرصتی بهره برده و مبارزات مسالمت امیز خود را ادامه دهد. فرض را بر این قرار بدهیم که حکومت قادر به سرکوب این جنبش باشد، به راستی جنگ و جدل های درون قدرت کافی است تا حکومت را از کار بیندازد. اگر حکومت گران توانایی سرکوب جنبش را می داشتند، پیشاپیش باید می توانستند راه حلی برای نزاع درونی خود بیابند.
جنبش البته باید در وضعیت کنونی به دنبال پرداخت هزینه ی بیشتر یا رادیکال تر کردن شعار های خود نباشد. باید با مبارزات ارام و سنجیده شرایطی را به وجود اورد که هر اینه برتعادل قدرت ،ناشی از جنگ قدرت درون حکومتی،به نفع خودش بهره ببرد.هرگاه هزینه ی مبارزات بالا برود یا شعار ها بیش از وضعیت کنونی رادیکال بشود،این خطر وجود دارد که بخشی از جناح قدرت، جنبش را وجه المصالحه ی خود قرار داده و با رقیب سازش کند.باید به گونه ای حرکت کرد که جنبش بر تنازعات درونی اثر ویزه بگذارد بدون این که عوامل قدرت بتوانند از جنبش برای امتیاز گیری شخصی یا سیاسی مایه بگذارند. تنازعات درون قدرت به اندازه ای زیاد است که اگر جنبش به خوبی از فرصت ها استفاده کند،هزینه اش پایین تر خواهد امد.
راهپیمایی سکوت دانشجویان شریف نمونه ی خوبی است که به جنبش یاداوری می کند که در شرایط کنونی می بایست هزینه را پایین اورد و با تامل بیشتر،گام های بعدی را به پیش گذاشت. جنبش دانشجویی در یک هفته ی گذشته به خوبی نشان داد که امکان رهبری جنبش را دارد و خود را درگیر منازعه ی قدرت در باره ی پاره شدن عکس خمینی نمی کند. اگر قرار باشد از حریمی دفاع شود ،حریم دانشگاه و دانشجو است که بارها و بارها از سوی حکومت مورد تجاوز قرار گرفته است. هر کس در هر رده ای پا در میدان قدرت و سیاست گذاشته باشد باید این امادگی را داشته باشد تا مردم او را نقد کرده،عکس او را پاره کنند یا علیه او شعار بدهند.هیچ سیاستمداری از این امر مستثنا نیست. این پیام جنبش سبز دموکراسی خواهی ملت ایران است.
پيام تسليت شيرين عبادی در پی درگذشت آيتالله منتظری
پدر مرا به بخش
پدر مرا به بخش که قدرت را ندانستم.
پدر مرا به بخش که در سالهای سختی که علیه رژیم ستم شاهی مبارزه میکردی ترا یاری نکردم زیرا ابلهانه میپنداشتم، حکومتی که مجهزترین ارتش خاور میانه را دارد با فریاد چند روحانی ساقط نخواهد شد - حتما به یاد میآوری که حتی تا چند ماه مانده به پیروزی انقلاب، تعداد روحانیونی که مخالف شاه بودند، تا چه حد اندک بود- شاید هم از ترس چنین میاندیشیدم و میخواستم بی تفاوتی خود را توجیه کنم.
پدر مرا به بخش، زمانی که پس از تحمل سالها زندان و شکنجه، آزاد شدی برای تبریک به دست بوست نیامدم زیرا که جاهل بودم. نمیدانستم در زندان تو تنها پناهگاه زندانیان بودی. نمیدانستم چه نقش مهمی در نزدیک ساختن گروههای مسلمان مبارز و چپ انقلابی داشتی.
پدر مرا ببخش، زمانی که همراه آیت الله خمینی به تهران آمدی و مهمترین مشاور سیاسی رهبر انقلاب بودی، درایت و تیزهوشی ترا نادیده گرفتم و معنای سخنانت را نمیفهمیدم.
پدر مرا به بخش، هنگامی که در آذر ماه ۱۳۶۴ طبق تصمیم مجلس خبرگان رهبری، به عنوان جانشین امام خمینی و رهبر آینده ایران انتخاب شدی، برای تبریک نزدت نیامدم زیرا میپنداشتم که دین را به دنیا فروختهای. بیشتر دوست داشتم ترا مجاهد و مبارز ببینم تا حاکم.
پدر مرا به بخش، در سالهای ۶۶ و ۶۷ که به کشتار زندانیان سیاسی اعتراض کردی و انتقادات خود را به عملکرد غلط حکومت علنا بیان کردی، هر چند سخنانت را شنیدم، اما واکنشی در خور نشان ندادم.
پدر مرا به بخش، سالها در حبس خانگی بودی ولی به علت سکوت مرگباری که ایران را فرا گرفته بود و خفقانی که گلوی ما را میفشرد، مظلومیت ات را فریاد نزدم و ستمگران را رسوا نکردم.
پدر حلالم کن، که هر گاه از پاسخ در میماندم، از خرمن دانش تو توشه بر میگرفتم، حتی در آخرین روز عمر پر عزتت نیز از تو استفتأ کردم.
ترا پدر میخوانم، زیرا حمایت از زندانیان سیاسی را از تو فرا گرفتم که بخاطر آنان از کلیه مناصب دولتی و حتی رهبری حکومت جمهوری اسلامی ایران چشم پوشیدی- ترا پدر میخوانم زیرا از تو آموختم چگونه از مظلوم دفاع کنم بدون آن که علیه ظالم دست به خشونت زنم- از تو یاد گرفتم که سکوت مظلوم یاری رساندن به ظالم است و نباید که ساکت بنشینیم- پدر فراوان از تو آموختم، هر چند که رسم شاگردی و فرزندی را به جا نیاوردم.
تو پدر "حقوق بشر" در ایران هستی و میلیونها چون من فرزند و مرید داری. نیازی هم به قدر دانی و سپاس ما نداری. اما همه ما در حق تو کوتاهی کردیم و مقصریم.
پدر ما را به بخش که تو بزرگواری. پدر کوتاهی فرزندانت را تاریخ جبران خواهد کرد. تاریخ در مورد ستمی که بر تو رفت و آزاده گی تو کتابها خواهد نوشت. تو در یادها زنده هستی تا عدالت و انسانیت زنده است.
یکی از میلیونها مرید و شاگردت
شیرین عبادی
پدر مرا به بخش که قدرت را ندانستم.
پدر مرا به بخش که در سالهای سختی که علیه رژیم ستم شاهی مبارزه میکردی ترا یاری نکردم زیرا ابلهانه میپنداشتم، حکومتی که مجهزترین ارتش خاور میانه را دارد با فریاد چند روحانی ساقط نخواهد شد - حتما به یاد میآوری که حتی تا چند ماه مانده به پیروزی انقلاب، تعداد روحانیونی که مخالف شاه بودند، تا چه حد اندک بود- شاید هم از ترس چنین میاندیشیدم و میخواستم بی تفاوتی خود را توجیه کنم.
پدر مرا به بخش، زمانی که پس از تحمل سالها زندان و شکنجه، آزاد شدی برای تبریک به دست بوست نیامدم زیرا که جاهل بودم. نمیدانستم در زندان تو تنها پناهگاه زندانیان بودی. نمیدانستم چه نقش مهمی در نزدیک ساختن گروههای مسلمان مبارز و چپ انقلابی داشتی.
پدر مرا ببخش، زمانی که همراه آیت الله خمینی به تهران آمدی و مهمترین مشاور سیاسی رهبر انقلاب بودی، درایت و تیزهوشی ترا نادیده گرفتم و معنای سخنانت را نمیفهمیدم.
پدر مرا به بخش، هنگامی که در آذر ماه ۱۳۶۴ طبق تصمیم مجلس خبرگان رهبری، به عنوان جانشین امام خمینی و رهبر آینده ایران انتخاب شدی، برای تبریک نزدت نیامدم زیرا میپنداشتم که دین را به دنیا فروختهای. بیشتر دوست داشتم ترا مجاهد و مبارز ببینم تا حاکم.
پدر مرا به بخش، در سالهای ۶۶ و ۶۷ که به کشتار زندانیان سیاسی اعتراض کردی و انتقادات خود را به عملکرد غلط حکومت علنا بیان کردی، هر چند سخنانت را شنیدم، اما واکنشی در خور نشان ندادم.
پدر مرا به بخش، سالها در حبس خانگی بودی ولی به علت سکوت مرگباری که ایران را فرا گرفته بود و خفقانی که گلوی ما را میفشرد، مظلومیت ات را فریاد نزدم و ستمگران را رسوا نکردم.
پدر حلالم کن، که هر گاه از پاسخ در میماندم، از خرمن دانش تو توشه بر میگرفتم، حتی در آخرین روز عمر پر عزتت نیز از تو استفتأ کردم.
ترا پدر میخوانم، زیرا حمایت از زندانیان سیاسی را از تو فرا گرفتم که بخاطر آنان از کلیه مناصب دولتی و حتی رهبری حکومت جمهوری اسلامی ایران چشم پوشیدی- ترا پدر میخوانم زیرا از تو آموختم چگونه از مظلوم دفاع کنم بدون آن که علیه ظالم دست به خشونت زنم- از تو یاد گرفتم که سکوت مظلوم یاری رساندن به ظالم است و نباید که ساکت بنشینیم- پدر فراوان از تو آموختم، هر چند که رسم شاگردی و فرزندی را به جا نیاوردم.
تو پدر "حقوق بشر" در ایران هستی و میلیونها چون من فرزند و مرید داری. نیازی هم به قدر دانی و سپاس ما نداری. اما همه ما در حق تو کوتاهی کردیم و مقصریم.
پدر ما را به بخش که تو بزرگواری. پدر کوتاهی فرزندانت را تاریخ جبران خواهد کرد. تاریخ در مورد ستمی که بر تو رفت و آزاده گی تو کتابها خواهد نوشت. تو در یادها زنده هستی تا عدالت و انسانیت زنده است.
یکی از میلیونها مرید و شاگردت
شیرین عبادی
۱۳۸۸ آذر ۲۹, یکشنبه
بیانیه جنبش مسلمانان مبارز:پدرمعنوی ایران درگذشت
به نام خدا
پدر معنوي ملت ايران در گذشت
حضرت آيت ا... العظمي منتظري، آزاد مردي از تبار انبياء الهي و دلباختگان به انسانيت و آزادگي و اسطوره ايمان و صداقت و ايثار و پايداري، پس از عمري تلاش و مجاهدت در راه تحقق آزادي و عدالت به ديدار حضرت دوست شتافت.
آزاد مرد وارسته اي که همواره فرياد حق طلبي ستمديدگان و محرومان بر زبانش جاري بود و با مبارزات حق طلبانه، چه پيش از پيروزي انقلاب که سال ها زندان و زجر و تبعيض را در نظام ستمشاهي تحمل نمود و چه در بيست سال پاياني عمر خود که در محاصره و زير فشار سنگين تهمت افترا و آزار جسمي و روحي به سر برد، سرمشق جاودانه اي از ايمان و استقامت و بردباري و وفاداري به آزادي و عدالت فرا راه ملت نهاد.
جنبش سبز و همه مردم ايران در از دست دادن پدر معنوي خود که همزمان با ايام عاشوراي سرور شهيدان و آزادگان حسين بن علي رخ داده است، سوگوارند.
اين ضايعه عظيم فرصتي است که در اين روزهاي پر خاطره ملت ايران ميثاق خود را با اهداف انساني و رهايي بخش حسين بن علي و فرزند راستين او«آيت ا.. منتظري» تجديد کنند و ايمان و شجاعت و صداقت و صميميت و مردم دوستي و ايستادگي و بردباري ايشان را سرمشق خود قرار دهند.
جنبش مسلمانان مبارز درگذشت اين مجاهد نستوه را به ملت بزرگ ايران و به همه آزاد انديشان و آزاديخواهان و تلاشگران عرصه حقوق و ارزش هاي انساني تسليت گفته و پيروي از انديشه و مشي حق طلبانه ايشان را سرلوحه ادامه راه خود در عرصه تلاش براي آزادي ملت ايران قرار می دهد.
جنبش مسلمانان مبارز
29آذر هشتاد و هشت
پدر معنوي ملت ايران در گذشت
حضرت آيت ا... العظمي منتظري، آزاد مردي از تبار انبياء الهي و دلباختگان به انسانيت و آزادگي و اسطوره ايمان و صداقت و ايثار و پايداري، پس از عمري تلاش و مجاهدت در راه تحقق آزادي و عدالت به ديدار حضرت دوست شتافت.
آزاد مرد وارسته اي که همواره فرياد حق طلبي ستمديدگان و محرومان بر زبانش جاري بود و با مبارزات حق طلبانه، چه پيش از پيروزي انقلاب که سال ها زندان و زجر و تبعيض را در نظام ستمشاهي تحمل نمود و چه در بيست سال پاياني عمر خود که در محاصره و زير فشار سنگين تهمت افترا و آزار جسمي و روحي به سر برد، سرمشق جاودانه اي از ايمان و استقامت و بردباري و وفاداري به آزادي و عدالت فرا راه ملت نهاد.
جنبش سبز و همه مردم ايران در از دست دادن پدر معنوي خود که همزمان با ايام عاشوراي سرور شهيدان و آزادگان حسين بن علي رخ داده است، سوگوارند.
اين ضايعه عظيم فرصتي است که در اين روزهاي پر خاطره ملت ايران ميثاق خود را با اهداف انساني و رهايي بخش حسين بن علي و فرزند راستين او«آيت ا.. منتظري» تجديد کنند و ايمان و شجاعت و صداقت و صميميت و مردم دوستي و ايستادگي و بردباري ايشان را سرمشق خود قرار دهند.
جنبش مسلمانان مبارز درگذشت اين مجاهد نستوه را به ملت بزرگ ايران و به همه آزاد انديشان و آزاديخواهان و تلاشگران عرصه حقوق و ارزش هاي انساني تسليت گفته و پيروي از انديشه و مشي حق طلبانه ايشان را سرلوحه ادامه راه خود در عرصه تلاش براي آزادي ملت ايران قرار می دهد.
جنبش مسلمانان مبارز
29آذر هشتاد و هشت
۱۳۸۸ آذر ۲۸, شنبه
آیت الله منتظری به دیار ابدی شتافت
به نام خدا
آیت الله منتظری درگذشت.
حضرت آیت الله العظمی حسینعلی منتظری ،طالقانی زمان
مبارز کبیر بر علیه ظالمان مستکبران درگذشت
هنوز خبر موثقی از چگونگی درگذشت آیت الله منتظری مخابره نشده است
آیت الله منتظری درگذشت.
حضرت آیت الله العظمی حسینعلی منتظری ،طالقانی زمان
مبارز کبیر بر علیه ظالمان مستکبران درگذشت
هنوز خبر موثقی از چگونگی درگذشت آیت الله منتظری مخابره نشده است
۱۳۸۸ آذر ۲۷, جمعه
استاد شجریان دومین شاهکارش را به مردم سبز اندیش هدیه کرد: شادی آزادی
ای شادی ِ آزادی !
روزی که تو بازآیی
با این دل ِ غم پرورد
من با تو چه خواهم کرد ؟
غم هامان سنگین است
دل هامان خونین است
از سر تا پامان خون می بارد
ما سر تا پا زخمی
ما سر تا پا خونین
ما سر تا پا دردیم
ما این دل ِ عاشق را
در راه ِ تو آماج ِ بلا کردیم
می گفتم :
روزی که تو بازآیی
من قلب ِ جوانم را
چون پرچم ِ پیروزی
بر خواهم داشت
وین بیرق ِ خونین را
بر بام ِ بلند ِ تو
خواهم افراشت
می گفتم :
روزی که تو باز آیی
این خون ِ شکوفان را
چون دسته گل ِ سرخی
در پای تو خواهم ریخت
وین حلقه ی بازو را
در گردن ِ مغرورت
خواهم آویخت
ای آزادی !
بنگر !
آزادی !
این فرش که در پای تو گسترده ست
از خون است
این حلقه ی گل خون است
گل خون است ...
ای آزادی !
از ره ِ خون می آیی
اما
می آیی و من در دل می لرزم :
این چیست که در دست ِ تو پنهان است ؟
این چیست که در پای تو پیچیده ست ؟
ای آزادی !
آیا
با زنجیر
می آیی ؟ ...
روزی که تو بازآیی
با این دل ِ غم پرورد
من با تو چه خواهم کرد ؟
غم هامان سنگین است
دل هامان خونین است
از سر تا پامان خون می بارد
ما سر تا پا زخمی
ما سر تا پا خونین
ما سر تا پا دردیم
ما این دل ِ عاشق را
در راه ِ تو آماج ِ بلا کردیم
می گفتم :
روزی که تو بازآیی
من قلب ِ جوانم را
چون پرچم ِ پیروزی
بر خواهم داشت
وین بیرق ِ خونین را
بر بام ِ بلند ِ تو
خواهم افراشت
می گفتم :
روزی که تو باز آیی
این خون ِ شکوفان را
چون دسته گل ِ سرخی
در پای تو خواهم ریخت
وین حلقه ی بازو را
در گردن ِ مغرورت
خواهم آویخت
ای آزادی !
بنگر !
آزادی !
این فرش که در پای تو گسترده ست
از خون است
این حلقه ی گل خون است
گل خون است ...
ای آزادی !
از ره ِ خون می آیی
اما
می آیی و من در دل می لرزم :
این چیست که در دست ِ تو پنهان است ؟
این چیست که در پای تو پیچیده ست ؟
ای آزادی !
آیا
با زنجیر
می آیی ؟ ...
۱۳۸۸ آذر ۲۵, چهارشنبه
آدرس جدید موج سبز آزادی
از دیروز دامنههای پیشین موج سبز آزادی (www.mowjcamp.net www.mowjcamp.org ،www.mowjcamp.com) دزدیده شده و به آدرس آیپی جعلی ارسال میشود. آیپی اصلی موج سبز آزادی http://174.129.25.248 است که با وارد کردن آن میتوانید به دروغ بودن خبر هک شدن این پایگاه پی ببرید.
برای دسترسی به موج سبز آزادی میتوانید از آدرس: http://www.mowjcamp.ws و یا از نشانی مستقیم http://174.129.25.248 استفاده کنید و به دیگران نیز اطلاع دهید.
به دلیل جعل آدرس www.mowjcamp.com، در حال حاضر دسترسی به ایمیل info تحت این دامنه نیز برای ما مقدور نیست. لطفا برای ارسال اخبار و یادداشتهای خود از این آدرس جایگزین استفاده کنید:
mowjcampaign[at]googlemail[dot]com
برای دسترسی به موج سبز آزادی میتوانید از آدرس: http://www.mowjcamp.ws و یا از نشانی مستقیم http://174.129.25.248 استفاده کنید و به دیگران نیز اطلاع دهید.
به دلیل جعل آدرس www.mowjcamp.com، در حال حاضر دسترسی به ایمیل info تحت این دامنه نیز برای ما مقدور نیست. لطفا برای ارسال اخبار و یادداشتهای خود از این آدرس جایگزین استفاده کنید:
mowjcampaign[at]googlemail[dot]com
بیست و هفتم آذر و سخنرانی در جنبش مسلمانان مبارز
به اطلاع کلیه دوستان و هواداران مبارز آزادی خواه و آزاد اندیش می رساند که سلسله جلسات فکری- فرهنگی با گرایش بررسی مسائل روز باسخنرانی دکتر سعید مدنی و دکتر حبیب الله پیمان برگزا می گردد.
مکان: منزل دکتر حبیب الله پیمان
آدرس: خ شریعتی. خ ظفر. خ فرید افشار. خ دولتشاد شرقی. جام . تایباد.پلاک 20
مکان: منزل دکتر حبیب الله پیمان
آدرس: خ شریعتی. خ ظفر. خ فرید افشار. خ دولتشاد شرقی. جام . تایباد.پلاک 20
۱۳۸۸ آذر ۲۴, سهشنبه
برای دکتر محمد ملکی
مرتضی کاظمیان
شنبهی هفتهی جاری (21 آذرماه 1388) برای پیگیری مشکلی (که به وثیقهی آزادی سال 1380 مربوط میشد) به دادگاه انقلاب مراجعه کرده بودم. در گذر از یکی از طبقات، ناگهان با «مرد آزاده» مواجه شدم: دکتر محمد ملکی. مرد آزاده، رنجورتر و لاغرتر و ضعیفتر از روزهای قبل از بازداشت، با عصایی در دست، و مراقبی در کنار، خود را بهسوی شعبهای از دادگاه انقلاب، میکشانید؛ با پیژامای زندان و لباسی که بهنظر نمیرسید نسبتی با سرمای آخر پاییز و وضع جسمانی پیرمرد داشته باشد.
حالا نزدیک به سه ماه است که از محبوس شدن نخستین رئیس دانشگاه تهران پس از پیروزی انقلاب اسلامی میگذرد؛ سه ماه از روزی که استاد ارشد و بازنشستهی دانشگاه، با جسمی بیمار در خانهاش بازداشت و روانهی زندان شد. اینکه در این مدت حبس، چه «قفل ناگشوده» و «راز پنهان»ی از او فاش و آشکار شده، که نیاز به بازداشتاش بود، پرسشی است که باید سیاستگزاران و آمران بازداشتها به آن پاسخ گویند. چنانکه پاسخ این پرسش را که «آیا «سین جیم» پیرمرد و «گفتوگو» با وی، در بیرون از بازداشتگاه و زندان ممکن نبود؟»...
اعتراف میکنم که دیدن مرد مهربان در آن حال و روز، بس رنجآور بود. بهخصوص که حالا نگارنده (من) بهظاهر آزاد بودم و او در لباس زندانی و در بند... اینبار وضع با بهار سال 1380 فرق میکرد؛ آنجا (در سلولهای انفرادی بازداشتگاه 59 سپاه) او را با پشتی خمیده و مو و ریشی بلند، از شکاف لای در و دیوار سلول _گاهی_ میدیدم که برای بازجویی یا ... میبرندش؛ آنجا خود نیز محبوس بودم؛ محبوسی که افسوس میخورد برای دیاری که در آن مزد گورکن از بهای دوست داشتن انسانها و آزادی استاد ارشد دانشگاهاش، فزونتر است.
بعدتر، مردادماه 1380 ، زندگی در «سلولی مشترک» با او، این امکان را فراهم میآورد که بهقدر امکان یک «همسلولی»، «ذرهای» از آن وضع و فضا و موقعیت را برای مرد آزاده (و رنجور و بیمار و فرسوده) تغییر دهی؛ اما حالا، در نیمهی دوم آذر 88 ، او، دکتر محمد ملکی، فرسودهتر و ضعیفتر از هشت سال پیش، و با عصایی در دست، تنها (چون «ابوذر»، یکی از «معشوقه»هایش) آهسته آهسته بهسوی محکمه گام پیش میگذاشت. تصویری ناگوارتر و آزاردهندهتر از هشت سال قبل، بهخصوص از منظر ناظری بهظاهر آزاد.
شرایط دکتر محمد ملکی البته با آنچه او در دههی 60 تجربه کرده، در فاصلهای بس محسوس است؛ زمانهای که هوشنگ ابتهاج (ه.الف.سایه) تعریف میکند: « ۸۱ روز را در سال ۶۲ در راهروی زندان، نزدیک توالت، دمپاییهایش را زیر سرش می گذاشته و میخوابیده.» (این خاطره را «سایه» همین دو هفته پیش در برنامهای که برای بزرگداشت وی در لندن برگزار شده، مورد اشاره قرار داد.) اما واقعیت این است که دکتر ملکی امروز 76 ساله است و سالهاست میانسالی را پشتسر گذاشته و گذشته است.
اینکه طراحان و سیاستگزاران بازداشتها با محبوس ساختن پیرمرد، چه هدفی را پیمیجویند و برای چه و بهکدام دلیل بر ادامهی این وضع او، پامیفشارند، پرسشی است که کشف پاسخاش چندان سهل نیست. دکتر ملکی مواضعی داشته و دارد که از «عقیده» و دیدگاه و تحلیل او نسبت به اوضاع ایران سرچشمه میگیرد. این مواضع، نه مواضعی تشکیلاتی است (که «منتقد و معترض مستقل روزگار ما» به هیچ حزب و جمعیت و گروهی وابسته نبود و رابطهای تشکیلاتی و ایدئولوژیک با هیچ سازمانی نداشت)، و نه آنکه میتوان آنها را مواضعی القاء شده از خارج و بیگانه و دشمن، ارزیابی کرد. اینچنین، منطقا" بازداشت پیرمرد نباید تغییری در مواضع او ایجاد کند؛ جز اینکه بازداشت وی موجب «سکوت تحمیلیاش» شود یا آنکه «قدرت سختافزاری و عریان» برای پیرمرد، «خودنمایی» کند و «توان» سرکوب و ابزارهای تهدیداش را بهرخ کشد. اگر اتهام و شکایتی نیز علیه او مطرح است، آیا نمیتوان بهگونهای دیگر (و با لحاظ کردن بسیاری مولفهها از جمله سن و وضع جسمانی وی) آنها را پیگیری کرد؟
هرچه هست و نیست، ادامهی بازداشت «پیرمرد» سزاوار هیچ نظام سیاسیای نیست، بماند که نظامی خود را متحقق کننده و پیگیر ارزشهای دینی معرفی کند. انصاف میباید که محبوس ساختن دکتر محمد ملکی از هیچ منظری (اعم از انسانی، دینی، اخلاقی، قانونی، و حقوقبشری) قابل توجیه و دفاع نیست. کاش نظر «منصفان» هرچه زودتر بر نظر «بیانصافان» بچربد و فائق آید، و پیرمرد دور از استرس و فشارهای روانی، از امکان استراحت و درمانی که درخور حال و وضع اوست، برخوردار شود.
بعدالتحریر:
الف. توضیح مکرری است، اما گریزی از بیان آن نیست. پرداختن به هر یک از بازداشتشدگان این ماهها (و بهطور مشخص، آقای دکتر محمد ملکی در این نوشتار) بهمعنای بیتوجهی یا غفلت از دیگر دربندان (بهویژه بازداشتشدگان گمنام و غیرمشهوری که تاوان «پیگیری حقوق اساسی خویش» را میدهند) نیست. اما چاره چیست هنگامیکه در بضاعت یک یادداشت، امکان پرداختن مشخص، به «همه» وجود ندارد، و نیز این واقعیت که او (دکتر ملکی) مسنترین و یکی از خاصترین زندانیان سیاسی این روزهای ایران است.
ب. توضیح بهظاهر نخنما و غیرضرور ی است، اما بهنظر میرسد بیان آن بهمثابهی «یک تذکر» بیفایده نباشد؛ اینکه دفاع از حقوق انسانی و قانونی هر فرد، الزاما" بهمعنای توافق با تمامی دیدگاهها و رویکردها و مشی وی محسوب نمیشود. چنانکه در همین مورد مشخص (دکتر ملکی)، نگارنده با مرد آزاده، دستکم در مورد نحوهی مواجههی ایشان با مقولههایی چون اصلاحات و انتخابات، دچار اختلاف نظر بوده است.
شنبهی هفتهی جاری (21 آذرماه 1388) برای پیگیری مشکلی (که به وثیقهی آزادی سال 1380 مربوط میشد) به دادگاه انقلاب مراجعه کرده بودم. در گذر از یکی از طبقات، ناگهان با «مرد آزاده» مواجه شدم: دکتر محمد ملکی. مرد آزاده، رنجورتر و لاغرتر و ضعیفتر از روزهای قبل از بازداشت، با عصایی در دست، و مراقبی در کنار، خود را بهسوی شعبهای از دادگاه انقلاب، میکشانید؛ با پیژامای زندان و لباسی که بهنظر نمیرسید نسبتی با سرمای آخر پاییز و وضع جسمانی پیرمرد داشته باشد.
حالا نزدیک به سه ماه است که از محبوس شدن نخستین رئیس دانشگاه تهران پس از پیروزی انقلاب اسلامی میگذرد؛ سه ماه از روزی که استاد ارشد و بازنشستهی دانشگاه، با جسمی بیمار در خانهاش بازداشت و روانهی زندان شد. اینکه در این مدت حبس، چه «قفل ناگشوده» و «راز پنهان»ی از او فاش و آشکار شده، که نیاز به بازداشتاش بود، پرسشی است که باید سیاستگزاران و آمران بازداشتها به آن پاسخ گویند. چنانکه پاسخ این پرسش را که «آیا «سین جیم» پیرمرد و «گفتوگو» با وی، در بیرون از بازداشتگاه و زندان ممکن نبود؟»...
اعتراف میکنم که دیدن مرد مهربان در آن حال و روز، بس رنجآور بود. بهخصوص که حالا نگارنده (من) بهظاهر آزاد بودم و او در لباس زندانی و در بند... اینبار وضع با بهار سال 1380 فرق میکرد؛ آنجا (در سلولهای انفرادی بازداشتگاه 59 سپاه) او را با پشتی خمیده و مو و ریشی بلند، از شکاف لای در و دیوار سلول _گاهی_ میدیدم که برای بازجویی یا ... میبرندش؛ آنجا خود نیز محبوس بودم؛ محبوسی که افسوس میخورد برای دیاری که در آن مزد گورکن از بهای دوست داشتن انسانها و آزادی استاد ارشد دانشگاهاش، فزونتر است.
بعدتر، مردادماه 1380 ، زندگی در «سلولی مشترک» با او، این امکان را فراهم میآورد که بهقدر امکان یک «همسلولی»، «ذرهای» از آن وضع و فضا و موقعیت را برای مرد آزاده (و رنجور و بیمار و فرسوده) تغییر دهی؛ اما حالا، در نیمهی دوم آذر 88 ، او، دکتر محمد ملکی، فرسودهتر و ضعیفتر از هشت سال پیش، و با عصایی در دست، تنها (چون «ابوذر»، یکی از «معشوقه»هایش) آهسته آهسته بهسوی محکمه گام پیش میگذاشت. تصویری ناگوارتر و آزاردهندهتر از هشت سال قبل، بهخصوص از منظر ناظری بهظاهر آزاد.
شرایط دکتر محمد ملکی البته با آنچه او در دههی 60 تجربه کرده، در فاصلهای بس محسوس است؛ زمانهای که هوشنگ ابتهاج (ه.الف.سایه) تعریف میکند: « ۸۱ روز را در سال ۶۲ در راهروی زندان، نزدیک توالت، دمپاییهایش را زیر سرش می گذاشته و میخوابیده.» (این خاطره را «سایه» همین دو هفته پیش در برنامهای که برای بزرگداشت وی در لندن برگزار شده، مورد اشاره قرار داد.) اما واقعیت این است که دکتر ملکی امروز 76 ساله است و سالهاست میانسالی را پشتسر گذاشته و گذشته است.
اینکه طراحان و سیاستگزاران بازداشتها با محبوس ساختن پیرمرد، چه هدفی را پیمیجویند و برای چه و بهکدام دلیل بر ادامهی این وضع او، پامیفشارند، پرسشی است که کشف پاسخاش چندان سهل نیست. دکتر ملکی مواضعی داشته و دارد که از «عقیده» و دیدگاه و تحلیل او نسبت به اوضاع ایران سرچشمه میگیرد. این مواضع، نه مواضعی تشکیلاتی است (که «منتقد و معترض مستقل روزگار ما» به هیچ حزب و جمعیت و گروهی وابسته نبود و رابطهای تشکیلاتی و ایدئولوژیک با هیچ سازمانی نداشت)، و نه آنکه میتوان آنها را مواضعی القاء شده از خارج و بیگانه و دشمن، ارزیابی کرد. اینچنین، منطقا" بازداشت پیرمرد نباید تغییری در مواضع او ایجاد کند؛ جز اینکه بازداشت وی موجب «سکوت تحمیلیاش» شود یا آنکه «قدرت سختافزاری و عریان» برای پیرمرد، «خودنمایی» کند و «توان» سرکوب و ابزارهای تهدیداش را بهرخ کشد. اگر اتهام و شکایتی نیز علیه او مطرح است، آیا نمیتوان بهگونهای دیگر (و با لحاظ کردن بسیاری مولفهها از جمله سن و وضع جسمانی وی) آنها را پیگیری کرد؟
هرچه هست و نیست، ادامهی بازداشت «پیرمرد» سزاوار هیچ نظام سیاسیای نیست، بماند که نظامی خود را متحقق کننده و پیگیر ارزشهای دینی معرفی کند. انصاف میباید که محبوس ساختن دکتر محمد ملکی از هیچ منظری (اعم از انسانی، دینی، اخلاقی، قانونی، و حقوقبشری) قابل توجیه و دفاع نیست. کاش نظر «منصفان» هرچه زودتر بر نظر «بیانصافان» بچربد و فائق آید، و پیرمرد دور از استرس و فشارهای روانی، از امکان استراحت و درمانی که درخور حال و وضع اوست، برخوردار شود.
بعدالتحریر:
الف. توضیح مکرری است، اما گریزی از بیان آن نیست. پرداختن به هر یک از بازداشتشدگان این ماهها (و بهطور مشخص، آقای دکتر محمد ملکی در این نوشتار) بهمعنای بیتوجهی یا غفلت از دیگر دربندان (بهویژه بازداشتشدگان گمنام و غیرمشهوری که تاوان «پیگیری حقوق اساسی خویش» را میدهند) نیست. اما چاره چیست هنگامیکه در بضاعت یک یادداشت، امکان پرداختن مشخص، به «همه» وجود ندارد، و نیز این واقعیت که او (دکتر ملکی) مسنترین و یکی از خاصترین زندانیان سیاسی این روزهای ایران است.
ب. توضیح بهظاهر نخنما و غیرضرور ی است، اما بهنظر میرسد بیان آن بهمثابهی «یک تذکر» بیفایده نباشد؛ اینکه دفاع از حقوق انسانی و قانونی هر فرد، الزاما" بهمعنای توافق با تمامی دیدگاهها و رویکردها و مشی وی محسوب نمیشود. چنانکه در همین مورد مشخص (دکتر ملکی)، نگارنده با مرد آزاده، دستکم در مورد نحوهی مواجههی ایشان با مقولههایی چون اصلاحات و انتخابات، دچار اختلاف نظر بوده است.
۱۳۸۸ آذر ۲۳, دوشنبه
اعتراض دانشجویان دانشگاه صنعتی سهند تبریز به سناریوی توهین به بنیانگذار انقلاب
دانشجویان دانشگاه صنعتی سهند تبریز با بازوبندها و شالهای سبز با حضور در مراسم بسیج دانشجویی دانشگاه به سناریوی جدید کودتاچیان و سرکوبگران حکومتی، دروغ پراکنیها و هوچیگریهای صورت گرفته در صداوسیما، گستاخی سران حوزهی علمیه در سخنرانیهای خود به جنبش سبز و حرکتهای وحشیانه بسیج دانشجویی در 16 آذر، اعتراض کردند.
گزارشهای دریافتی حاکی از آن است که دانشجویان با سر دادن شعارهای "مجتهد واقعی منتظری- صانعی" مانع سخنرانی توهین آمیز حجت الاسلام خدیوی، نماینده نهاد رهبری در دانشگاه سهند، به آیت الله منتظری شدند. همچنین دانشجویان با سر دادن شعارهای " مرگ بر دروغگو"، "بسیجی فاشیسته، پول میگیره وامیسته"،"حسین حسین شعارشه، تجاوز افتخارشه" ،"اگر بسیجی نبود، ترانه پیش ما بود" و.... در حین سخنرانی دانشجویان بسیجی اعتراض خود را اعلام کردند و مانع دروغ پراکنی اعضای تشکل شبه نظامی بسیج در دانشگاه شدند.
دانشجویان اعلام کردند که سناریوی توهین به امام خمینی همچون توطئهی معاویه علیه حضرت علی است و این پروژه نباید دست آویزی برای سرکوب بیشتر آزادی خواهان و آغاز موج جدیدی از دستگیری ها شود. در پی این سخنان، بسیجی ها قصد حمله به دانشجویان کردند که در مقابله با جدیت و تعدد دانشجویان معترض، عقب نشستند. دانشجویان معترض با خروج از محل تجمع در صحن دانشگاه به راهپیمایی پرداختند و در انتها با تشکیل حلقهی انسانی و سر دادن شعار "مرگ بر دیکتاتور" و سرود یار دبستانی به اعتراض سبز خود پایان دادند.
قابل ذکر است که دانشجویان معترض دانشگاه سهند برنامههای حکومتی در دانشگاه را مورد اعتراض خود قرار دادند. در پایان دانشجویان معترض اعلام کردند که تا برچیده شدن بساط دیکتاتوری و کودتا به اعتراض و تجمع ادامه خواهند داد.
گزارشهای دریافتی حاکی از آن است که دانشجویان با سر دادن شعارهای "مجتهد واقعی منتظری- صانعی" مانع سخنرانی توهین آمیز حجت الاسلام خدیوی، نماینده نهاد رهبری در دانشگاه سهند، به آیت الله منتظری شدند. همچنین دانشجویان با سر دادن شعارهای " مرگ بر دروغگو"، "بسیجی فاشیسته، پول میگیره وامیسته"،"حسین حسین شعارشه، تجاوز افتخارشه" ،"اگر بسیجی نبود، ترانه پیش ما بود" و.... در حین سخنرانی دانشجویان بسیجی اعتراض خود را اعلام کردند و مانع دروغ پراکنی اعضای تشکل شبه نظامی بسیج در دانشگاه شدند.
دانشجویان اعلام کردند که سناریوی توهین به امام خمینی همچون توطئهی معاویه علیه حضرت علی است و این پروژه نباید دست آویزی برای سرکوب بیشتر آزادی خواهان و آغاز موج جدیدی از دستگیری ها شود. در پی این سخنان، بسیجی ها قصد حمله به دانشجویان کردند که در مقابله با جدیت و تعدد دانشجویان معترض، عقب نشستند. دانشجویان معترض با خروج از محل تجمع در صحن دانشگاه به راهپیمایی پرداختند و در انتها با تشکیل حلقهی انسانی و سر دادن شعار "مرگ بر دیکتاتور" و سرود یار دبستانی به اعتراض سبز خود پایان دادند.
قابل ذکر است که دانشجویان معترض دانشگاه سهند برنامههای حکومتی در دانشگاه را مورد اعتراض خود قرار دادند. در پایان دانشجویان معترض اعلام کردند که تا برچیده شدن بساط دیکتاتوری و کودتا به اعتراض و تجمع ادامه خواهند داد.
۱۳۸۸ آذر ۲۱, شنبه
دسیسه های دولت کودتا و حامیانش:مردم مراقب باشند
مردم هوشیار باشند اتفاقی در پیش است
در پی اجرای سناریوی از پیش طراحیشده حرمتشکنی از بنیانگذار انقلاب و نسبت دادن آن به دانشجویان، از دیروز رسانههای رسمی تبلیغات حجیم و هدفداری را آغاز کردهاند که با توجه به اطلاعات به دست آمده به نظر میرسد زمینهچینی برای برخی رفتارهای غیرمتعارف جدید باشد.
به کلیه حامیان جنبش سبز توصیه میشود در این زمینه کاملا هوشیار باشند و مرتبا خود را از آخرین تحولات مطلع نگهدارند.
با توجه به محدودیتهای شدید اطلاع رسانی، به دیگر پایگاههای اطلاعرسانی نیز پیشنهاد میشود تا کاربران را نسبت به ضرورت این هوشیاری آگاه کنند.
در پی اجرای سناریوی از پیش طراحیشده حرمتشکنی از بنیانگذار انقلاب و نسبت دادن آن به دانشجویان، از دیروز رسانههای رسمی تبلیغات حجیم و هدفداری را آغاز کردهاند که با توجه به اطلاعات به دست آمده به نظر میرسد زمینهچینی برای برخی رفتارهای غیرمتعارف جدید باشد.
به کلیه حامیان جنبش سبز توصیه میشود در این زمینه کاملا هوشیار باشند و مرتبا خود را از آخرین تحولات مطلع نگهدارند.
با توجه به محدودیتهای شدید اطلاع رسانی، به دیگر پایگاههای اطلاعرسانی نیز پیشنهاد میشود تا کاربران را نسبت به ضرورت این هوشیاری آگاه کنند.
۱۳۸۸ آذر ۲۰, جمعه
بازدداشت 70 دانشجو دانشگاه فردوسی مشهد پس از تجمع 16 آذر
پس از تجمع اعتراضی دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد در روز 16 آذر، 70 دانشجوی این دانشگاه توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدند.
به گزارش خبرنامه امیرکبیر در روز 16 آذر از ساعت 12 تا 15 تریبون آزادی در آمفی تیاتر کانون های فرهنگی هنری دانشگاه با موضوع "انتخابات و تاثیر آن بر رفتار مردم" برگزار شد. از آغاز تریبون آزاد دانشجویان معترض که تعداد آن ها به 400 نفر میرسید و پشت درهای آمفی تیاتر مانده بودند شروع به سردادن شعارهایی همچون "مجتبی بمیری رهبری را نبینی"، "دولت کودتا استعفا استعفا" و .... کردند.
در مقابل حدود 40 نفر از نیروهای بسیجی شروع به دادن شعارهایی همچون "مرگ بر منافق" نمودند. بعد از اتمام تریبون آزاد دانشجویان معترض که اکنون تعدادشان به 2000 نفر رسیده بود علی رغم هشدارهای سید موسوی معاون فرهنگی دانشگاه مبنی بر غیرقانونی بودن تجمع، تجمع و راهپیمایی گسترده خود را در محیط دانشگاه آغاز کردند. دانشجویان با حرکت در مسیر بین خوابگاه تا در شمالی دانشگاه به سر دادن شعارهایشان پرداختند. در درب شمالی دانشگاه، دانشجویان پرچم سبزی را بر فراز درب اصلی دانشگاه نصب کردند.
در انتهای تجمع تعدادی لباس شخصی غیر دانشجو به نیروهای بسیجی اضافه شدند و شروع به درگیری و ضرب و شتم دانشجویان نمودند. همچنین 70 نفر از دانشجویان در حین خروج از دانشگاه توسط نیروهای امنیتی و لباس شخصیها بازداشت شدند تا این لحظه 57 نفرشان آزاد شده اند و 13 نفرشان کماکان در بازداشت بسر میبرند.
دانشجویان بازداشتی جزو فعالین دانشجویی دانشگاه نبوده اند و به نظر می رسد نیروهای امنیتی به منظور ایجاد جو ترس و انفعال در دانشگاه دست به چنین بازداشت گسترده ای زده باشند.
به گزارش خبرنامه امیرکبیر در روز 16 آذر از ساعت 12 تا 15 تریبون آزادی در آمفی تیاتر کانون های فرهنگی هنری دانشگاه با موضوع "انتخابات و تاثیر آن بر رفتار مردم" برگزار شد. از آغاز تریبون آزاد دانشجویان معترض که تعداد آن ها به 400 نفر میرسید و پشت درهای آمفی تیاتر مانده بودند شروع به سردادن شعارهایی همچون "مجتبی بمیری رهبری را نبینی"، "دولت کودتا استعفا استعفا" و .... کردند.
در مقابل حدود 40 نفر از نیروهای بسیجی شروع به دادن شعارهایی همچون "مرگ بر منافق" نمودند. بعد از اتمام تریبون آزاد دانشجویان معترض که اکنون تعدادشان به 2000 نفر رسیده بود علی رغم هشدارهای سید موسوی معاون فرهنگی دانشگاه مبنی بر غیرقانونی بودن تجمع، تجمع و راهپیمایی گسترده خود را در محیط دانشگاه آغاز کردند. دانشجویان با حرکت در مسیر بین خوابگاه تا در شمالی دانشگاه به سر دادن شعارهایشان پرداختند. در درب شمالی دانشگاه، دانشجویان پرچم سبزی را بر فراز درب اصلی دانشگاه نصب کردند.
در انتهای تجمع تعدادی لباس شخصی غیر دانشجو به نیروهای بسیجی اضافه شدند و شروع به درگیری و ضرب و شتم دانشجویان نمودند. همچنین 70 نفر از دانشجویان در حین خروج از دانشگاه توسط نیروهای امنیتی و لباس شخصیها بازداشت شدند تا این لحظه 57 نفرشان آزاد شده اند و 13 نفرشان کماکان در بازداشت بسر میبرند.
دانشجویان بازداشتی جزو فعالین دانشجویی دانشگاه نبوده اند و به نظر می رسد نیروهای امنیتی به منظور ایجاد جو ترس و انفعال در دانشگاه دست به چنین بازداشت گسترده ای زده باشند.
شورای اساتید پردیس دانکده های فنی به مناسبت وقایع 16 و17 آذر
شورای اساتید پردیس دانشکدههای فنی به مناسبت وقایع 16 و 17 آذر بیانیهای به شرح زیر صادر کرده است:
در روزهای 16 و 17 آذرماه جاری، دانشگاه تهران و پردیس دانشکده های فنی بار دیگر شاهد وقایع بسیار ناگواری بود. در هر دو روز جمع کثیری که دانشجو یا کارمند دانشگاه تهران نبودند با عبور از درهای تحت مراقبت انتظامات وارد صحن دانشگاه شدند و مقابل ساختمان اصلی پردیس دانشکده های فنی تجمع کردند. پیامد هجوم این عده در دو روز متوالی به داخل ساختمان پردیس فنی، ضرب و شتم دانشجویان، ارعاب و اذیت کارکنان و اساتید با پرتاب گاز اشک آور و آفریدن فضای آکنده از تشنج و رعب و وحشت بود.
این وقایع که در پی بی توجهی به رخدادهای تلخ حمله به دانشگاه و ساختمان دانشکده ی فنی در 24 خرداد 88 و کوی دانشگاه در همان شب اتفاق می افتد، به تکرار غیرقابل باوری رسیده است و ورود افراد غیرمسئول به محوطه دانشگاه برای چندمین بار به مسامحه گرفته می شود.. گویی که قرار است نابودی نظم و امنیت و انضباط، هتک حرمت دانشگاه، تخریب اموال عمومی و ایجاد محیط رعب و وحشت یک موضوع پیش پا افتاده تلقی شود
با توجه به موارد مذکور شورای پردیس اعلام می دارد که این وقایع به هیچ وجه قابل پذیرش نبوده و علت اصلی بروز این اختلالات، تشنج ها و رخدادهای ناگوار صرفا ورود پر تعداد و غیرمسولانه افرادی غیر از دانشجویان دانشگاه تهران به محیط مقدس دانشگاه است که مسئولیت آن علی القاعده با ریاست محترم و سایر مسئولین ذیربط دانشگاه تهران می باشد.
بدیهی است عدم رسیدگی جدی به این امر و پیامدهای آن باعث تداوم به خطر افتادن امنیت دانشجویان، اساتید و کارکنان دانشگاه شده و به صدمه دیدن جدی فعالیت های آموزشی، پژوهشی و کاهش اعتبار علمی دانشگاه تهران می انجامد. با در نظر گرفتن نکات فوق، شورای پردیس دانشکده های فنی ضمن سلب مسئولیت از عواقب بروز این وقایع اسفبار، خواهان حفظ نظم و حرمت دانشگاه، رعایت مقررا و تامین امنیت دانشگاهیان می باشد.
در روزهای 16 و 17 آذرماه جاری، دانشگاه تهران و پردیس دانشکده های فنی بار دیگر شاهد وقایع بسیار ناگواری بود. در هر دو روز جمع کثیری که دانشجو یا کارمند دانشگاه تهران نبودند با عبور از درهای تحت مراقبت انتظامات وارد صحن دانشگاه شدند و مقابل ساختمان اصلی پردیس دانشکده های فنی تجمع کردند. پیامد هجوم این عده در دو روز متوالی به داخل ساختمان پردیس فنی، ضرب و شتم دانشجویان، ارعاب و اذیت کارکنان و اساتید با پرتاب گاز اشک آور و آفریدن فضای آکنده از تشنج و رعب و وحشت بود.
این وقایع که در پی بی توجهی به رخدادهای تلخ حمله به دانشگاه و ساختمان دانشکده ی فنی در 24 خرداد 88 و کوی دانشگاه در همان شب اتفاق می افتد، به تکرار غیرقابل باوری رسیده است و ورود افراد غیرمسئول به محوطه دانشگاه برای چندمین بار به مسامحه گرفته می شود.. گویی که قرار است نابودی نظم و امنیت و انضباط، هتک حرمت دانشگاه، تخریب اموال عمومی و ایجاد محیط رعب و وحشت یک موضوع پیش پا افتاده تلقی شود
با توجه به موارد مذکور شورای پردیس اعلام می دارد که این وقایع به هیچ وجه قابل پذیرش نبوده و علت اصلی بروز این اختلالات، تشنج ها و رخدادهای ناگوار صرفا ورود پر تعداد و غیرمسولانه افرادی غیر از دانشجویان دانشگاه تهران به محیط مقدس دانشگاه است که مسئولیت آن علی القاعده با ریاست محترم و سایر مسئولین ذیربط دانشگاه تهران می باشد.
بدیهی است عدم رسیدگی جدی به این امر و پیامدهای آن باعث تداوم به خطر افتادن امنیت دانشجویان، اساتید و کارکنان دانشگاه شده و به صدمه دیدن جدی فعالیت های آموزشی، پژوهشی و کاهش اعتبار علمی دانشگاه تهران می انجامد. با در نظر گرفتن نکات فوق، شورای پردیس دانشکده های فنی ضمن سلب مسئولیت از عواقب بروز این وقایع اسفبار، خواهان حفظ نظم و حرمت دانشگاه، رعایت مقررا و تامین امنیت دانشگاهیان می باشد.
۱۳۸۸ آذر ۱۸, چهارشنبه
موج حمایت از مجید توکلی، دانشجوی منتقد رهبر پس از دستگیری در 16 آذر
در پی دستگیری مجید توکلی در روز 16 آذر، موج حمایت از این دانشجوی شجاع وبلاگ ها و سایت های دانشجویی را فرا گرفته است. به گزارش خبرنگار موج سبز آزادی، مجید توکلی در سخنان شجاعانه ای در جمع دانشجویان در 16 آذر مستقیما آیت الله خامنه ای را مخاطب قرار داده و گفته بود :"امروز اینجاییم تا اعتراض مان را بر سر همه مستبدان و مستکبران جامعه و در راس آن ها آقای خامنه ای فریاد بزنیم.". این سخنان که با استقبال دانشجویان مواجه شده بود، توسط کودتاچیان تحمل نشد و به فاصله کوتاهی پس از آن نیروهای لباس شخصی وی را دستگیر و به مکان نامعلومی انتقال دادند. این در حالی است که پیش از این آیت الله خامنه ای در دیدار با دانشجویان نخبه در برابر سخنان دانشجویی که به "عدم امکان انتقاد از رهبری" معترض بود گفته بود که انتقاد از وی در جامعه آزاد است و در حال حاضر بسیاری انتقادات از وی آزادانه مطرح می شود.
امروز نیز خبرگزاری های حامی کودتا، ایرنا و فارس در حرکتی غیر اخلاقی عکس های مجید توکلی را با لباس زنانه در بازداشت منتشر کردند که خشم دانشجویان را برانگیخته است. بسیاری از وبلاگ ها و سایت ها به تحسین شجاعت "مجید توکلی" برخاسته اند و حمایت خود را از وی اعلام کرده اند. یکی از دوستان مجید توکلی در سایت فیس بوک نوشته است : "سالها در دانشگاه بودم و فعالان بسیاری را دیدم. اما هیچ کس را شجاع تر از مجید توکلی ندیدم که با این همه زندان و شکنجه و داشتن 15 ماه حکم زندان، نزدیک 16 آذر سر از پا نشناخت و یک تنه یک تجمع بزرگ را برگزار کرد. مجید اسطوره مقاومت جنبش دانشجویی است.". همچنین برخی افراد نیز در پاسخ به حرکت فارس و ایرنا، اقدام به انتشار عکس های رهبران کودتا با لباس های مبدل در اینترنت نمودند.
لازم به توضیح است که پیش از این نیز خبرگزاری فارس سعی در تحقیر نماد های مقاومت جنبش سبز داشت که با انتشار عکسهایی از پرتاب کفش به سوی مهدی کروبی آغاز شد. در پاسخ به این بی احترامی تعدادی از مردم در 13 آبان بولتنهای بزرگ تصویر آیت الله خامنه ای را پاره کرده و زیر پا لگدمال نمودند. حرکتی که فیلم ان در سراسر جهان توسط خبرگزاری ها مخابره شد و از آن به عنوان حرکتی بی سابقه در تاریخ جمهوری اسلامی یاد کردند.
امروز نیز خبرگزاری های حامی کودتا، ایرنا و فارس در حرکتی غیر اخلاقی عکس های مجید توکلی را با لباس زنانه در بازداشت منتشر کردند که خشم دانشجویان را برانگیخته است. بسیاری از وبلاگ ها و سایت ها به تحسین شجاعت "مجید توکلی" برخاسته اند و حمایت خود را از وی اعلام کرده اند. یکی از دوستان مجید توکلی در سایت فیس بوک نوشته است : "سالها در دانشگاه بودم و فعالان بسیاری را دیدم. اما هیچ کس را شجاع تر از مجید توکلی ندیدم که با این همه زندان و شکنجه و داشتن 15 ماه حکم زندان، نزدیک 16 آذر سر از پا نشناخت و یک تنه یک تجمع بزرگ را برگزار کرد. مجید اسطوره مقاومت جنبش دانشجویی است.". همچنین برخی افراد نیز در پاسخ به حرکت فارس و ایرنا، اقدام به انتشار عکس های رهبران کودتا با لباس های مبدل در اینترنت نمودند.
لازم به توضیح است که پیش از این نیز خبرگزاری فارس سعی در تحقیر نماد های مقاومت جنبش سبز داشت که با انتشار عکسهایی از پرتاب کفش به سوی مهدی کروبی آغاز شد. در پاسخ به این بی احترامی تعدادی از مردم در 13 آبان بولتنهای بزرگ تصویر آیت الله خامنه ای را پاره کرده و زیر پا لگدمال نمودند. حرکتی که فیلم ان در سراسر جهان توسط خبرگزاری ها مخابره شد و از آن به عنوان حرکتی بی سابقه در تاریخ جمهوری اسلامی یاد کردند.
بازتاب گسترده تظاهرات روز دانشجو در ايران در رسانه هاى جهان
تظاهرات دانشجويان در تهران و ديگر شهرهاى ايران در روز ۱۶ آذر که به درگیری با نیروهای ضد شورش و بسیجی منجر شد بازتاب گسترده اى در رادیو و تلویزیون ها و مطبوعات بين المللى داشته است.
به گزارش رادیو فردا، در آمريكا، شبكه هاى راديو و تلويزيونى و الكترونيكى، به نقل از خبرگزارى ها، تظاهرات دانشجويان و تلاش پليس ضد شورش، نيروهاى ويژه سپاه، بسيجيان و لباس شخصى ها براى مقابله با آنها را در بخش هاى خبرى خود به صورت وسيعى پخش كرده اند.
شبكه هاى «سى ان ان»، «فاكس نيوز»، «ان بى سى» و ديگر رسانه هاى تصويرى آمريكا با نمايش صحنه هايى از تظاهرات دانشجويان بر شعار «مرگ بر ديكتاتور» به عنوان شعار مركزى معترضان تاكيد کردند.
«انستيتو براى جنگ و صلح» که یک موسسه پژوهشی آمریکایی است در گزارشی با اشاره به اعتراض هاى دانشجويان به حكومت جمهورى اسلامى ايران گفته است: «تظاهرات اخير در تهران، از هدف هاى پيشين خود فراتر رفته و آيت الله على خامنه اى، رهبر جمهورى اسلامى، را نشان گرفته و اين امر، گواهى بر شجاعت و دليرى تظاهركنندگان در برابر نيروهاى امنيتى است».
يك دانشجوى رشتۀ حقوق كه نمى خواهد نامش فاش شود، مى گويد: مسئوليت كسى كه بالاترين مقام رژيم را داراست، تهديد مردم نيست و يك استاد دانشگاه نیز تاكيد مى كند كه ايستادگى رژيم در برابر تظاهركنندگان و تكيه بر سياست سركوب، به گسترش اعتراض هاى همگانى انجاميده است.
اين موسسه پژوهشى آمريكايى، با اشاره به «پايدارى هاى مردم ايران» در برابر نيروهاى دولتى به موردى اشاره كرده و صحنه اى را ترسيم كرده است كه در جريان آن يك مامور پليس به دختر جوانى كه بر اثر ضربه هاى بسيجى ها، چهره اى كبود و دست هايى لزران دارد، اصرار مى ورزد كه سوار تاكسى شود و به خانۀ خود بازگردد، ولى دختر جوان با خشم در پاسخ مى گويد: «به من نگو كه چه كنم. تو پول مى گيرى كه ما را سركوب كنى و من آمده ام كه اعتراض كنم و به خانه باز نخواهم گشت».
در ادامۀ اين گزارش آمده است كه «ميزان خستگى نيروهاى امنيتى و بسيجى سپاه از برخورد با مخالفان، روشن نيست، اگر چه بسيارى از آنان، آشفته و ناراحتند و از جدايى و فاصله اى كه بين آنها و جامعه ايجاد شده، ناخشنودند».
روزنامه «نيويورك تايمز» نيز با اشاره به تمهيدهاى حكومت در بازداشت و زندانى كردن تعدادى از دانشجويان و فعالان سياسى در روزهاى قبل از تظاهرات دوشنبه، فرياد هاى شبانه مخالفان در يكشنبه شب را پيش درآمدى بر تظاهرات مردم و بويژه دانشجويان دانسته و تمركز تظاهرات را در درون دانشگاه هاى ايران گزارش كرده است.
يك گزارش ديگر در روزنامۀ تايمز، به تلاش هاى جوان بيست و هفت ساله اى به نام «كاوه» اشاره دارد كه با تشكيل يك سلول چهل نفرى، روزانه پانصد نامۀ الكترونيكى به آدرس هاى گوناگون مى فرستد.
روزنامه آمريكايى «واشينگتن پست» نيز در گزارش مفصلى به شرح درگيرى هاى روز دانشجو در ايران پرداخته و در ادامه به نقل از سايت هاى مخالفان دولت در ايران آورده است كه تظاهرات بيشترى قرار است در جريان مراسم عزادارى براى امام سوم شيعيان در ماه محرم برگزار شود.
در كنار اين گونه نوشته هاى مطبوعات مكتوب، شبكه هاى تلويزيونى با استفاده از هزاران گزارشگر داوطلب از شهروندان ايرانى كه از طريق اينترنت، تصاوير تظاهرات جوانان و خشونت ماموران لباس شخصى و بسيجى ها را به سراسر جهان مخابره مى كنند، رويدادهاى دوشنبه را بازتاب داده اند.
به گزارش رادیو فردا، در آمريكا، شبكه هاى راديو و تلويزيونى و الكترونيكى، به نقل از خبرگزارى ها، تظاهرات دانشجويان و تلاش پليس ضد شورش، نيروهاى ويژه سپاه، بسيجيان و لباس شخصى ها براى مقابله با آنها را در بخش هاى خبرى خود به صورت وسيعى پخش كرده اند.
شبكه هاى «سى ان ان»، «فاكس نيوز»، «ان بى سى» و ديگر رسانه هاى تصويرى آمريكا با نمايش صحنه هايى از تظاهرات دانشجويان بر شعار «مرگ بر ديكتاتور» به عنوان شعار مركزى معترضان تاكيد کردند.
«انستيتو براى جنگ و صلح» که یک موسسه پژوهشی آمریکایی است در گزارشی با اشاره به اعتراض هاى دانشجويان به حكومت جمهورى اسلامى ايران گفته است: «تظاهرات اخير در تهران، از هدف هاى پيشين خود فراتر رفته و آيت الله على خامنه اى، رهبر جمهورى اسلامى، را نشان گرفته و اين امر، گواهى بر شجاعت و دليرى تظاهركنندگان در برابر نيروهاى امنيتى است».
يك دانشجوى رشتۀ حقوق كه نمى خواهد نامش فاش شود، مى گويد: مسئوليت كسى كه بالاترين مقام رژيم را داراست، تهديد مردم نيست و يك استاد دانشگاه نیز تاكيد مى كند كه ايستادگى رژيم در برابر تظاهركنندگان و تكيه بر سياست سركوب، به گسترش اعتراض هاى همگانى انجاميده است.
اين موسسه پژوهشى آمريكايى، با اشاره به «پايدارى هاى مردم ايران» در برابر نيروهاى دولتى به موردى اشاره كرده و صحنه اى را ترسيم كرده است كه در جريان آن يك مامور پليس به دختر جوانى كه بر اثر ضربه هاى بسيجى ها، چهره اى كبود و دست هايى لزران دارد، اصرار مى ورزد كه سوار تاكسى شود و به خانۀ خود بازگردد، ولى دختر جوان با خشم در پاسخ مى گويد: «به من نگو كه چه كنم. تو پول مى گيرى كه ما را سركوب كنى و من آمده ام كه اعتراض كنم و به خانه باز نخواهم گشت».
در ادامۀ اين گزارش آمده است كه «ميزان خستگى نيروهاى امنيتى و بسيجى سپاه از برخورد با مخالفان، روشن نيست، اگر چه بسيارى از آنان، آشفته و ناراحتند و از جدايى و فاصله اى كه بين آنها و جامعه ايجاد شده، ناخشنودند».
روزنامه «نيويورك تايمز» نيز با اشاره به تمهيدهاى حكومت در بازداشت و زندانى كردن تعدادى از دانشجويان و فعالان سياسى در روزهاى قبل از تظاهرات دوشنبه، فرياد هاى شبانه مخالفان در يكشنبه شب را پيش درآمدى بر تظاهرات مردم و بويژه دانشجويان دانسته و تمركز تظاهرات را در درون دانشگاه هاى ايران گزارش كرده است.
يك گزارش ديگر در روزنامۀ تايمز، به تلاش هاى جوان بيست و هفت ساله اى به نام «كاوه» اشاره دارد كه با تشكيل يك سلول چهل نفرى، روزانه پانصد نامۀ الكترونيكى به آدرس هاى گوناگون مى فرستد.
روزنامه آمريكايى «واشينگتن پست» نيز در گزارش مفصلى به شرح درگيرى هاى روز دانشجو در ايران پرداخته و در ادامه به نقل از سايت هاى مخالفان دولت در ايران آورده است كه تظاهرات بيشترى قرار است در جريان مراسم عزادارى براى امام سوم شيعيان در ماه محرم برگزار شود.
در كنار اين گونه نوشته هاى مطبوعات مكتوب، شبكه هاى تلويزيونى با استفاده از هزاران گزارشگر داوطلب از شهروندان ايرانى كه از طريق اينترنت، تصاوير تظاهرات جوانان و خشونت ماموران لباس شخصى و بسيجى ها را به سراسر جهان مخابره مى كنند، رويدادهاى دوشنبه را بازتاب داده اند.
۱۳۸۸ آذر ۱۷, سهشنبه
بازدداشت سه تن از فعالین چپ و سوسیالیست شیراز
به گزارش دانشجویان سوسیالیست روز گذشته دوشنبه 16 آذر 3" تن از دانشجویان چپ و سوسیالیست شیراز" بازداشت و از وضعیت انها خبری در دست نیست.
صبح دیروز دوشنبه 16 آذر ساعت 8 صبح رفیق "سید محمد محسن موسوی" دانشجوی سوسیالیست شیراز بازداشت و هنوز از وضعیت وی خبری در دست نیست.
به دنبال تهدید و فشارهای فراوانی از سوی نیروهای امنیتی در شیراز و امنیتی کردن فضای شهر، دیروز16 آذر روز دانشجو رفیق محسن موسوی بعد رفتن به سمت فوقانی خوابگاه مفتح باز داشت و هنوز از وضعیت وی خبری در دست نیست.
به گزارش دانشجویان سوسیالیست :نجما رنجبران" دیگر دانشجوی سوسیالیست شیراز همراه با "سبحان حیدری" فعال چپ دانشجویی شیراز از سوی نیروهای امنیتی رژیم سر فلکه آرم بازداشت شده اند و از وضعیت انها هیچ خبری در دسترس نیست.
دیروز 16 آذردر خيابانهای اطراف دانشگاهها و خبابانهای شیراز نیروهاي امنیتي و انتظامی همراه لباس شخصي ها در حالت کامل آماده باش و تفتیش از رهگذران به سر برد و شهر شیراز در فضایی کاملا امنیتی بسر برد.
دانشجویان سوسیالیست دانشگاههای ایران دستگیری این رفقا را شدیدا محکوم و خواهان آزادی فوری و بی قید و شرط انها میباشد. همچنین از تمامی دانشجویان، کارگران و زنان ، نهادهای حقوق بشر و آزادیخواه میخواهد جهت آزادی این رفقا اقدام نمایند.
منبع: سایت رسمی دانشجویان سوسیالیست دانشگاههای ایران
صبح دیروز دوشنبه 16 آذر ساعت 8 صبح رفیق "سید محمد محسن موسوی" دانشجوی سوسیالیست شیراز بازداشت و هنوز از وضعیت وی خبری در دست نیست.
به دنبال تهدید و فشارهای فراوانی از سوی نیروهای امنیتی در شیراز و امنیتی کردن فضای شهر، دیروز16 آذر روز دانشجو رفیق محسن موسوی بعد رفتن به سمت فوقانی خوابگاه مفتح باز داشت و هنوز از وضعیت وی خبری در دست نیست.
به گزارش دانشجویان سوسیالیست :نجما رنجبران" دیگر دانشجوی سوسیالیست شیراز همراه با "سبحان حیدری" فعال چپ دانشجویی شیراز از سوی نیروهای امنیتی رژیم سر فلکه آرم بازداشت شده اند و از وضعیت انها هیچ خبری در دسترس نیست.
دیروز 16 آذردر خيابانهای اطراف دانشگاهها و خبابانهای شیراز نیروهاي امنیتي و انتظامی همراه لباس شخصي ها در حالت کامل آماده باش و تفتیش از رهگذران به سر برد و شهر شیراز در فضایی کاملا امنیتی بسر برد.
دانشجویان سوسیالیست دانشگاههای ایران دستگیری این رفقا را شدیدا محکوم و خواهان آزادی فوری و بی قید و شرط انها میباشد. همچنین از تمامی دانشجویان، کارگران و زنان ، نهادهای حقوق بشر و آزادیخواه میخواهد جهت آزادی این رفقا اقدام نمایند.
منبع: سایت رسمی دانشجویان سوسیالیست دانشگاههای ایران
شلنزدهم آذر88 روزملی مبارزه با کودتا
اعتراضات گسترده دانشجويی عليه دولت كودتا، در بیش از 50 دانشگاه سراسر کشور
علی رغم اینكه دولت كودتا سعی كرد با تعطیل كردن دانشگاه در هفته جاری به بهانههای مختلف، از شدت اعتراضات بكاهد اما با راهپیمایی و برگزاری تجمعات گسترده دانشجویان دانشگاههای سراسر كشور، شانزدهم آذر امسال به روز ملی مبارزه با كودتا تبدیل شد. دانشجویان و مردم سراسر كشور با در دست داشتن پلاكاردهایی در محكومیت كودتای انتخاباتی 22 خرداد و عكسهای شهدای جنبش سبز، به سر دادن شعارهای پرداختند. دانشجویان دانشگاههای سراسر كشور و مردم معترض در خیابانهای شهر های بزرگ، ضمن حمایت از جنبش سبز خود بار دیگر خواستار بركناری دولت غیرقانونی و كودتایی احمدینژاد شدند. شانزده آذر 88 از این جهت با سالهای گذشته متفاوت بود كه بسیارعمومیتر، گستردهتر و در سراسر ایران و برگزار شد.
16 آذر 88 نه فقط دانشجویان سیاسی كه همه دانشجویان، معترض بودند و این اعتراض خود را به شكلی مسالمتآمیز و با شكوه به نمایش گذاشتند. این تجمعات اعتراضی در بیش از 50 دانشگاه سراسر کشور در حجم وسیعی برگزار شد و در مناطق بسیاری مردم نیز به حمایت از دانشجویان به خیابانها آمده و هزار تن از مردم و دانشجویان در سراسر كشور یكصدا فریاد حقطلبی سر دادند.
دانشگاههای تهران، یكصدا اعتراض
دانشگاههای پایتخت در روز 16 آذر سراسر فریادی بر علیه استبداد بودند. علیرغم روانه كردن گروههای حامی كودتا به دانشگاه تهران برای اجرای نمایشی به ظاهر دانشجویی، این دانشگاه گستردهتر از هرسال به مركز اعتراضات دانشجویی در 16 آذر تبدیل شد که اعتراضات در این دانشگاه به خیابانهای اطراف و روز 17 آذر نیز كشیده شد. تعداد معترضان روز 16 آذر در داخل دانشگاه تهران بیش از 5000 نفر و معترضان در خیابانهای اطراف این دانشگاه چند دههزار نفر گزارش شده است.
اعتراضات دانشجویی 16 آذر در دانشگاههای پلیتكنیك و هنر نیز با شكوهتر از هر سال برپا شد. تعداد دانشجویان معترض در این دو دانشگاه بیش از 7000 نفر تخمین زده میشود. هزاران تن از مردم هم در چندین نوبت با حضور در اطراف این دانشگاهها با دانشجویان همصدا شدند و حجم جمعیت به نحوی افزایش یافت که حدود ساعت 12.5 درب اصلی هر دو دانشگاه شكسته شد و مردم معترض به داخل دانشگاهها رفتند.
از طرف دیگر نیروهای سركوبگر بسیجی، لباس شخصی و انتظامی در چندین نوبت به این دو دانشگاه كه در مجاورت هم قرار دارند حمله كردند كه منجر به زخمی شدن چندین تن از دانشجویان و یكی از نگهبانان دانشگاه هنر و بازداشت جمعی از دانشجویان و مردم معترض در اطراف این دو دانشگاه شد.
هزارن تن از دانشجویان دانشگاه علم و صنعت نیز با در دست داشتن عكسهایی از شهید كیانوش آسا و دیگر شهدای جنبش سبز، شعارهایی بر علیه دولت كودتا سردادند. دانشگاه صنعتیشریف هم بار دیگر صحنه اعتراضات گسترده بیش از سه هزار نفر از دانشجویان معترض به دولت كودتا بود. دانشجویان دانشکدههای علوم اجتماعی و ادبیات دانشگاه علامه طباطبایی و دانشجویان دانشگاههای خواجه نصیر، بهشتی، آزاد واحد علوم تحقیقات، آزاد واحد تهران مرکز، آزاد كرج و تقریبا تمامی واحدهای دانشگاهی كوچك و بزرگ استان تهران شاهد تجمعات و راهپیماییهایی گسترده و با شكوه هزاران تن از دانشجویان معترض به كودتا 22 خرداد بود.
بسیاری از میادین و خیابانهای مركزی و خیابانهای منتهی به دانشگاههای شهر تهران نیز شاهد راهپیمایی و تظاهرات هزار نفر از مردم بر علیه كودتا و سركوب و بازداشت مردم توسط نیروهای انتظامی شبه نظامی بود. نیروهای سركوبگر با استفاده از گاز اشكآور، باتوم و شلیك تیر هوایی به سمت مردم معترض حمله میكردند.
اعتراضات گسترده در مشهد
بیش از 3000 دانشجوی معترض دانشگاه فردوسی مشهد نیز با راهپیمایی در این دانشگاه و سر دادن شعارهایی بر ضد دولت كودتا و حامیان آن به سمت درب شمالی (سر در اصلی این دانشگاه) كه در مجاورت خیابان وكیل آباد و میدان آزادی قرار دارد، حركت كردند. تجمع دانشجویان دانشگاه فردوسی تا غروب روز 16 آذر و ساعات ابتدایی شب ادامه داشت. از ساعت حدود 7:30 بعد از ظهر هم تظاهرات مردمی در پارك ملت و میدان آزادی شكل گرفت كه به بازداشت چندین نفر از مردم مشهد منجر شد.
گزارش های ارسالی از مشهد حاكی از آن است كه پلیس حدود ساعت 8:30 تا 9 شب به طور مكرر از گاز اشكآور و شلیك تیر هوایی برای پراكنده كردن مردم استفاده كرده است. دانشگاه آزاد مشهد نیز شاهد تجمع بیش از دوهزار دانشجوی معترض به دولت كودتا بود. دانشجویان این دانشگاه در صحن دانشكده فنی شعارهایی در اعتراض به كودتا و بازداشت گسترده دانشجویان این دانشگاه و دانشگاه فردوسی در تجمعات روز 13 آبان، سر دادند.
شیراز، تبریز و اصفهان همچنان معترض به كودتا
دانشجویان دانشگاه شیراز علیرغم سركوب گسترده در این دانشگاه در روز 13 آبان كه با حمله نیروهای سركوبگر به داخل دانشگاه و بازداشت بیش از 30 نفر از دانشجویان این دانشگاه همراه بود، تجمع و راهپیمایی گستردهای در روز دانشجو برگزار كردند. این تجمعات منجر به بازداشت دست کم 8 دانشجو دیگر این دانشگاه شد. دانشگاه های اصفهان و تبریز نیز شاهد راهپیماییهای هزاران تن از دانشجویان و مردم معترض به كودتای انتخاباتی بود. که وسعت گسترده این اعتراضات به خوبی در تصاویر و فیلمهای منتشر شده از این شهرها قابل مشاهده است.
دانشگاه همدان در روز 16 آذر به خاك و خون كشیده شد
دانشگاه بوعلی همدان نیز شاهد راهپیمایی گسترده دانشجویان برضد دولت كودتا بود. در روز 16 آذر نیروهای انصار و بسیجی حامی دولت كودتا با حمله وحشیانه به دانشجویان معترض، این دانشگاه را به خاك و خون كشیدند. نیروهای سركوبگر كه از حمایت نیروهای انتظامی و امنیتی برخوردار بودند در حمله به دانشگاه با استفاده از اسپری فلفل، گاز اشك آور و باتوم به ضرب و شتم شدید دانشجویان پرداختند.
نیروهای مهاجم در دانشگاه بوعلی، دانشجویان دختر و پسر را از پنجرههای طبقه دوم یکی از ساختمانها به بیرون پرتاب كردند. در اثر این حمله وحشیانه عوامل کودتا جمع زیادی از دانشجویان معترض در دانشگاه بوعلی همدان به شدت صدمه دیدند و به بیمارستان منتقل شدند.
دانشگاه های غرب کشور یکپارچه سبز شدند
دانشجویان دانشگاههای غرب كشور نیز همراه با دیگر دانشگاههای سراسر كشور برعلیه دولت كودتا راهپیمایی كردند. دانشجویان دانشگاه ایلام پس از اقامه نماز ظهر، راهپیمایی خود را از مسجد دانشگاه آغاز كردند و به سمت دانشكدههای كشاورزی و علوم حركت كردند. بیش از 300 دانشجو این دانشگاه راهپیمایی و تجمع خود را با خواندن سرود یار دبستانی در ساعت 2 بعد از ظهر به اتمام رساندند. دانشگاه رازی و دانشگاه آزاد شهر كرمانشاه نیز شاهد اعتراضات گسترده دانشجویی به دولت كودتا در صحن این دانشگاه ها بودند.
دانشگاههای بینالمللی و آزاد قزوین نیز در روز 16 آذر صحنه اعتراضات گسترده دانشجویی به دولت كودتا و حامیان آن بودند. دانشجویان دانشگاه زنجان هم همراه با دانشجویان و مردم در سراسر كشور در صحن این دانشگاه راهپیمایی گسترده ای شكل دادند و خواستار بركناری دولت كودتایی احمدی نژاد شدند.
بیش از 400 دانشجوی سبزپوش دانشگاه یاسوج با حمل پلاکارد و سر دادن شعارهایی در اعتراض به دولت کودتا در مقابل آمفی تئاتر این دانشگاه تجع کردند. بنا به گزارشهای ارسالی درگیریهای بین نیروهای بسیج و حراست این دانشگاه با دانشجویان معترض صورت گرفته است که بر اثر آن یکی از دانشجویان توسط نیروهای حراست مجروح شده است.
اعتراضات گسترده دانشگاههای مرکز کشور به کودتا
دانشگاههای واقع در شهرهای مركزی ایران نیز شاهد اعتراضات وسیع دانشجویی بود. صدها تن از دانشجویان دانشگاه اراك در صحن دانشكده فنی این دانشگاه تجمع آرامی برگزار كردند و خواستار بركناری دولت كودتا شدند. در دانشگاه سمنان نیز در دو نوبت تجمعات خودجوش دانشجویی بر علیه دولت كودتا برگزار شد. همچنین مجمع اسلامی دانشگاه سمنان نیز مراسم بزرگداشت روز دانشجو را در سالن اجتماعات این دانشگاه برگزار كرد.
دانشجویان دانشگاه آزاد نجفآباد نیز در روز 16 آذر با تجمع گسترده به دولت كودتایی احمدینژاد اعتراض كردند. دانشجویان دانشگاه آزاد بروجرد هم در صحن این دانشگاه راهپیمایی اعتراضی برگزار كردند.
دانشگاههای شرق کشور همچنان معترض به کودتا
دانشگاههای شرق كشور نیز محل برگزاری اعتراضات گسترده دانشجویان به دولت کودتا شد. به غیر از تجمعات چند هزار نفری در دانشگاههای فردوسی و آزاد مشهد كه به آن اشاره شد در دیگر دانشگاههای بزرگ شرق كشور هم تجمعات اعتراضی گستردهای برگزار شد. صدها تن از دانشجویان معترض به تقلب انتخاباتی در صحن دانشگاه باهنر كرمان راهپیمایی كردند. در این راهپیمایی نیروهای حراست تعدادی از دانشجویان را مورد ضرب و شتم قرار دادند.
قریب 200 تن از دانشجویان معترض دانشگاه صنعتی شاهرود نیز هنگام غروب 16 آذر در حاشیه بوستان دانشگاه متحصن شدند. دانشجویان معترض دانشگاه شاهرود با در دست داشتن عكسهایی از شهدای دانشجو و شهدای جنبش سبز شعارهایی بر ضد دولت كودتا سر دادند و با خواندن سرود یار دبستانی به تحصن خویش پایان دادند. دانشجویان دانشگاه سیستان و بلوچستان نیز در صحن این دانشگاه راهپیمایی كردند و علیه دولت برآمده از تقلب انتخاباتی شعار دادند.
اعتراضات دانشگاههای شمال و جنوب کشور
پس از دانشجویان شهرهای شمالی بابل و بابلسر كه در روزهای گذشته تجمعات گستردهای در اعتراض به دولت كودتا برگزار كرده بودند و با احكام بسیار سنگین زندان و محرومیت از روبرو شدهاند، چندین هزار تن از مردم سبزاندیش شهر رشت و دانشجویان دانشگاه گیلان روز 16 آذر برعلیه دولت كودتایی احمدی نژاد راهپیمایی كردند و خواستار بركناری آن و برگزاری انتخابات آزاد و سالم شدند.
از شهرهای جنوبی كشور نیز گزارشهایی از اعتراضات دانشجویی و مردمی منتشر شده است. گزارشهای ارسالی از اعتراضهای وسیع مردم و دانشجویان دانشگاه اهواز در روز 16 آذر خبر میدهند. در شهر بندرعباس و دانشگاه هرمزگان نیز صدها تن از دانشجویان معترض به كودتا 22 خرداد تجمع كردند.
گفتنی است این گزارش تنها به بخشی از اعتراضات وسیع دانشجویی در روز دانشجو پرداخته است و بدون شك در بسیاری دیگر از دانشگاههای شهرستانهای سراسر کشور نیز اعتراضات دانشجویی در روز 16 آذر برگزار شدهاست كه در این گزارش به آنها اشاره نشده است.
علی رغم اینكه دولت كودتا سعی كرد با تعطیل كردن دانشگاه در هفته جاری به بهانههای مختلف، از شدت اعتراضات بكاهد اما با راهپیمایی و برگزاری تجمعات گسترده دانشجویان دانشگاههای سراسر كشور، شانزدهم آذر امسال به روز ملی مبارزه با كودتا تبدیل شد. دانشجویان و مردم سراسر كشور با در دست داشتن پلاكاردهایی در محكومیت كودتای انتخاباتی 22 خرداد و عكسهای شهدای جنبش سبز، به سر دادن شعارهای پرداختند. دانشجویان دانشگاههای سراسر كشور و مردم معترض در خیابانهای شهر های بزرگ، ضمن حمایت از جنبش سبز خود بار دیگر خواستار بركناری دولت غیرقانونی و كودتایی احمدینژاد شدند. شانزده آذر 88 از این جهت با سالهای گذشته متفاوت بود كه بسیارعمومیتر، گستردهتر و در سراسر ایران و برگزار شد.
16 آذر 88 نه فقط دانشجویان سیاسی كه همه دانشجویان، معترض بودند و این اعتراض خود را به شكلی مسالمتآمیز و با شكوه به نمایش گذاشتند. این تجمعات اعتراضی در بیش از 50 دانشگاه سراسر کشور در حجم وسیعی برگزار شد و در مناطق بسیاری مردم نیز به حمایت از دانشجویان به خیابانها آمده و هزار تن از مردم و دانشجویان در سراسر كشور یكصدا فریاد حقطلبی سر دادند.
دانشگاههای تهران، یكصدا اعتراض
دانشگاههای پایتخت در روز 16 آذر سراسر فریادی بر علیه استبداد بودند. علیرغم روانه كردن گروههای حامی كودتا به دانشگاه تهران برای اجرای نمایشی به ظاهر دانشجویی، این دانشگاه گستردهتر از هرسال به مركز اعتراضات دانشجویی در 16 آذر تبدیل شد که اعتراضات در این دانشگاه به خیابانهای اطراف و روز 17 آذر نیز كشیده شد. تعداد معترضان روز 16 آذر در داخل دانشگاه تهران بیش از 5000 نفر و معترضان در خیابانهای اطراف این دانشگاه چند دههزار نفر گزارش شده است.
اعتراضات دانشجویی 16 آذر در دانشگاههای پلیتكنیك و هنر نیز با شكوهتر از هر سال برپا شد. تعداد دانشجویان معترض در این دو دانشگاه بیش از 7000 نفر تخمین زده میشود. هزاران تن از مردم هم در چندین نوبت با حضور در اطراف این دانشگاهها با دانشجویان همصدا شدند و حجم جمعیت به نحوی افزایش یافت که حدود ساعت 12.5 درب اصلی هر دو دانشگاه شكسته شد و مردم معترض به داخل دانشگاهها رفتند.
از طرف دیگر نیروهای سركوبگر بسیجی، لباس شخصی و انتظامی در چندین نوبت به این دو دانشگاه كه در مجاورت هم قرار دارند حمله كردند كه منجر به زخمی شدن چندین تن از دانشجویان و یكی از نگهبانان دانشگاه هنر و بازداشت جمعی از دانشجویان و مردم معترض در اطراف این دو دانشگاه شد.
هزارن تن از دانشجویان دانشگاه علم و صنعت نیز با در دست داشتن عكسهایی از شهید كیانوش آسا و دیگر شهدای جنبش سبز، شعارهایی بر علیه دولت كودتا سردادند. دانشگاه صنعتیشریف هم بار دیگر صحنه اعتراضات گسترده بیش از سه هزار نفر از دانشجویان معترض به دولت كودتا بود. دانشجویان دانشکدههای علوم اجتماعی و ادبیات دانشگاه علامه طباطبایی و دانشجویان دانشگاههای خواجه نصیر، بهشتی، آزاد واحد علوم تحقیقات، آزاد واحد تهران مرکز، آزاد كرج و تقریبا تمامی واحدهای دانشگاهی كوچك و بزرگ استان تهران شاهد تجمعات و راهپیماییهایی گسترده و با شكوه هزاران تن از دانشجویان معترض به كودتا 22 خرداد بود.
بسیاری از میادین و خیابانهای مركزی و خیابانهای منتهی به دانشگاههای شهر تهران نیز شاهد راهپیمایی و تظاهرات هزار نفر از مردم بر علیه كودتا و سركوب و بازداشت مردم توسط نیروهای انتظامی شبه نظامی بود. نیروهای سركوبگر با استفاده از گاز اشكآور، باتوم و شلیك تیر هوایی به سمت مردم معترض حمله میكردند.
اعتراضات گسترده در مشهد
بیش از 3000 دانشجوی معترض دانشگاه فردوسی مشهد نیز با راهپیمایی در این دانشگاه و سر دادن شعارهایی بر ضد دولت كودتا و حامیان آن به سمت درب شمالی (سر در اصلی این دانشگاه) كه در مجاورت خیابان وكیل آباد و میدان آزادی قرار دارد، حركت كردند. تجمع دانشجویان دانشگاه فردوسی تا غروب روز 16 آذر و ساعات ابتدایی شب ادامه داشت. از ساعت حدود 7:30 بعد از ظهر هم تظاهرات مردمی در پارك ملت و میدان آزادی شكل گرفت كه به بازداشت چندین نفر از مردم مشهد منجر شد.
گزارش های ارسالی از مشهد حاكی از آن است كه پلیس حدود ساعت 8:30 تا 9 شب به طور مكرر از گاز اشكآور و شلیك تیر هوایی برای پراكنده كردن مردم استفاده كرده است. دانشگاه آزاد مشهد نیز شاهد تجمع بیش از دوهزار دانشجوی معترض به دولت كودتا بود. دانشجویان این دانشگاه در صحن دانشكده فنی شعارهایی در اعتراض به كودتا و بازداشت گسترده دانشجویان این دانشگاه و دانشگاه فردوسی در تجمعات روز 13 آبان، سر دادند.
شیراز، تبریز و اصفهان همچنان معترض به كودتا
دانشجویان دانشگاه شیراز علیرغم سركوب گسترده در این دانشگاه در روز 13 آبان كه با حمله نیروهای سركوبگر به داخل دانشگاه و بازداشت بیش از 30 نفر از دانشجویان این دانشگاه همراه بود، تجمع و راهپیمایی گستردهای در روز دانشجو برگزار كردند. این تجمعات منجر به بازداشت دست کم 8 دانشجو دیگر این دانشگاه شد. دانشگاه های اصفهان و تبریز نیز شاهد راهپیماییهای هزاران تن از دانشجویان و مردم معترض به كودتای انتخاباتی بود. که وسعت گسترده این اعتراضات به خوبی در تصاویر و فیلمهای منتشر شده از این شهرها قابل مشاهده است.
دانشگاه همدان در روز 16 آذر به خاك و خون كشیده شد
دانشگاه بوعلی همدان نیز شاهد راهپیمایی گسترده دانشجویان برضد دولت كودتا بود. در روز 16 آذر نیروهای انصار و بسیجی حامی دولت كودتا با حمله وحشیانه به دانشجویان معترض، این دانشگاه را به خاك و خون كشیدند. نیروهای سركوبگر كه از حمایت نیروهای انتظامی و امنیتی برخوردار بودند در حمله به دانشگاه با استفاده از اسپری فلفل، گاز اشك آور و باتوم به ضرب و شتم شدید دانشجویان پرداختند.
نیروهای مهاجم در دانشگاه بوعلی، دانشجویان دختر و پسر را از پنجرههای طبقه دوم یکی از ساختمانها به بیرون پرتاب كردند. در اثر این حمله وحشیانه عوامل کودتا جمع زیادی از دانشجویان معترض در دانشگاه بوعلی همدان به شدت صدمه دیدند و به بیمارستان منتقل شدند.
دانشگاه های غرب کشور یکپارچه سبز شدند
دانشجویان دانشگاههای غرب كشور نیز همراه با دیگر دانشگاههای سراسر كشور برعلیه دولت كودتا راهپیمایی كردند. دانشجویان دانشگاه ایلام پس از اقامه نماز ظهر، راهپیمایی خود را از مسجد دانشگاه آغاز كردند و به سمت دانشكدههای كشاورزی و علوم حركت كردند. بیش از 300 دانشجو این دانشگاه راهپیمایی و تجمع خود را با خواندن سرود یار دبستانی در ساعت 2 بعد از ظهر به اتمام رساندند. دانشگاه رازی و دانشگاه آزاد شهر كرمانشاه نیز شاهد اعتراضات گسترده دانشجویی به دولت كودتا در صحن این دانشگاه ها بودند.
دانشگاههای بینالمللی و آزاد قزوین نیز در روز 16 آذر صحنه اعتراضات گسترده دانشجویی به دولت كودتا و حامیان آن بودند. دانشجویان دانشگاه زنجان هم همراه با دانشجویان و مردم در سراسر كشور در صحن این دانشگاه راهپیمایی گسترده ای شكل دادند و خواستار بركناری دولت كودتایی احمدی نژاد شدند.
بیش از 400 دانشجوی سبزپوش دانشگاه یاسوج با حمل پلاکارد و سر دادن شعارهایی در اعتراض به دولت کودتا در مقابل آمفی تئاتر این دانشگاه تجع کردند. بنا به گزارشهای ارسالی درگیریهای بین نیروهای بسیج و حراست این دانشگاه با دانشجویان معترض صورت گرفته است که بر اثر آن یکی از دانشجویان توسط نیروهای حراست مجروح شده است.
اعتراضات گسترده دانشگاههای مرکز کشور به کودتا
دانشگاههای واقع در شهرهای مركزی ایران نیز شاهد اعتراضات وسیع دانشجویی بود. صدها تن از دانشجویان دانشگاه اراك در صحن دانشكده فنی این دانشگاه تجمع آرامی برگزار كردند و خواستار بركناری دولت كودتا شدند. در دانشگاه سمنان نیز در دو نوبت تجمعات خودجوش دانشجویی بر علیه دولت كودتا برگزار شد. همچنین مجمع اسلامی دانشگاه سمنان نیز مراسم بزرگداشت روز دانشجو را در سالن اجتماعات این دانشگاه برگزار كرد.
دانشجویان دانشگاه آزاد نجفآباد نیز در روز 16 آذر با تجمع گسترده به دولت كودتایی احمدینژاد اعتراض كردند. دانشجویان دانشگاه آزاد بروجرد هم در صحن این دانشگاه راهپیمایی اعتراضی برگزار كردند.
دانشگاههای شرق کشور همچنان معترض به کودتا
دانشگاههای شرق كشور نیز محل برگزاری اعتراضات گسترده دانشجویان به دولت کودتا شد. به غیر از تجمعات چند هزار نفری در دانشگاههای فردوسی و آزاد مشهد كه به آن اشاره شد در دیگر دانشگاههای بزرگ شرق كشور هم تجمعات اعتراضی گستردهای برگزار شد. صدها تن از دانشجویان معترض به تقلب انتخاباتی در صحن دانشگاه باهنر كرمان راهپیمایی كردند. در این راهپیمایی نیروهای حراست تعدادی از دانشجویان را مورد ضرب و شتم قرار دادند.
قریب 200 تن از دانشجویان معترض دانشگاه صنعتی شاهرود نیز هنگام غروب 16 آذر در حاشیه بوستان دانشگاه متحصن شدند. دانشجویان معترض دانشگاه شاهرود با در دست داشتن عكسهایی از شهدای دانشجو و شهدای جنبش سبز شعارهایی بر ضد دولت كودتا سر دادند و با خواندن سرود یار دبستانی به تحصن خویش پایان دادند. دانشجویان دانشگاه سیستان و بلوچستان نیز در صحن این دانشگاه راهپیمایی كردند و علیه دولت برآمده از تقلب انتخاباتی شعار دادند.
اعتراضات دانشگاههای شمال و جنوب کشور
پس از دانشجویان شهرهای شمالی بابل و بابلسر كه در روزهای گذشته تجمعات گستردهای در اعتراض به دولت كودتا برگزار كرده بودند و با احكام بسیار سنگین زندان و محرومیت از روبرو شدهاند، چندین هزار تن از مردم سبزاندیش شهر رشت و دانشجویان دانشگاه گیلان روز 16 آذر برعلیه دولت كودتایی احمدی نژاد راهپیمایی كردند و خواستار بركناری آن و برگزاری انتخابات آزاد و سالم شدند.
از شهرهای جنوبی كشور نیز گزارشهایی از اعتراضات دانشجویی و مردمی منتشر شده است. گزارشهای ارسالی از اعتراضهای وسیع مردم و دانشجویان دانشگاه اهواز در روز 16 آذر خبر میدهند. در شهر بندرعباس و دانشگاه هرمزگان نیز صدها تن از دانشجویان معترض به كودتا 22 خرداد تجمع كردند.
گفتنی است این گزارش تنها به بخشی از اعتراضات وسیع دانشجویی در روز دانشجو پرداخته است و بدون شك در بسیاری دیگر از دانشگاههای شهرستانهای سراسر کشور نیز اعتراضات دانشجویی در روز 16 آذر برگزار شدهاست كه در این گزارش به آنها اشاره نشده است.
محاصره دانشگاه تهران به دست ماموران نظامی در 17 آذر
امروز هفدهم اذر دانشگاه تهران توسط نیروهای نظامی درمحاصره شدیدبود
به گزارش دانشجویان هوادار امروز قرار بر تجمعی در ساعت 12 ظهر بود و به همین دلیل ماموران نظامی دانشگاه در محاصره کرده بودند
اخبار جدید به محض دریافت مخابره خواهد شد..
به گزارش دانشجویان هوادار امروز قرار بر تجمعی در ساعت 12 ظهر بود و به همین دلیل ماموران نظامی دانشگاه در محاصره کرده بودند
اخبار جدید به محض دریافت مخابره خواهد شد..
صدایاعتراضدانشجویاندانشگاه شهید بهشتی به اوین هم رسید
رور 16 آذر دانشگاه شهید بهشتی تهران صحنه اعتراضات گسترده دانشجویی به مناسبت روز داشجو بود.
دانشجویان دانشگاه شهید بهشتی با تجمع در دانشکده ادبیات و علوم انسانی در حوالی ساعت 9 صبح آیین بزرگداشت 16 آذر را به گونه ای اعتراض آمیز شروع کردند. دانشجویان دیگر دانشکدهها با ترک کلاسهای درس خود به تظاهرکنندگانی که در سطح دانشگاه به راهپیمایی می پرداختند پیوستند و پس از مدتی تعداد تجمع کنندگان به حدود 2 هزار نفر رسید.
دانشجویان این دانشگاه با شعارهایی نظیر "الله اکبر"، "مرگ بر دیکتاتور"، " زندانی سیاسی آزاد باید گردد"، "موسوی زنده باد، کروبی پاینده باد"، "دولت کودتا، استعفا، استعفا" فضای دانشگاه شهید بهشتی را پس از سال ها تبدیل به صحنه اعتراضات گسترده به محمود احمدی نژاد و حاکمان جمهوری اسلامی کرد. دو هزار نفر از دانشجویان معترض پس از حرکت در سطح دانشگاه به سمت ضلعی از دانشگاه که مشرف به تپه های اوین و زندان اوین است، رفتند.
دانشجویان در این محل با شعار "ایران شده بازداشتگاه، اوین شده دانشگاه" اعتراض خود را به دستگیری های گسترده فعالین سیاسی منتقد و اصلاح طلب بیان کردند. پس از آن جمعیت در مقابل سلف دختران تجمع کرده و با شعارهای شدید الحنی علیه مسئولان بلندپایه نظام جمهوری اسلامی برنامه خود را به طور رسمی پایان دادند و اعتراضات پراکنده دیگری در نقاط مختلف دانشگاه از جمله در سلف غذارخوری و دانشکده ادبیات و علوم انسانی ادامه پیدا کرد و تا آغاز برنامه رسمی انجمن اسلامی دانشگاه ادامه داشت. دانشجویان نیز اعتراضات خود را در مراسم انجمن اسلامی ادامه دادند.
دانشجویان دانشگاه شهید بهشتی با تجمع در دانشکده ادبیات و علوم انسانی در حوالی ساعت 9 صبح آیین بزرگداشت 16 آذر را به گونه ای اعتراض آمیز شروع کردند. دانشجویان دیگر دانشکدهها با ترک کلاسهای درس خود به تظاهرکنندگانی که در سطح دانشگاه به راهپیمایی می پرداختند پیوستند و پس از مدتی تعداد تجمع کنندگان به حدود 2 هزار نفر رسید.
دانشجویان این دانشگاه با شعارهایی نظیر "الله اکبر"، "مرگ بر دیکتاتور"، " زندانی سیاسی آزاد باید گردد"، "موسوی زنده باد، کروبی پاینده باد"، "دولت کودتا، استعفا، استعفا" فضای دانشگاه شهید بهشتی را پس از سال ها تبدیل به صحنه اعتراضات گسترده به محمود احمدی نژاد و حاکمان جمهوری اسلامی کرد. دو هزار نفر از دانشجویان معترض پس از حرکت در سطح دانشگاه به سمت ضلعی از دانشگاه که مشرف به تپه های اوین و زندان اوین است، رفتند.
دانشجویان در این محل با شعار "ایران شده بازداشتگاه، اوین شده دانشگاه" اعتراض خود را به دستگیری های گسترده فعالین سیاسی منتقد و اصلاح طلب بیان کردند. پس از آن جمعیت در مقابل سلف دختران تجمع کرده و با شعارهای شدید الحنی علیه مسئولان بلندپایه نظام جمهوری اسلامی برنامه خود را به طور رسمی پایان دادند و اعتراضات پراکنده دیگری در نقاط مختلف دانشگاه از جمله در سلف غذارخوری و دانشکده ادبیات و علوم انسانی ادامه پیدا کرد و تا آغاز برنامه رسمی انجمن اسلامی دانشگاه ادامه داشت. دانشجویان نیز اعتراضات خود را در مراسم انجمن اسلامی ادامه دادند.
۱۳۸۸ آذر ۱۰, سهشنبه
در شانزدهم آذر حضور می یابیم؟ مرتضی سمیاری
"دانشگاه ایرانی محل رشد آرمانگرایانی بوده است که معمولا صادقانه و شجاعانه در صحنهها حاضر شدهاند و از دل همین دانشگاهها نظریهپردازانی ظهور کردهاند که در پارادایم ذهنی خود گاه غوطهور بوده و گاهی نیز هنرنمایی کردهاند و در نهایت دانشگاه محل عرضه دستاوردهایی بوده که از مبارزان چریکی تا آکادپسینهای تجدیدنظرطلب را در خود جای میدهد. تمامی اینها نشان میدهد که دانشگاه زمینی دارد فراگیر که با وجود تمام نقدهای وارد بر آن، منطقه مشترکی میسازد تا هر فردی یا هر گروهی بتوانند خود را در آن عرضه کنند."
شانزدهم آذر سال 1332 دانشگاه یک صدا فریادی بود بر سر معامله نفت و اسلحه که طناب دموکراسی را نیز در ایران پاره کرده بود، اعتراض دانشجویان در دانشگاه در دخالت عنصر خارجی و کودتا علیه یک دولت قانونی(با تمام انتقادات وارد بر ان دولت) و تحمیل یک دولت رانتی - نظامی با گلوله پاسخ داده شد که این روش از پاسخگویی ایران را در مسیر یک مبارزه فرسایشی منتهی به یک انقلاب رهایی بخش و توده ای و در پس ان سیزدهم ابان و اشغال سفارت امریکا قرار داد.
از 16 آذر سال 1332 تا پیش از انقلاب دانشگاه در پارادایم های ارمانی زیست می کرد و مدینه فاضله ای از برابری، سوسیالیزم و عدالت رامی خواست، این ارمان خواهی در بعد از انقلاب با تضاد بین خواسته ها و دستاورد های یک انقلاب در اواخر دهه شصت دانشگاهیان را به متفکرانی انتزاعی تبدیل کرد. انها بیشتر رویکرد اکادمیک داشتند و جامعه را در ورای واقعیت ها تقسیم بندی می کردند. بدون توجه به این موضوع که از ابتدای نهضت مشروطه تا به حال خواسته های عمومی در جهت عدالت خانه، پارلمان و عایده نفت برای ملت و برگزاری انتخابات ازاد بوده است.
روشن فکران بر امده از دانشگاه در ایران در دو سوی انقلاب حزب تشکیل داده اند و دانشگاه از انها تاثیر گرفته اما همین تاثیر گیری باعث شد تادانشگاه نتواند مطالبات خود را تحققی بروز دهد، به عنوان مثال فریاد های کلی دانشگاه با وجود بر حق بودن کلی و پر ابهام بوده است و لذا به صورت دائم در دور اعتراض و سرکوب گرفتار شده است، یعنی اعتراضات بر حق دانشجویان به علت مشخص نبودن خواسته ها با سرعت سرکوب شده و تمام دستاورد ها در میانه راه رها شده است. دانشجویان در 1332 خواسته های مشخصی داشتند انها به براندازی یک دولت قانونی اعتراض کردند دولتی که معتقد به گفتمان ازادی، استقلال بود و در خود گفتمان معامله برای حفظ ایران را نداشت و برای اولین بار رانت و دولت امنیتی کنار رفته بود.
بعد از آذر 1332 چه ارمان گرایان پیش و چه اکادپسین های پس از انقلاب برای اهداف رهاورد عینی نداشته اند. و تنها شعار اسلام در مسیر جامعه بدون طبقه توحیدی را به اسلام عقلی و نقلی تبدیل کردند. هر دو گروه ناب خواه بوده اند بدون انکه تحققی بیاندیشند. علت نیز ان است که بعد از آذر سی و دو بیشتر تمایل دانشجویان و روشن فکران از "چگونه حکومت کردن به سمت چه کسی حکومت کند" تغییر فاز پیدا کرد در حالی که محتوای اعتراض آذر ماه 1332 بر نوع تغییر حکومت کردن از یک حکومت میانه دموکراتیک به راست نظامی بوده است. این نوع از نگاه نشان می دهد که بعد از سرکوب سی و دو معایب میدان مبارزه جدی تر از حد معمولی است که تا به حال به ان پرداخته اند.
به نظر می رسد که ایراد اصلی در بعد از آذر 32 ان است که ظرف ارمان و عقاید در ایران نا مشخص شد به عنوان مثال اگر ما امروز دموکراسی می خواهیم مشخص نمی کنیم که چگونه باید به این دموکراسی مطلوب (سوسیالیستی، لیبرالیستی، مذهبی و غیر آن) رسید. در واقع ایراد اول عدم تفکیک خواسته ها و عقیده ها می باشد زیرا با قبول هر ارمانی روشن فکران باید بپذیرند که دموکراسی در سایه یک دولت قانو ن مند به دست می اید، دولتی که انتخابات را حق مردم بداند و راه تحقق دولت قانون مند هم طبقه متوسط مولد میباشد . و طبقه متوسط نیز جامعه مدنی قوی می خواهد. در حالی که عدم تفکیک عقیده - آرمان با راه تحقق باعث گردیده است که بعد از یک قرن همچنان دولت حاکم در ایران نفتی، بروکراتیک و نظامی باشد. شاید مثال واضح تری بتواند بحث را روشن تر کند.
در طی چند روز ما قبل شانزدهم آذر امسال بیانیه های صادر شده از سوی گرو های مختلف سیاسی (دریک مطالعه تطبیقی) نشان می دهد تفسیر ارائه شده از شانزدهم آذر تنها یک قرائت نوستالوژیک از یک گذشته ارمانی با تلفیق خواسته های ایدئولوژیک است که در بر دارنده تلفیق ارمان و عقیده می باشد، در حالی که در هیچ کدام از انها استخراجی از دستاورد های مورد نیاز برای زمان حال صورت نگرفته است، در برخی تنها شعار قابل برداشت، درخواست براندازی نظام حاکم می باشد و برخی حامل سری مطالبات کلی می باشند. و گفتمان ساز نیستند.
در حالی که جنبش سبز به عنوان یک جنبش مدنی و ملی در هر لحظه نیازمند مشخص شدن چهار چوب مبارزات می باشد، و بایستی نوع مطالبات را برای عموم تشریح کرد و مطالبات حاشیه ای را به صورت اقناعی برای دیگران توضیح داد و همه را قانع کرد. هر چند در اینجا نقش رهبری منسجم درجنبش عیان تر می شود. با تمامی نقد هاو مواردذکر شده موجود باید پاسخ در خوری برای سوال طرح شده در ابتدای نوشتارنیز پیدا کرد.
چگونه در شانزدهم آذر حاضر شویم؟
دانشگاه محل تبادل گفتمان های مختلف است که در صورت بر داشته شدن تیغ سانسور از روی ان می تواند از چپ کارگری تا راست حزب الله را در خود نمایندگی کند، لذا نمی توان محیط دانشگاه را گلخانه ای کرد و ان را مجبور کرد که تنها یک شعار و مطالبه مشخص را بخواهد، تجربه نگه داری مصنوعی سازمان های دانشجویی مثل انجمن های اسلامی نشان داد که در صورت برداشته شدن فضای حد اقلی پتانسیل بزرگی ازاد می شود و این پیش بینی دور از دسترس نیست که اگر سازمانی مثل بسیج را در محیط ازادو غیر گلخانه ای رها کنند قاعدتا نحوه رفتار ان با شرایط اسف بار فعلی بسیار متفاوت خواهد بود.
با وجود چنین استعدادی در دانشگاه احتمال اینکه در شانزدهم آذر منطقه خاکستری ایجاد شود که در ان هر نوع شعاری(حتی شعار های خشونت زاو مرگ طلب) داده شود محتمل است، هر چند شعار های دانشگاه در سیزدهم ابان بسیار نزدیک تر به محتوای اصلی جنبش سبز بوده است. ولی از سوی دیگرمی دانیم رادیکالیسم متصاعد از سوی حاکمیت و برخورد های بدون توجیه زمینه رادیکالیزم چه در دانشگاه و چه خارج ان را بالا خواهد برد و کار را به مرحله ای وارد می کند که جنبش سبز وارد یک بازی باخت -باخت با حاکمیت شود.
حاکمیت می خواهد اشتباهات خود را تکرار کند . یکی از این موارد سرکوبی حضور میلیونی جنبش سبز بود زیرا هر چه حضور پر شور تر باشد، احتمال انحراف از اصول یک مبارزه مدنی کمتر می شود لذا پیشنهاد به جریان حاکم ان است که حق قانونی دانشجویان را که برگزاری مراسم شانزدهم آذر می باشد ونیز تجمعات مردم را به رسمیت بشناسد این نحوه برخورد باعث خواهد شد که موج تحقیرشدن افراد به سمت پرخاش حرکت نکند.
موثر ترین عرصه برای حضور در شانزدهم آذری که با یک جنبش مدنی پیوند خورده است ان است که بین نیروهای موجودبا مطالبات رنگارنگ فاصله ایجاد نشود و هر چه شعار ها مدنی تر باشد همه حاضران را بهترمی توان جذب کرد. به عنوان مثال تا هر جا شعار ها بروی فصل سوم قانون اساسی تمرکز داشته باشد میزان منطقه مشاع ان برای همه بیشتر می شود اما هر جا شعار ها جنبه رهایی بخش بگیرد و یا اینکه به گسترش خشونت طلبی دامن بزند، نمی تواند فرا گیر شود و باعث می شود جناح حاکم نیز برای اعمال ناروای خود متحد تر شود و توجیه پیدا کند.
جلوگیری از اوانتاریسم و رد رادیکالیزم:
ریشه اوانتاریسم در اماتور بودن نیروها نهفته است غالب هواداران جنبش سبز از حداقل اموزش های لازم برای یک مبارزه مدنی بی اطلاع هستند، تمامی انها تنها دور نمایی از مبارزات هند و افریقای جنوبی را دارند که ان هم به صورت اجمالی به دست انها رسیده است این اماتوریسم میتواند اوانتاریسمی را رشد دهد که در دل ان رادیکال بودن رشد می کند، لذا بالاترین مسئولیت در این بخش بر عهده رهبران این جنبش می باشد، رهبران اخلاقی و قرار دادی این جنبش مدنی باید توجه داشته باشند که به هر ترتیب تمام کسانی که در این تجمعات حاضر می شوند دوباره می خواهند به زندگی عادی خود باز گردند، انها گاهی با خانواده های خود در میدان حاضر می باشند لذا رهبری باید به صورت مشخص و دائمی به هواداران این جنبش ابعاد مبارزه را تذکر بدهد و خود نیز مطالبات و شعار ها را فراتر از ظرفیت جنبش سبز نبرند زیرا این جنبش با امید به پیروزی در میدان حاضر است و هر استراتژی نا صحیح ممکن است کل دستاورد های جنبش را به انحراف بکشاند.
در نهایت باید گفت تنها تفسیر مطابق با ابعاد جنبش سبز رد گفتمان اعتراض به پر خاش و جایگزینی گفتمان اعتراض و مدارا مداری می باشد، مدارا مداری که در دل ان صبوری و مقاومت نهان است زیرا دور اعتراض، پر خاش و سرکوب به دموکراسی منتهی نمی شود، فریاد اعتراض منتهی به پر خاش با وجود برحق بودن به دموکراسی نمی رسد و نیز هدف این جنبش ان نیست که پر خاش کند هدف این جنبش مواردی است که به ایران الزام دموکراسی خواهی را می دهد، زیرا تجربه نشان می دهد اعتراض به تحقیر های مکرر و سرکوب های مداوم رژیم پهلوی دموکراسی اور نبوده است، از این منظر می توان به تمام دستاورد های 56 ساله جنبش دانشجویی بعد از 1332 و نیز روشن فکران به سود مبارزات مدنی جنبش سبز نقد منصفانه وارد کرد. زیرا توسعه گفتمان اعتراض و پر خاش حتی می تواند به جایی برسد که راست، چپ را حذف کند و چپ ملی ها را و در نهایت حکومتی نظامی وارد شود و همه را حذف کند
:
شانزدهم آذر سال 1332 دانشگاه یک صدا فریادی بود بر سر معامله نفت و اسلحه که طناب دموکراسی را نیز در ایران پاره کرده بود، اعتراض دانشجویان در دانشگاه در دخالت عنصر خارجی و کودتا علیه یک دولت قانونی(با تمام انتقادات وارد بر ان دولت) و تحمیل یک دولت رانتی - نظامی با گلوله پاسخ داده شد که این روش از پاسخگویی ایران را در مسیر یک مبارزه فرسایشی منتهی به یک انقلاب رهایی بخش و توده ای و در پس ان سیزدهم ابان و اشغال سفارت امریکا قرار داد.
از 16 آذر سال 1332 تا پیش از انقلاب دانشگاه در پارادایم های ارمانی زیست می کرد و مدینه فاضله ای از برابری، سوسیالیزم و عدالت رامی خواست، این ارمان خواهی در بعد از انقلاب با تضاد بین خواسته ها و دستاورد های یک انقلاب در اواخر دهه شصت دانشگاهیان را به متفکرانی انتزاعی تبدیل کرد. انها بیشتر رویکرد اکادمیک داشتند و جامعه را در ورای واقعیت ها تقسیم بندی می کردند. بدون توجه به این موضوع که از ابتدای نهضت مشروطه تا به حال خواسته های عمومی در جهت عدالت خانه، پارلمان و عایده نفت برای ملت و برگزاری انتخابات ازاد بوده است.
روشن فکران بر امده از دانشگاه در ایران در دو سوی انقلاب حزب تشکیل داده اند و دانشگاه از انها تاثیر گرفته اما همین تاثیر گیری باعث شد تادانشگاه نتواند مطالبات خود را تحققی بروز دهد، به عنوان مثال فریاد های کلی دانشگاه با وجود بر حق بودن کلی و پر ابهام بوده است و لذا به صورت دائم در دور اعتراض و سرکوب گرفتار شده است، یعنی اعتراضات بر حق دانشجویان به علت مشخص نبودن خواسته ها با سرعت سرکوب شده و تمام دستاورد ها در میانه راه رها شده است. دانشجویان در 1332 خواسته های مشخصی داشتند انها به براندازی یک دولت قانونی اعتراض کردند دولتی که معتقد به گفتمان ازادی، استقلال بود و در خود گفتمان معامله برای حفظ ایران را نداشت و برای اولین بار رانت و دولت امنیتی کنار رفته بود.
بعد از آذر 1332 چه ارمان گرایان پیش و چه اکادپسین های پس از انقلاب برای اهداف رهاورد عینی نداشته اند. و تنها شعار اسلام در مسیر جامعه بدون طبقه توحیدی را به اسلام عقلی و نقلی تبدیل کردند. هر دو گروه ناب خواه بوده اند بدون انکه تحققی بیاندیشند. علت نیز ان است که بعد از آذر سی و دو بیشتر تمایل دانشجویان و روشن فکران از "چگونه حکومت کردن به سمت چه کسی حکومت کند" تغییر فاز پیدا کرد در حالی که محتوای اعتراض آذر ماه 1332 بر نوع تغییر حکومت کردن از یک حکومت میانه دموکراتیک به راست نظامی بوده است. این نوع از نگاه نشان می دهد که بعد از سرکوب سی و دو معایب میدان مبارزه جدی تر از حد معمولی است که تا به حال به ان پرداخته اند.
به نظر می رسد که ایراد اصلی در بعد از آذر 32 ان است که ظرف ارمان و عقاید در ایران نا مشخص شد به عنوان مثال اگر ما امروز دموکراسی می خواهیم مشخص نمی کنیم که چگونه باید به این دموکراسی مطلوب (سوسیالیستی، لیبرالیستی، مذهبی و غیر آن) رسید. در واقع ایراد اول عدم تفکیک خواسته ها و عقیده ها می باشد زیرا با قبول هر ارمانی روشن فکران باید بپذیرند که دموکراسی در سایه یک دولت قانو ن مند به دست می اید، دولتی که انتخابات را حق مردم بداند و راه تحقق دولت قانون مند هم طبقه متوسط مولد میباشد . و طبقه متوسط نیز جامعه مدنی قوی می خواهد. در حالی که عدم تفکیک عقیده - آرمان با راه تحقق باعث گردیده است که بعد از یک قرن همچنان دولت حاکم در ایران نفتی، بروکراتیک و نظامی باشد. شاید مثال واضح تری بتواند بحث را روشن تر کند.
در طی چند روز ما قبل شانزدهم آذر امسال بیانیه های صادر شده از سوی گرو های مختلف سیاسی (دریک مطالعه تطبیقی) نشان می دهد تفسیر ارائه شده از شانزدهم آذر تنها یک قرائت نوستالوژیک از یک گذشته ارمانی با تلفیق خواسته های ایدئولوژیک است که در بر دارنده تلفیق ارمان و عقیده می باشد، در حالی که در هیچ کدام از انها استخراجی از دستاورد های مورد نیاز برای زمان حال صورت نگرفته است، در برخی تنها شعار قابل برداشت، درخواست براندازی نظام حاکم می باشد و برخی حامل سری مطالبات کلی می باشند. و گفتمان ساز نیستند.
در حالی که جنبش سبز به عنوان یک جنبش مدنی و ملی در هر لحظه نیازمند مشخص شدن چهار چوب مبارزات می باشد، و بایستی نوع مطالبات را برای عموم تشریح کرد و مطالبات حاشیه ای را به صورت اقناعی برای دیگران توضیح داد و همه را قانع کرد. هر چند در اینجا نقش رهبری منسجم درجنبش عیان تر می شود. با تمامی نقد هاو مواردذکر شده موجود باید پاسخ در خوری برای سوال طرح شده در ابتدای نوشتارنیز پیدا کرد.
چگونه در شانزدهم آذر حاضر شویم؟
دانشگاه محل تبادل گفتمان های مختلف است که در صورت بر داشته شدن تیغ سانسور از روی ان می تواند از چپ کارگری تا راست حزب الله را در خود نمایندگی کند، لذا نمی توان محیط دانشگاه را گلخانه ای کرد و ان را مجبور کرد که تنها یک شعار و مطالبه مشخص را بخواهد، تجربه نگه داری مصنوعی سازمان های دانشجویی مثل انجمن های اسلامی نشان داد که در صورت برداشته شدن فضای حد اقلی پتانسیل بزرگی ازاد می شود و این پیش بینی دور از دسترس نیست که اگر سازمانی مثل بسیج را در محیط ازادو غیر گلخانه ای رها کنند قاعدتا نحوه رفتار ان با شرایط اسف بار فعلی بسیار متفاوت خواهد بود.
با وجود چنین استعدادی در دانشگاه احتمال اینکه در شانزدهم آذر منطقه خاکستری ایجاد شود که در ان هر نوع شعاری(حتی شعار های خشونت زاو مرگ طلب) داده شود محتمل است، هر چند شعار های دانشگاه در سیزدهم ابان بسیار نزدیک تر به محتوای اصلی جنبش سبز بوده است. ولی از سوی دیگرمی دانیم رادیکالیسم متصاعد از سوی حاکمیت و برخورد های بدون توجیه زمینه رادیکالیزم چه در دانشگاه و چه خارج ان را بالا خواهد برد و کار را به مرحله ای وارد می کند که جنبش سبز وارد یک بازی باخت -باخت با حاکمیت شود.
حاکمیت می خواهد اشتباهات خود را تکرار کند . یکی از این موارد سرکوبی حضور میلیونی جنبش سبز بود زیرا هر چه حضور پر شور تر باشد، احتمال انحراف از اصول یک مبارزه مدنی کمتر می شود لذا پیشنهاد به جریان حاکم ان است که حق قانونی دانشجویان را که برگزاری مراسم شانزدهم آذر می باشد ونیز تجمعات مردم را به رسمیت بشناسد این نحوه برخورد باعث خواهد شد که موج تحقیرشدن افراد به سمت پرخاش حرکت نکند.
موثر ترین عرصه برای حضور در شانزدهم آذری که با یک جنبش مدنی پیوند خورده است ان است که بین نیروهای موجودبا مطالبات رنگارنگ فاصله ایجاد نشود و هر چه شعار ها مدنی تر باشد همه حاضران را بهترمی توان جذب کرد. به عنوان مثال تا هر جا شعار ها بروی فصل سوم قانون اساسی تمرکز داشته باشد میزان منطقه مشاع ان برای همه بیشتر می شود اما هر جا شعار ها جنبه رهایی بخش بگیرد و یا اینکه به گسترش خشونت طلبی دامن بزند، نمی تواند فرا گیر شود و باعث می شود جناح حاکم نیز برای اعمال ناروای خود متحد تر شود و توجیه پیدا کند.
جلوگیری از اوانتاریسم و رد رادیکالیزم:
ریشه اوانتاریسم در اماتور بودن نیروها نهفته است غالب هواداران جنبش سبز از حداقل اموزش های لازم برای یک مبارزه مدنی بی اطلاع هستند، تمامی انها تنها دور نمایی از مبارزات هند و افریقای جنوبی را دارند که ان هم به صورت اجمالی به دست انها رسیده است این اماتوریسم میتواند اوانتاریسمی را رشد دهد که در دل ان رادیکال بودن رشد می کند، لذا بالاترین مسئولیت در این بخش بر عهده رهبران این جنبش می باشد، رهبران اخلاقی و قرار دادی این جنبش مدنی باید توجه داشته باشند که به هر ترتیب تمام کسانی که در این تجمعات حاضر می شوند دوباره می خواهند به زندگی عادی خود باز گردند، انها گاهی با خانواده های خود در میدان حاضر می باشند لذا رهبری باید به صورت مشخص و دائمی به هواداران این جنبش ابعاد مبارزه را تذکر بدهد و خود نیز مطالبات و شعار ها را فراتر از ظرفیت جنبش سبز نبرند زیرا این جنبش با امید به پیروزی در میدان حاضر است و هر استراتژی نا صحیح ممکن است کل دستاورد های جنبش را به انحراف بکشاند.
در نهایت باید گفت تنها تفسیر مطابق با ابعاد جنبش سبز رد گفتمان اعتراض به پر خاش و جایگزینی گفتمان اعتراض و مدارا مداری می باشد، مدارا مداری که در دل ان صبوری و مقاومت نهان است زیرا دور اعتراض، پر خاش و سرکوب به دموکراسی منتهی نمی شود، فریاد اعتراض منتهی به پر خاش با وجود برحق بودن به دموکراسی نمی رسد و نیز هدف این جنبش ان نیست که پر خاش کند هدف این جنبش مواردی است که به ایران الزام دموکراسی خواهی را می دهد، زیرا تجربه نشان می دهد اعتراض به تحقیر های مکرر و سرکوب های مداوم رژیم پهلوی دموکراسی اور نبوده است، از این منظر می توان به تمام دستاورد های 56 ساله جنبش دانشجویی بعد از 1332 و نیز روشن فکران به سود مبارزات مدنی جنبش سبز نقد منصفانه وارد کرد. زیرا توسعه گفتمان اعتراض و پر خاش حتی می تواند به جایی برسد که راست، چپ را حذف کند و چپ ملی ها را و در نهایت حکومتی نظامی وارد شود و همه را حذف کند
:
بیانیه دانشجویان هوادار جنبش مسلمانان مبارز به مناسبت 16 آذر
دگر بار 16آذر فرا می رسد...
سه قطره خون نشسته بر پرچم افراشته مبارزات دانشجویی، در گذر زمان الهام بخش هزاران مبارز راه آزادی و تعالی در ایران بوده است.
خواهران و برادران دانشجو؛
در حالی به استقبال 16 آذر امسال می رویم که عده زیادی از دوستانمان در بند بوده و یا از ادامه تحصیل محروم شده و با تهدید و اجبار خانه نشین شده اند. در حالی به استقبال 16 آذر امسال می رویم که جنبش ملی سبز که جنبش آزادی خواهی مردم ایران است وارد ششمین ماه مبارزاتی خود شده است. در حالی به استقبال 16 آذر می رویم که عده زیادی از هموطنان بیگناه ما در ماه های گذشته به دلیل درخواست حقوق تضیع شده خویش جان شیرین از کف داده اند در حالی به استقبال16 آذر امسال می رویم که عده ای از بهترین دوستداران وطن پشت میله های زندان ایام سپری می کنند، از این رو 16آذر امسال در ادامه مبارزات آزادی خواهی مردم ایران از اهمیت به سزایی برخوردار خواهد بود.
دوستان دانشجو؛
چند سال پس از پیروزی انقلاب مبتنی بر آرمان های والای انسانی ، گسترش سرکوب نیروهای سیاسی منتقد، جز با تعطیل و برخورد با دانشگاه و دانشجو میسر نشد و در مسیر حذف دگر اندیشان، کم نبودند دانشجویانی که رنج های فراوان و گوناگونی را به جان خریدند اما تسلیم تمامیت خواهی نشدند و سال ها سپری کردند. دوم خرداد فرصتی دوباره ای برای نیروهای دانشجویی در صحنه فعالیت های سیاسی و اجتماعی را فراهم آورد و دیدیم که عناصر کور و ضد مردمی با دانشجویان در تیر 78 چه کارها نکردند و پس از آن با فشار و تهدید های مضاعف بر دانشجویان و جنبش دانشجویی هدفی جز ایجاد هراس در جنبش دانشجویی را نداشتند اما همه شاهدیم که این روزها عوامل سرکوبگر خود به چه هراسی افتاده اند و عنان خویش از دست داده اند.
دوستان دانشجو؛
جنبش دانشجویی برای عدالت و آزادی و مبارزه با استبداد و خودکامگی پس از طی نشیب و فرازهای فراوان هویت خویش را به عنوان یک جنبش آزادی خواهی باز یافته است و طیف های گوناگون دانشجویی هماهنگ و هم صدا با یکدیگر در کنار گروه های مردمی در جنبش فعلی تا اعاده حقوق اساسی ملت از پای نخواهند نشست.
ما دانشجویان هوادار جنبش مسلمانان مبارز به عوامل انحصارطلب توصیه می کنیم کمی به سیاست هایی که در پیش گرفته اند بیندیشند زیرا باورمان بر این است رویه ای که در حال حاضر در پیش گرفته اند رویه ای خیانت آمیز بوده و کشور را با خطر انفجار های سیاسی کور و حرکات خام، بی مهار و برخلاف منافع و مصالح ملی مواجه کرده است. جمع میان نابسامانیهای عینی چون رکود و تورم، بیکاری و آینده نامعلوم جوانان از یک سو و عدم تشکل آنان در محافلی که قادر باشند نیازهای فکری و سیاسی و اجتماعی را از راههای قانونی خردمندانه و با اعمال روش های سنجیده دنبال کنند، از سوی دیگر کشور را در معرض خطرات مهیب قرار داده است.
دانشجویان هوادار جنبش مسلمانان مبارز با توجه به هجوم کور و وحشیانه عوامل تمامیت خواه به دانشجویان و کوی در چند ماه گذشته و با تاکید بر ضرورت تنش زدایی از فضای دانشگاه و استقلال آن، خواسته های زیر را به تصریح اعلام می کند.
1- آزادی تمامی دانشجویان بازداشت شده ماه های اخیر
2- تعقیب و محاکمه علنی مزدوران حمله به کوی دانشگاه
3- لغو موانع غیر قانونی فرا راه حرکت های مسالمت آمیز و ایجاد تشکل های مستقل دانشجویی
4- حاکمیت قانون اساسی در دانشگاه و رعایت حقوق انسانی دانشجویان در محاکمات از جمله حق انتخاب وکیل و برگزاری علنی دادگاه ها.
هشتم آذر هشتادو هشت
دانشجویان هوادار جنبش مسلمانان مبارز
سه قطره خون نشسته بر پرچم افراشته مبارزات دانشجویی، در گذر زمان الهام بخش هزاران مبارز راه آزادی و تعالی در ایران بوده است.
خواهران و برادران دانشجو؛
در حالی به استقبال 16 آذر امسال می رویم که عده زیادی از دوستانمان در بند بوده و یا از ادامه تحصیل محروم شده و با تهدید و اجبار خانه نشین شده اند. در حالی به استقبال 16 آذر امسال می رویم که جنبش ملی سبز که جنبش آزادی خواهی مردم ایران است وارد ششمین ماه مبارزاتی خود شده است. در حالی به استقبال 16 آذر می رویم که عده زیادی از هموطنان بیگناه ما در ماه های گذشته به دلیل درخواست حقوق تضیع شده خویش جان شیرین از کف داده اند در حالی به استقبال16 آذر امسال می رویم که عده ای از بهترین دوستداران وطن پشت میله های زندان ایام سپری می کنند، از این رو 16آذر امسال در ادامه مبارزات آزادی خواهی مردم ایران از اهمیت به سزایی برخوردار خواهد بود.
دوستان دانشجو؛
چند سال پس از پیروزی انقلاب مبتنی بر آرمان های والای انسانی ، گسترش سرکوب نیروهای سیاسی منتقد، جز با تعطیل و برخورد با دانشگاه و دانشجو میسر نشد و در مسیر حذف دگر اندیشان، کم نبودند دانشجویانی که رنج های فراوان و گوناگونی را به جان خریدند اما تسلیم تمامیت خواهی نشدند و سال ها سپری کردند. دوم خرداد فرصتی دوباره ای برای نیروهای دانشجویی در صحنه فعالیت های سیاسی و اجتماعی را فراهم آورد و دیدیم که عناصر کور و ضد مردمی با دانشجویان در تیر 78 چه کارها نکردند و پس از آن با فشار و تهدید های مضاعف بر دانشجویان و جنبش دانشجویی هدفی جز ایجاد هراس در جنبش دانشجویی را نداشتند اما همه شاهدیم که این روزها عوامل سرکوبگر خود به چه هراسی افتاده اند و عنان خویش از دست داده اند.
دوستان دانشجو؛
جنبش دانشجویی برای عدالت و آزادی و مبارزه با استبداد و خودکامگی پس از طی نشیب و فرازهای فراوان هویت خویش را به عنوان یک جنبش آزادی خواهی باز یافته است و طیف های گوناگون دانشجویی هماهنگ و هم صدا با یکدیگر در کنار گروه های مردمی در جنبش فعلی تا اعاده حقوق اساسی ملت از پای نخواهند نشست.
ما دانشجویان هوادار جنبش مسلمانان مبارز به عوامل انحصارطلب توصیه می کنیم کمی به سیاست هایی که در پیش گرفته اند بیندیشند زیرا باورمان بر این است رویه ای که در حال حاضر در پیش گرفته اند رویه ای خیانت آمیز بوده و کشور را با خطر انفجار های سیاسی کور و حرکات خام، بی مهار و برخلاف منافع و مصالح ملی مواجه کرده است. جمع میان نابسامانیهای عینی چون رکود و تورم، بیکاری و آینده نامعلوم جوانان از یک سو و عدم تشکل آنان در محافلی که قادر باشند نیازهای فکری و سیاسی و اجتماعی را از راههای قانونی خردمندانه و با اعمال روش های سنجیده دنبال کنند، از سوی دیگر کشور را در معرض خطرات مهیب قرار داده است.
دانشجویان هوادار جنبش مسلمانان مبارز با توجه به هجوم کور و وحشیانه عوامل تمامیت خواه به دانشجویان و کوی در چند ماه گذشته و با تاکید بر ضرورت تنش زدایی از فضای دانشگاه و استقلال آن، خواسته های زیر را به تصریح اعلام می کند.
1- آزادی تمامی دانشجویان بازداشت شده ماه های اخیر
2- تعقیب و محاکمه علنی مزدوران حمله به کوی دانشگاه
3- لغو موانع غیر قانونی فرا راه حرکت های مسالمت آمیز و ایجاد تشکل های مستقل دانشجویی
4- حاکمیت قانون اساسی در دانشگاه و رعایت حقوق انسانی دانشجویان در محاکمات از جمله حق انتخاب وکیل و برگزاری علنی دادگاه ها.
هشتم آذر هشتادو هشت
دانشجویان هوادار جنبش مسلمانان مبارز
وحشت کودتاگران از دانشجویان هوادار جنبش مسلمانان مبارز در دانشگاهها
به دنبال اولین بیانیه دانشجویان هوادار در سالتحصیلی دانشگاهها رسانه حکومتی کیهان مانند سالهای قبل به هوچی گری روی آورد و این بیانیه را ساخته و پرداخته یک نفر یعنی دکتر حبیب الله پیمان خواند در حالی که نه دکتر پیمان و نه اعضای تشکل متبوع از این بیانه و مجموع دانشجویان هوادار اطلاعی داشتند بلکه این دانشجویان در اثر مطالعات نوشته های دکتر پیمان از سالها قبل دور هم گرد آمده بودند اما هیچ وقت و زمانی نخواستند به نام تشکلی خود را معرفی کنند بلکه بر آن شدند به دنبال تفکرات شخص پیمان و در راستای اهدافی که تشکل متبوع آن بزرگ دارد پیش بروند اما مستقل. در واقع بیانیه های دانشجویان هوادار به صورت مستقل و در راستای تفکرات دکتر پیمان که همان مشی مسالمت آمیز و آگاهی بخشی است منتشر می شود. و این را هم به حامیان انحصارطلب گوشزد می کنیم که دانشجویان هوادار در جای جای کشور و در دانشگاهها حضور دارند. که خود به صوذرت مستقل وارد می شوند اما بیانیه ها از یک جای مشخص و توسط شورای دانشجویان هوادار و کانون هواداران جنبش مسلمانان مبارز منتشر می شود.
به امید پیروزی
به امید پیروزی
۱۳۸۸ آذر ۷, شنبه
بیانیه دانشجویان لیبرال در اعتراض به بازدداشت هفت از دانشجویان و دانش اموختگان لیبرال دانشگاههای ایران
شانزده آذر دیگری در راه است، اعتراضات دانشجویی طی این سالها همیشه عاملی بوده برای برآشفتن خواب خوش اقتدارگرایان، این بار اما شانزده آذر در حالی فرا می رسد که جنبش قدرتمند ملت ایران، بیش از پنج ماه است که کابوسی دهشتناک را به اقتدارگرایان کودتاچی و باندهای فاسد نظامی-اقتصادی حامی آنها تحمیل کرده است.
دولت کودتا که به رغم همه ی سرکوبها و اعمال وحشیانه و غیر انسانی اش در ماههای اخیر، موفق به کنترل امواج گسترده ی جنبش مردمی نشده است، اکنون از سر ضعف و استیصال می کوشد عقده اقتدار خویش را با بازداشت فعالین دانشجویی و صدور احکام سنگین زندان برای فعالین سیاسی اصلاح طلب و تحولخواه التیام بخشد، از قضا اما اینگونه برخوردها نشان از عجز روزافزون دولت کودتا و نزدیکی هر چه بیشتر آن به شیب تند سقوط دارد.
هجوم برنامه ریزی شده ی نیروهای امنیتی به یک جلسه ی تئوریک و معمول خانگی و بازداشت هفت تن از اعضای گروه دانشجویان و دانش آموختگان لیبرال دانشگاههای ایران (مهرداد بزرگ، سورنا هاشمی، علیرضا موسوی، فرزان رئوفی، احسان دولتشاه، سینا شکوهی و البرز زاهدی) را نیز باید در راستای همین عجز و استیصال ارزیابی کرد. آمران و عاملان اینگونه بازداشتها خود بهتر می دانند که سرکوب و خشونت و زندان، دیگر درمان این درد و مرهم این زخم نیست، دیگر نه تنها فعالین سیاسی و دانشجویی که مردم هم از زندان و سرکوب ترسی به دل راه نمی دهند.
"دانشجویان و دانش آموختگان لیبرال دانشگاههای ایران" که به عنوان یک گروه فکری–دانشجویی تا کنون همۀ همت و توان خود را در راه گسترش اندیشۀ آزادی و نهادینه کردن پارادایم دموکراسی و حقوق بشر در دانشگاههای کشور به کار بسته است، اکنون نیز بی توجه به فشارهای وارده به راه خود ادامه می دهد.
گروه دانشجویان و دانش آموختگان لیبرال، مفتخر و متعهد است که به سهم ناچیز خود، همچون ماههای گذشته در مسیر مبارزه با دولت غیرقانونی کودتا و استبداد دینی–نظامی حاکم، در کنار مردم و دانشجویان بایستد و به کوشش خود برای تحقق اهداف جنبش سبز ملت ایران و به ثمر نشستن خون شهدای این جنبش ادامه دهد.
اکنون که تعداد زیادی از اعضای ما بازداشت شده اند و تعداد دیگری نیز با خطر بازداشت مواجه اند ما به صراحت اعلام میکنیم که پیاممان پیام مقاومت و ایستادگی در برابر ماشین سرکوب دولت کودتاست.
دانشجویان و دانش آموختگان لیبرال خود را به دفاع از خواستهای جنبش سبز و رهبری آن متعهد میدانند و مقاومت و مبارزه مسالمتآمیز و عاری از خشونت را بهترین را نیل به این خواستها و آرمانها می دانند.
اکنون که شلاق سرکوب، تن و بدن همهی ایرانیان را نشانه گرفته است چاره ای جز همبستگی علیه سرکوبگران نیست، طیفهای مختلف دانشجویی نیز با آگاهی کامل از این واقعیت دست در دست هم به مقاومتی مشترک برای حفظ دانشگاه این سنگر گرانقدر آزادی دست خواهند یازید.
ما خواهان آزادی همه ی زندانیان سیاسی و عقیدتی از همه ی زندانهای ایران و لغو مجازاتهای حبس و اعدامی هستیم که در هر جای ایران برای فعالین سیاسی یا فعالین حقوق بشر صادر شده است.
ما خواهان پایان فشارها بر نهاد دانشگاه و کوتاه شدن دست نظامیان از اداره دانشگاهها هستیم.
ما خواهان آزادی کلیه فعالین دانشجویی دربند، با هر گرایش فکری و سیاسی در تهران و دیگر شهرهای ایران هستیم.
گروه دانشجویان و دانش آموختگان لیبرال دانشگاههای ایران، ضمن حمایت قاطع از اعضای زندانی خود و با فشردن دست همه آنها که دولت کودتا را بزرگترین خصم آزادی و منافع ملی می دانند، از هم اکنون 16 آذر سال 88 را به یاد همه شهدای جنبش سبز، "16 آذر سبز" نامگذاری میکند و باور دارد حتی اگر تا روز 16 آذر، تکتک فعالین دانشجویی لیبرال، تحکیمی، چپگرا، ملی گرا، ملی-مذهبی، مشارکتی و... نیز بازداشت شوند و به زندان بیفتند باز هم 16 آذر سبز و باشکوهی در پیش است، 16 آذری که کابوس سقوط دولت کودتا را آشفته تر خواهد کرد.
دانشجویان و دانش آموختگان لیبرال دانشگاههای ایران
سوم آذر یکهزاروسیصدوهشتادوهشت
دولت کودتا که به رغم همه ی سرکوبها و اعمال وحشیانه و غیر انسانی اش در ماههای اخیر، موفق به کنترل امواج گسترده ی جنبش مردمی نشده است، اکنون از سر ضعف و استیصال می کوشد عقده اقتدار خویش را با بازداشت فعالین دانشجویی و صدور احکام سنگین زندان برای فعالین سیاسی اصلاح طلب و تحولخواه التیام بخشد، از قضا اما اینگونه برخوردها نشان از عجز روزافزون دولت کودتا و نزدیکی هر چه بیشتر آن به شیب تند سقوط دارد.
هجوم برنامه ریزی شده ی نیروهای امنیتی به یک جلسه ی تئوریک و معمول خانگی و بازداشت هفت تن از اعضای گروه دانشجویان و دانش آموختگان لیبرال دانشگاههای ایران (مهرداد بزرگ، سورنا هاشمی، علیرضا موسوی، فرزان رئوفی، احسان دولتشاه، سینا شکوهی و البرز زاهدی) را نیز باید در راستای همین عجز و استیصال ارزیابی کرد. آمران و عاملان اینگونه بازداشتها خود بهتر می دانند که سرکوب و خشونت و زندان، دیگر درمان این درد و مرهم این زخم نیست، دیگر نه تنها فعالین سیاسی و دانشجویی که مردم هم از زندان و سرکوب ترسی به دل راه نمی دهند.
"دانشجویان و دانش آموختگان لیبرال دانشگاههای ایران" که به عنوان یک گروه فکری–دانشجویی تا کنون همۀ همت و توان خود را در راه گسترش اندیشۀ آزادی و نهادینه کردن پارادایم دموکراسی و حقوق بشر در دانشگاههای کشور به کار بسته است، اکنون نیز بی توجه به فشارهای وارده به راه خود ادامه می دهد.
گروه دانشجویان و دانش آموختگان لیبرال، مفتخر و متعهد است که به سهم ناچیز خود، همچون ماههای گذشته در مسیر مبارزه با دولت غیرقانونی کودتا و استبداد دینی–نظامی حاکم، در کنار مردم و دانشجویان بایستد و به کوشش خود برای تحقق اهداف جنبش سبز ملت ایران و به ثمر نشستن خون شهدای این جنبش ادامه دهد.
اکنون که تعداد زیادی از اعضای ما بازداشت شده اند و تعداد دیگری نیز با خطر بازداشت مواجه اند ما به صراحت اعلام میکنیم که پیاممان پیام مقاومت و ایستادگی در برابر ماشین سرکوب دولت کودتاست.
دانشجویان و دانش آموختگان لیبرال خود را به دفاع از خواستهای جنبش سبز و رهبری آن متعهد میدانند و مقاومت و مبارزه مسالمتآمیز و عاری از خشونت را بهترین را نیل به این خواستها و آرمانها می دانند.
اکنون که شلاق سرکوب، تن و بدن همهی ایرانیان را نشانه گرفته است چاره ای جز همبستگی علیه سرکوبگران نیست، طیفهای مختلف دانشجویی نیز با آگاهی کامل از این واقعیت دست در دست هم به مقاومتی مشترک برای حفظ دانشگاه این سنگر گرانقدر آزادی دست خواهند یازید.
ما خواهان آزادی همه ی زندانیان سیاسی و عقیدتی از همه ی زندانهای ایران و لغو مجازاتهای حبس و اعدامی هستیم که در هر جای ایران برای فعالین سیاسی یا فعالین حقوق بشر صادر شده است.
ما خواهان پایان فشارها بر نهاد دانشگاه و کوتاه شدن دست نظامیان از اداره دانشگاهها هستیم.
ما خواهان آزادی کلیه فعالین دانشجویی دربند، با هر گرایش فکری و سیاسی در تهران و دیگر شهرهای ایران هستیم.
گروه دانشجویان و دانش آموختگان لیبرال دانشگاههای ایران، ضمن حمایت قاطع از اعضای زندانی خود و با فشردن دست همه آنها که دولت کودتا را بزرگترین خصم آزادی و منافع ملی می دانند، از هم اکنون 16 آذر سال 88 را به یاد همه شهدای جنبش سبز، "16 آذر سبز" نامگذاری میکند و باور دارد حتی اگر تا روز 16 آذر، تکتک فعالین دانشجویی لیبرال، تحکیمی، چپگرا، ملی گرا، ملی-مذهبی، مشارکتی و... نیز بازداشت شوند و به زندان بیفتند باز هم 16 آذر سبز و باشکوهی در پیش است، 16 آذری که کابوس سقوط دولت کودتا را آشفته تر خواهد کرد.
دانشجویان و دانش آموختگان لیبرال دانشگاههای ایران
سوم آذر یکهزاروسیصدوهشتادوهشت
فیلتر شدن دوباره سایت دانشجویان هوادار جنبش مسلمانان مبارز
وب سایت دانشجویان هوادار جنبش مسلمانان مبارز برای دومین بار طی ماه های اخیر فیلتر گردید
دانشجویان هوادار رسالتی جز آکاهی بخشی برای خود قائل نیستند و از آن جایی که آگاهی بخشی در فضای کنونی به عنوان سم مهلکی بر کودتاگران محسوب می شود از کوچکترین روزنه ای که برای آگاهی بخشی باشد احساس خطر کرده و با انمقابله می کنند. ولی غفل از انند که این جنبش در جای جای این مرز و بوم ریشه دوانده و و به موقع و زمان خودش به رسالت اگاهی بخشی خود نیز ادامه خواهد داد. و این گونه اعمال و محدودیت های هیچگونه خللی را در ادامه مسیرشان وارد نخواهد کرد.
دانشجویان هوادار رسالتی جز آکاهی بخشی برای خود قائل نیستند و از آن جایی که آگاهی بخشی در فضای کنونی به عنوان سم مهلکی بر کودتاگران محسوب می شود از کوچکترین روزنه ای که برای آگاهی بخشی باشد احساس خطر کرده و با انمقابله می کنند. ولی غفل از انند که این جنبش در جای جای این مرز و بوم ریشه دوانده و و به موقع و زمان خودش به رسالت اگاهی بخشی خود نیز ادامه خواهد داد. و این گونه اعمال و محدودیت های هیچگونه خللی را در ادامه مسیرشان وارد نخواهد کرد.
اشتراک در:
پستها (Atom)
بايگانی وبلاگ
-
▼
2009
(24)
-
▼
دسامبر
(22)
- درگیری های گسترده دانشجویان مردمی با دانشجویان مزد...
- جنبش 16 آذر تا ان جا کارساز بود که حکومت استبدادی ...
- پيام تسليت شيرين عبادی در پی درگذشت آيتالله منتظری
- بیانیه جنبش مسلمانان مبارز:پدرمعنوی ایران درگذشت
- آیت الله منتظری به دیار ابدی شتافت
- استاد شجریان دومین شاهکارش را به مردم سبز اندیش هد...
- آدرس جدید موج سبز آزادی
- بیست و هفتم آذر و سخنرانی در جنبش مسلمانان مبارز
- برای دکتر محمد ملکی
- اعتراض دانشجویان دانشگاه صنعتی سهند تبریز به سناری...
- دسیسه های دولت کودتا و حامیانش:مردم مراقب باشند
- بازدداشت 70 دانشجو دانشگاه فردوسی مشهد پس از تجمع ...
- شورای اساتید پردیس دانکده های فنی به مناسبت وقایع ...
- موج حمایت از مجید توکلی، دانشجوی منتقد رهبر پس از ...
- بازتاب گسترده تظاهرات روز دانشجو در ايران در رسانه...
- بازدداشت سه تن از فعالین چپ و سوسیالیست شیراز
- شلنزدهم آذر88 روزملی مبارزه با کودتا
- محاصره دانشگاه تهران به دست ماموران نظامی در 17 آذر
- صدایاعتراضدانشجویاندانشگاه شهید بهشتی به اوین هم رسید
- در شانزدهم آذر حضور می یابیم؟ مرتضی سمیاری
- بیانیه دانشجویان هوادار جنبش مسلمانان مبارز به منا...
- وحشت کودتاگران از دانشجویان هوادار جنبش مسلمانان م...
-
▼
دسامبر
(22)
درباره من
- شورای هوادران ج م م
- درود بر شما آزاد اندیشان دوستان و مبارزان راه آزادی و آگاهی : همانگونه که مطلعید این وب سایت ها توسط هواداران جنبش مسلمانان مبارز که یکی از نیروهای ملی مذهبی محسوب می شود بنیان گذاشته شده است که شروع فعالیت هایش به سه سال قبل باز می گردد. این وب سایت ها وب سایتی هایی با نگاه فکری -سیاسی می باشند و به لحاظ کاری هیچگونه وابستگی به تشکل فوق ندارد اما آرمانهایش همان آرمانهای تشکل فوق می باشد و تمامی بیانیه ها و فعالیت هایش نیز به صورت مستقل و در راستای آرمانهای این تشکل می باشد که مورد پذیرش و قبول شورای هواداران می باشد واین عمل که نوعی رسالت آگاهی بخشی در حد بسیار کوچک نیزمورد خشم و کینه حامیان زرو زور و تزویر قرار گرفت به طوری که در اواخر مرداد ماه از سوی مودتاگران مورد حملات بی سابقه ای قرار گرفت که دوستان طی یک بررسی به فعالیت های خویش به این نتیجه رسیدند که می مانیم و با گامی استوار به تداوم راه خویش جهت آگاهی بخشی ادامه می دهیم. دوستان وهم اندیشان گرامی شما می توانید پیشنهادات و انتقادات خود را با ما در میان بگذارید. باjmm1388@gmail.com شورای هوادران ج م م